وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
استاد رعد : سلام بر مردی که از قلب ها وارد میشود ، وبا محبت ، نسخه می پیچد. و دیگران که در دارالفنون آموزش دیده اند از برخورد و نسخه پیچی برای مسافران عاجزند . خوب شد که پیام ها را جذب نمودی ودر کلام بکار بردی باید در بیداری این مسائل را می آموختی  اکنون میدانید که جهان رو به تغییر است که ما قدری عقب هستیم  شما را قرار است که با حرکتی نوین  و گسترش آن و شناخت انسان به سوی تکامل انجا م اموری شود که در مورد انسان های از یاد رفته است .همه چیز دز عمل باتفکر و تعقل صحیح و توام با محبت حساب شده و بلاعوض است  حرکت های شما بسیار قابل قبول و ادامه دار است . این مشعل خاموشی ندارد  زیرا روشن کننده آن فرمانش را از مبدا آفرینش دریافت کرده است .

قابل توجه تمامی مسافران و همسفران و کمک راهنمایان نمایندگی سهروردی
با شور و شوق فراوان  روز پنج شنبه مورخه 1398/11/10
میزبان دیده بان محترم آقای احمد حکیمی  می باشیم .




طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60،
[ یکشنبه 6 بهمن 1398 ] [ 01:50 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]

قسمت اول                                     پرده یازدهم
" کنار رودخانه"



( ادموندوهلیاکناررودخانه،درحال قدم زدن هستند)

ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60،
[ جمعه 24 خرداد 1398 ] [ 12:52 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]


 
پرده دهم
""درقصر""

لوسفیرگفته؟  باید هر طور که شده کاری کنید که ادموند و هلیا از رودخانه عبور کنند
 وارد منطقه ممنوعه بشوند.

.

ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1398 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ خلیل ملایی ]
پرده نهم
""((شهر جدید یا بهشت))""



هرگز نبایستی ازسیمهای خاردار عبور نمایید وبه درختان نزدیک شوید ویا از میوه انهابخورید .


ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60،
دنبالک ها: وبمسافر خلیل ملایی،
[ جمعه 10 خرداد 1398 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
نمایشنامه ادموند وهلیا
پرده هشتم
"گردهمایی" قسمت سوم




ادموند :
گابریل عزیز ، پادشاه گفت به درخت نزدیک نشوید و از آن نخورید !
می خواهیم قبل از اینکه ما به آنجا منتقل بشویم ، موضوع درخت را که پادشاه گفت به آن نزدیک نشویم را برای ما روشن کنی . پادشاه:





ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
[ جمعه 27 اردیبهشت 1398 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
""  پرده هشتم""
                              "گرد همائی"




گابریل
او آن است که آفرید شما را و آنچه در جهان خاکی است و سپس از آن قصد کرد به آسمان و بنا کرد آن را هفت آسمان و او به همه چیز داناست و اکنون با شما سخن خواهد گفت .
[ساکنین ، فریاد شادی سر می دهند و هلهله می کنند ]

                        


  
 



ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60، ادموند وهلیا،
دنبالک ها: و ب مسافر خلیل،
[ جمعه 13 اردیبهشت 1398 ] [ 02:10 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]


پرده هفتم
"بارگاه پادشاه"





فوراً ادموند وهلیا را خبرکنید که به اینجا بیایند، پادشاه آنها رااحضار کرده است.
[چندلحظه بعد، ادموند وهلیا وارد بارگاه می شوند پس
از ورود ، هلیا  سربر خاک می گذارد، ولی ادموند، تردید می کند.]
[ پادشاه در بارگاه در حال قدم زدن است و گابریل و مایکل هم حضور دارند ]
پس شما دو نفر آمادگی کامل برای آغاز مرحله نخست و یا شروع پروژه را دارید؟



ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60، ادم وهوا، ادموند وهلیا،
دنبالک ها: و ب مسافر خلیل، وب همسفر نادیا،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ خلیل ملایی ]
دانایی موثر یعنی آن که ما با عمل کردخوب و درست خودمان روی دیگران تاثیر گذار باشیم .
 

ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
[ شنبه 24 فروردین 1398 ] [ 10:43 ب.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]


پرده ششم
"مرخصی ازبیمارستان"




حالا اختیار  چی هست؟عجب هیولای خطرناکی! چطوری از دستش فرار کردی؟


ما در گذشته ، به گونه ای برنامه ریزی شده بودیم که فقط فرامین را اجرا می کردیم و کار دیگری بلد نبودیم ؛ ولی اکنون با اختیاری که به ما تفویض شده می توانیم فرمان را اجرا نکنیم ، به عبارتی می توانیم نقض فرمان کنیم !

ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: نمایشنامه ادموند وهلیا،
دنبالک ها: وب همسفر نادیا،
[ جمعه 23 فروردین 1398 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]

پرده پنجم         (قسمت سوم)
                "به دنبال هلیا"


                         

ژولیا :
هنوز چیزی نشده، پیشنهاد ازدواج می دهید؟
جن :
بگو ازدواج که نه همنشینی........


ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
[ جمعه 9 فروردین 1398 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]


پرده پنجم         (قسمت دوم)
                "به دنبال هلیا"

                         
 

متشکرم من نمیتوانم به خانه شما بیایم، چون منتظره نامزدم هستم......


راوی :

دیری نپائید؛ درحالی که هنوز ادموند به خانه ی پدر هلیانرسیده بوده، تمام شهر، در حال تمرین چشمک زدن بودند، بدون آنکه مفهوم آن را بدانند......



 



ادامه مطلب

طبقه بندی: .،
برچسب ها: کنگره60، ادموند وهلیا،
دنبالک ها: وب مسافرانc60،
[ جمعه 24 اسفند 1397 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات