وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
سی دی حذف از مهندس دژکام .

جلسه چهارم از دور چهل و پنجم ، به نگهبانی جناب مهندس و دبیری خانم مریم در تاریخ ، (  ۹۹/۳/۲۷)  با دستور جلسه ی، سی دی : حذف راس ساعت هشت صبح شروع به کار نمود . سلام دوستان حسین هستم یک مسافر .
مبحث امروز مانند چند جلسه ی قبل از کتاب ۶۰درجه انتخاب کرده ام و مربوط به تاریخ ۷۶/۲/۱۷ می باشد. این زمان سه ماه و نیم از شروع سفر من می گذرد که عنوان این مطلب ( تکرار تاریخ ) است و از سردار است


پیام :
( هدف ما از تکرار تاریخ همین است که برای تان بگوئیم تاریخ خود به خود تکرار نمی شود ، فاعل می خواهد و این انجام ها در دوران زندگی ، گویی نمی خواهند از گردونه ی خود پا را فراتر بگذارند ، و احساس هر کسی بر این باور است که از اشتباهات درس نگیرد و خود به تنهایی معلم خود باشد . این سبب تکرار مکرر می شود به طوری که تجربه از گردونه ی زمان به طرف خارج پرتاب می گردد و جایی را حماقت و باورهای دروغین می گیرد . )

هر چند که عنوان مطلب تکرار تاریخ است ولی منظور تکرار تمام مسائل است . انسان ها نمی خواهند از تجربه ی دیگران بیشترین استفاده را بکنند و هر کس می خواهد خودش معلم خودش باشد و از اشتباهات درس نمی گیرد و تجربه ها را در نظر نمی گیرند و این گونه است که از گردونه به بیرون پرتاب می شوند .
بارها گفته ایم که ، محور زندگی ، اختیار است و محور اصلی اختیار ، خواست است و همه چیز بر مبنای خواست هاست و سرنوشت انسان ها و تقدیر شان بر این مبناست.
اگر در قدیم ، می گفتند : بر روی پیشانی هر کس نوشته شده است ، این به خاطر خواست و تمایلات انسان هاست که نوشته شده است ، هر چند که فرد نداند که قبلا جه خواستی داشته است که در محدوده ی فکری او نباشد ، حتی نامه ی پیشین افراد نیز بر مبنای خواست افراد است . حتی فرامین الهی نیز بر مبنای خواست انسان ها رقم می خورد و این خواست آدمی، یا اختیار آنها خیلی محترم شمرده می شود
قبلا گفتم :  که زندگی ما بر مبنای سه چیز استوار  است ۱- خواست ، ۲ - فرمان الهی ۳ - تقدیر
این یک مثلث است که ادامه زندگی را شامل می شود . وقتی که ما می خواهیم به چیری برسیم دو نیرو به ما القا می شود که یک نیرو ما را به خوبی و دیگری ما را به بدی تشویق می کند .
 ***مثال برای القا : ***
یک روز در آشپز خانه بودم و یکی از بجه ها نیز در کنار من بود ، درب کتری را برداشتم و دیدم کتری آب آخرین قطرات آب را دارد در خود بخار می کند ، طوری که ده ثانیه ی دیگر کتری بدون آب شده و دو دقیقه دیگه داشت سوراخ می شد . کتری  را پر از آب کردم و به آن شخص گفتم : ببین ، این همان الهام است . کمی قبل از سوختن کتری ، من فهمیدم .‌ حتما نباید آیه نازل شود و به آدم وحی شود تا یک چیزی را بفهمد .
در درون ما دو نیرو هستند که دائما با ما هستند و دائما در وجود ما نجوا کرده و به ما الهام می کنند که یکی ما را به سمت ارزش ها ( روح ) و دیگری به طرف ضد ارزش ها ( جن ) می کشانند و در این جا ما با اختیاری که داریم یکی از این دو راه را انتخاب می کنیم.
این دو مصداق داستان امیر ارسلان نامدار هستند که دو وزیر یکی شمس وزیر بود که پادشاه را به خیر و خوبی و وزیر دیگری قمر وزیر بود که دائما شاه را به بدی کردن تشویق و ترغیب می کرد .
حال در زندگی روز مره خودمان ، گاهی اوقات که مشکلی پیش می آید ما در صدد حذف آن مشکل می افتیم . مثلا با زن ، پدر و مادر ، فرزند ، دوست ، حکومت ، شریک و خیلی چیز های دیگر اصطکاک پیدا می کنیم و می خواهیم حذف شان کنیم نا مشکل را حل کنیم . انسان عاقل در مواجه با مشکلات و حذف آنها، اولین فکری که می کند این است که با خود می گوید: من اگر این مورد را بخواهم حذف کنم ، چه چیز می توانم جایگزین آن کنم ؟ تا هم مشکل حل شود و هم چیز بهتری به دست آید.  اما انسان نادان می گوید : فعلا این برود ، یا این مورد حذف بشود هر که می خواهد بیاید و یا هر چیز دیگری باشد بهتر از این است . این عدم تفکر و یا تفکر غلط فرد را در موقعیت بد تری قرار خواهد داد . مثلا می گویند خدا را حذف کنید ، خب به جای خدا چه چیزی می توانید جایگزین آن کنید که بهتر از آن باشد . در بدترین مواقعی که افراد ، در نا امیدی محض قرار دارند ، تنها چیزی که به امید را در آنان زنده نگه می دارد، همین خداست ، که طرف دستش را بالا کرده و از خداوند کمک بخواهد، حالا تصور کنید فرد به خدا بی اعتقاد باشد ، چه می کند ؟ فورا طناب دار را دور گردن خودش انداخته و خود کشی می کند. چرا که چیزی برای ادامه دادن ندارد 
در کشور آلمان، گفته می شود که ، قبل از این که کسی را بخواهند از یک پست و مقامی  بردارند ،  قبلا فردی را به جای وی انتخاب کرده اند . شما اگر کسی را که دو نا شمع در یک امام زاده روشن می کند را بگویی : این کار فایده ای نداره و این کار را نکن ، جه جیزی می توانی به جایش به او بدهی که بتواند بدون نا امیدی به زندگی ادامه دهد 
الان بیش از یکصد و پنجاه بیماری روان تنی داریم . خب این ها از افکار و اندیشه ی فرد به وجود می آید . یکی پیش دکتر تغذیه رفت . دکتر به بیمار چاق گفت :  که این را نخور و اون را نخور . طرف گفت : خب بگو : چی بخورم ؟ باید اگر چیزی را از کسی می گیرید چیز جایگزینی به او بدهید .
من یک زمانی گفتم : سم زدایی ، سقوط آزاد و ترک کردن کار غلطی است ، اما به جای این روش های غلط، درمان تدریجی را ارائه دادم . انتقاد و حذف کردم خوب تست به شرطی که جایگزین چیزی را که می خواهید حذف کنید داشته باشید . یکی از مهم ترین مسائلی که در به وجود آمدن و تکرار تاریخ داریم ، این است که ما خیلی از مسائل را حذف می کنیم ولی جایگزین مناسب و بهتری برای مورد حذف شده نداریم .
حذف برخی چیز ها در زندگی بسیار لازم است ، اگر بتوانیم جایگزین درستی برای مورد حذف شده پیدا کنیم . گاهی اوقات ، ما بعضی چیزها را تغییر لباس می دهیم .یعنی ظاهر اش را عوض می کنیم ولی مسئله و مشکل اصلی هم چنان پا بر جاست . یکی می گفت : آدم باید زرنگ باشد . گفتم : زرنگی یعنی چه ؟ گفت : یعنی زد و بند داشته باشی ، رشوه بگیری . گفتم که این که همان دزدی است ، تقلب است، مال مردم خوری است . زرنگ‌ واقعی کسی است که به جای ۲۰ متر دیوار در روز ، ۲۵ متر در روز ، یعنی پنج متر بیشتر کار کند . این فرد ، فرد زرنگی است و نکته ی مهم در این است که کیفیت کار هم بهتر بشود  و الا کار ضد ارزشی همواره ضد ارزشی است ، حالا شما لباس آنرا عوض کنید هیچ فرقی ندارد . اسم فساد و تزویر و خیانت را عوض کنید و بگذارید، زرنگی . باز همان فساد است که اشخاص خود را گول می زنند تا بتوانند خود را به جهت کار زشت خود تبرئه کرده و از راه نادرست و نامشروع به خواسته ی نامشروع شان برسند .
هر چیزی که بخواهد تکرار در آن صورت پذیرد بایستی یک کننده یا فاعل را داشته باشد . ( جنگ جهانی اول که شروع شد بسیاری از افراد کشته و بسیاری از سرزمین ها خراب و نابود شدند ، در جنگ جهانی دوم نیز باز این عمل تکرار شد ، بعد دوباره در ویتنام جنگ شد) و جالب هم این است که در هر مورد یک اسمی روی آن جنگ‌ گذاشته می شد تا با لباس جدیدی بتوانند به تکرار ها ادامه دهند و عمل زشت خود را به پایان دلخواه برسانند . 
 پیام : *** هدف ما از تکرار تاریخ همین است که برای تان بگوئیم تاریخ خود به خود تکرار نمی شود ، فاعل می خواهد و این انجام ها در دوران زندگی ، گویی نمی خواهند از گردونه ی خود پا را فراتر بگذارند ، و احساس هر کسی بر این باور است که از اشتباهات درس نگیرد و خود به تنهایی معلم خود باشد . این سبب تکرار مکرر می شود به طوری که تجربه از گردونه ی زمان به طرف خارج پرتاب می گردد و جایی را حماقت و باورهای دروغین می گیرد . ***
اگر انسان بخواهد هر کاری را خودش تجربه کند به هزاران سال عمر برای تجربه کارهایی که تجربه نکرده باید وقت بگذارد. پس علت این که اشتباهات در انسان ها تکرار می شود این است که هر کس به تنهایی می خواهد تاریخ را دوباره برای خود تکرار کند و از تجربه ی دیگران بهره ای نبرد . این خودش نشان می دهد که فاعلین تکرار ها در جهل و نا آگاهی هستند و الا انسان دانا از اشتباهات دیگران برای امور جاری زندگی اش درس می گیرد و به جای صرف وقت و زمان و هزینه ، از تجربه های دیگران سود می جوید.
 ***بطوری که تجربه از گردونه ی زمان به طرف خارج پرتاب می گردد و جایش را حماقت و باورهای دروغین می گیرد. ***
به عنوان مثال : شما می خواهید شکم خود را با جراحی کوچک کنید و چربی های آنرا بردارید  . آدم دانا می آید و در ابتدای شروع ، با چند نفر که تجربه ی کوچک کردن شکم خود را با جراحی داشته اند مشورت می کند و از آنها در باره ی عواقب و بیماری هایی که به واسطه ی این جراحی پدید می آید از  آنها سوال می کند که آیا این کار خوب است با خیر ؟ آیا بعد از انجام عمل می شود زندگی معمولی داشت؟
یکی از پزشکان می گفت : که چقدر از افراد بر اثر ایمپلنت کردن ( قرار دادن شی فلزی مثل پیچ در فک برای دندان ) دچار عفونت های دهان و دندان و لثه شده اند ، چرا که دندان پزشک از پیچ های ارزان قیمت و خراب و فاسد در این کار برای سود بیشتر استفاده کرده است . جون عفونت از راه دهان به معده رسیده و از معده به قلب وارد شده و فرد را حتی به طرف مرگ سوق می دهد .
نمی خواهم بگویم این کار را انجام ندهید ، انجام بدهید ولی بررسی هم بکنید و راه درست را انتخاب کنید و از تجربه ی افرادی که این عمل را انجام داده اند نیز استفاده کنید . یعنی به قول پارچه فروش ها گز نکرده پاره نکنید . از تجربه ها سود ببرید . الان در این مدتی که کرونا آمده ، خیلی از افرادی که در بیمارستان بستری شدند و مردند ، از خود بیماری کرونا نمرده اند ، بلکه از عفونت هایی که در بیمارستان بود فوت کردند. پس باید دقت کنید . این یعنی ، همان جمله ای که استاد در پیام گفتند : (  تا تجربه از گردونه خارج نشود . )  . در حال حاضر یک سری از باور های دروغین جای باور های راستین را گرفته اند . یک عمر ، شخص یک سری از این باور های غلط را در افکار و اندیشه ی خود انبار کرده است و له این سادگی دست از آنها بر نمی دارد  . چرا ؟ چون خود به تنهایی می خواهد معلم خود باشد و بدون استفاده از تجربه ی دیگران ، حماقت و باور های غلط خود را تکرار می کند و این جاست که با غلط رفتن در  راه نادرست ، تاریخ ( تجربه ها ) تکرار می شود که باعث عقب افتادن در زندگی می شود.
همین باور های دروغین بود که مخصوصا در اوایل انقلاب ، بسیاری از سازمان ها و گروه ها و دسته های سیاسی را در آخر کار به طرف نابودی و کشتن بی گناهان واداشت و دیده شد که فرد به یک تروریست و آدم کش تبدیل گشت .
بسیاری از مردم بر این باور غلط هستند که معتادین فقط برای خوش گذرانی مواد مصرف می کنند و یا باور غلط در مورد اعتیاد این است که با سه روز مصرف نکردم اعتیاد درست می شود و یا با ورزش کردن و دویدن اعتیاد از بین می رود . یا باور غلط، خوابانیدن فرد معتاد و زدن او در کمپ های ترک اعتیاد باعث سالم شدن اش می شود و یا حتی در مجامع پزشکی ، باور بر این بود که با تعویض خون شخص ، اعتیاد در فرد از بین می رود . یا با روش سم زدایی سریع و فوق سریع می توان به سلامت رسید .
*** راه درست چیست ؟***
 در این امور باید منشاء را از بین برد و نه این که عامل را از بین ببریم . باور غلط بر این است که اگر در سینه ی خانم ها یک توده ی سرطانی هست باید سینه را برید ، در صورتی که باید منشا سرطان را از بین برد. حالا شما سینه را که بریدید ، کار تمام است ؟ خیر . فردا از یک قسمت دیگر مثل زیر بغل، رحم ، مغز، روده و یا معده بیرون می زند . یا در فردی که اعتیاد دارد باید علت و منشاء آنرا پیدا کرد ، یا کسانی که چربی های شکم را در می آورند، چربی های شکم علت این موضوع نیستند بلکه منشاء این اجتماع چربی که ، تغذیه ی نادرست انسان، ورزش نکردن ، تنبلی و ... است را بایستی درمان کرد .
این اضافه وزن ، دقیقا شبیه ، تبدیل جوجه های یک روزه در طی مدت ، چهل روز به یک مرغ دو کیلویی است . در بهترین شرایط ، یک کیلو و هفتصد گرم دان مرغ که به جوجه داده شود ، یک کیلو به وزن جوجه اضافه می شود . آدمی هم که در فرایند چاق شدن قرار می گیرد نیز ،به همین صورت چاق می شود . یعنی اگر در طول روز دو کیلو میوه و غذا بخورد نصف این مقدار که یک کیلو گرم است ، اضافه وزن پیدا می کند . پس در واقع کسی را که چاق است و می خواهد لاغر کند ، راه درست این نیست که چربی ها را از شکم او خارج کنیم ، بلکه باید به منشاء چاقی که گفته شد توجه کرد و آنها را به مقدار لازم و نورد نیاز بدن به جسم داد . باور های دروغین می گویند : تو برای لاغر شدن باید چربی های شکم ات را بیرون آوری، چرا این باور غلط و دروغین در اذهان مردم گنجانده می شود ؟ به این خاطر که ، یک پزشک، برای بیرون کشیدن این چربی ها ، بیست الی سی میلیون تومان از طرف می گیرد . همین است که مردم را برای سود بیشتر به باور های غلط راهنمایی می کنند . تازه ، فردی که عمل کاهش چربی را با جراحی انجام می دهد علاوه بر مولی که برای این کار می دهد ، باید مبلغ گزافی نیز به جهت جمع کردن پوست شل شده ی شکم خود نیز پرداخت کند ، چون چربی های اضافه، پوست را نیز می کشند . در بعضی شرایط ویژه( فورس ماژور ) مثلا کسی که سیصد یا چهار صد کیلو گرم وزن دارد ، راهی به غیر از در آوردن چربی های شکم و پهلو و یا کوچک کردن معده ، یا بریدن روده ندارد ، انا کسی که ده ، بیست کیلو اضافه وزن دارد ، این کار ها هم بسیار خطر ناک و هم هزینه بر و دارای بیماری های زمینه ای و پیوسته ، بعد از عمل و محدود شدن انواع غذا ها در شخص می شود .
آیا ؛  آدم عاقل می آید و معده و روده اش را کوچک کند ، درست است که می گویند : بکش و خوشکلم کن ، ولی به چه قیمتی؟ اونقدر عوارض بدی بعد از این گونه عمل های ناهنجار وجود دارد که اصلا ارزش این کارها را ندارد . شخص معده و یا روده اش را کوچک کرده و حال می خواهد یک پورس جلو کباب بخورد .اول این که برنج را نمی تواند بخورد ، دوم ، این که کباب را هم به همان شکل نمی تواند بخورد ، باید نصف یک سیخ کباب را در دستگاه با یک کف دست نان مخلوط و میکس کند و غذا که اسمش را نمی شود گذاشت، یک معجون بدون مزه و نازیبا را آرام آرام بخورد ، وه در بعضی موارد بالا می آورند. دیگر این که شبها نمی توانند درست و روی یک محل و و به راحتی بخوابند ، چون با خوابیدن با یک پهلو ، احتمال خفگی و مرگ‌ برای شخص وجود دارد. خوابیدن هم دچار مشکل می شود و برای خواب باید نشسته بخوابند . درست است که آدم باید زیبایی معمول را در اندام ها و صورت داشته باشد ولی در دو روز زندگی که باید سالم و راحت زندگی کرد ، این کارها بی ارزش است . پس این ها ، باورهای دروغین است که ، بعضی از مطالب وابسته را در سی دی احمق ها گفته بودم .
***درس نگرفتن از اشتباهات دیگران و معلم خود بودن سبب تکرار تاریخ می شود ***. این جاست که انسان باید در انجام بعضی کارها ، از مشورت با دیگران بهره مند شود و در ضمن تجربه های آنان را به کار گیرد .
شخص مصرف کننده ، با ورود به کنگره ، الگوهای درمان شده و تجربه شده را می بیند ، قبلا هم گفتیم که : علمی که تجربه شده باشد ، سندی است بدون نقص ،
هر مطلبی به زمان خود تکرار می شود این مطلب با تولید و زایش فرق می کند
شما با ازدواج با همسر خود صاحب فرزندی می شوید ، این یعنی تولید و زایش ، اما اگر بجه ای را به فرزندی قبول کنید ، این دیگر زایش و تولید برای شنا محسوب نمی شود.
تولید و زایش با تکرار مکرر فرق دارد . زیرا تولید برای بقای آدمی طبق فرمان الهی به وجود آمده است . انا ما ، به فرمان خودمان ، در امر کامل نشدن عقل ، به تجدید ها لباس نو می پوشانبم و در پایان به شئون هم اکتفا نمی کنیم. حتما منظور ما را خوب فهمیدید . !

ما یک تولید کردن ( یافتن ) داریم و یک مطلب دیگر که ( یافتن ) است . درخت گردو تولید اش، هزاران گردو است . یا میوه های دیگر ، تولید درخت خودش است ، این با چیز هایی که ربطی به زایش و تولید ندارند متفاوت است .
تفاوت زایش و تولید با عوض کردن ظاهر یک چیز و نمایش آن با عنوان تولید در این است که در تولید و زایش، شما یک جیزی را خلق کرده و به وجود نی آورید. چیزی که قبل از نداشته و یا در دست شما نبوده است .
مثلا بعضی ها هستند که در یک سخن رانی که می کنند ، مدام می گویند : به قول حافظ، سعدی ، شکسپیر، نظامی و ..‌ می گویند . یک جمله از خودش نمی گوید و ندارد که بگوید .
این که شما از داشته ها و تولید و زایش های دیگران به عنوان تولیدات خود نمایش دهید بی معناست . خب پس خودت چه می گویی و جه عمل و تولید و زایش داشته ای . ( این همان به تن کردن لباس نو به جیزی یا کسی است ) . این کار مثل این است که تو سوار بر اسب دیگران شده ای . پس اسب خودت کو ؟
کتاب حافظ، سعدی ، گلستان و بوستان ، فرضیه کوانتوم، این ها خود زایش اند
پس ؛ تولید و زایش بر طبق فرمان الهی و به جهت بقای آدمی است.
پیام:::
( تولید و زایش با تکرار مکرر فرق دارد . زیرا تولید برای بقای آدمی طبق فرمان الهی به وجود آمده است . اما : ما ، به فرمان خودمان ، در امر کامل نشدن عقل ، به تجدید ها لباس نو می پوشانبم و در پایان به شئون هم اکتفا نمی کنیم. )
به عنوان مثال ؛ قبلا فرد را برای نجات از مواد مخدر در زیر زمین زندانی می کردند . الان نیز همان کار را با لباسی نو انجام می دهند . چطور؟ ؛؛؛ حالا می آیند و بت دادن انواع قرص و مواد نگهدارنده ، مثل متادون می آیند و همان اشتباه را دوباره به شکلی دیگر و در لباسی دیگر تکرار می کنند .
به قول قدیمی ها که می گفتند : ( خر همان خر است، فقط پالانش عوض شده )
این جمله که در اول صحبت هایم به آن اشاره کردم و گفتم ؛ اگر هر چیزی را حذف کردید ، باید میزی دیگر را جایگزین ان کنید در این جا مصداق دارد که ( در واقع ، تولید و زایش وقتی اتفاق می افتد که در صورت حذف مطلبی ، مطلب دیگری را برای انجام کار تولید کرده باشید . )
بعضی چیز ها است که در صورت حذف یک مطلب، جایگزین یا جایگزین های بهتری هست که می توان انتخاب کرد . مثلا شما به جای چلو کباب ، می توانید قورمه سبزی را جایگزین غذا یتان کنید ، ولی زمانی که شنا بخواهید غذا را حذف کنید هیچ چیزی را نمی توانید جایگزین غذا نمایید .
گاهی مواقع شما یک چیزی را می خواهید حذف کنید ، باید در ابتدای امر بسنجید که آیا با حذف این مورد ، نورد بهتری را نی توانید جای آن بگذارید، یا خیر . اگر مورد بهتری نیست ، باید صبر نمود تا گشایش ایجاد شود ، مثلا سه تا بجه و یک شوهر تریاکی دارید ، می گویید به این خاطر باید طلاق بگیرم . اما اگر صبر کرده و شوهر فرد ، به کنگره بیاید و درمان شود دیگر جایگزینی طلاق به جای زندگی کار درستی نیست .

اما : ما ، به فرمان خودمان ، در امر کامل نشدن عقل ، به تجدید ها لباس نو می پوشانبم و در پایان به شئون هم اکتفا نمی کنیم. )
در مسائل زندگی و مشکلات پیش رو ، گاهی به غیر از این که نمی شود ، مشکل را حذف نمود و جایگزین بهتری را انتخاب کرد ، به علاوه ی آن * حتی شئونات را تیز مد نظر قرار نمی دهیم *
داستان شاه عباس و سرمای و پالان
می گویند شبی از شب های زمستان ، شاه عباس در بیرون از قصر ، گرفتار سرنای شدیدی شد . وقتی سراغ لباس گرم را از اشخاص آن محل کرد ، ایشان به شاه ، پالان الاغی را نشان دادند و گفتند : فقط این پالان را داریم . شاه گفت : اسمش را نیاورید و بیایید روی من بیندازید . ( حفظ شئونات )

ادامه ی پیام
مثل این که زیاد گفتیم ، برویم بر سر مطلب خودمان که در ادامه، نگران مسائل هستید و این بدون شک ، با قدم های استوار ، کاملا به سوی راهی که باید پیش بروید ، طی طریق خواهید نمود و برای این که جایگاه خود را با ستون های بسیار محکمی بسازید ، ناگزیرید؛ از این منطقه ی پر نشیب و فراز و به قول ما از خط عبور نمایید .
این جمله که
رویم بر سر مطلب خودمان که در ادامه، نگران مسائل هستید و این بدون شک ، با قدم های استوار ، کاملا به سوی راهی که باید پیش بروید ، طی طریق خواهید نمود و برای این که جایگاه خود را با ستون های بسیار محکمی بسازید ، ناگزیرید؛ از این منطقه ی پر نشیب و فراز و به قول ما از خط عبور نمایید .
این بدان معناست که مثلا ، اگر کابوس های شبانه می بینید ، راه از بین رفتن این کابوس های شبانه، خوردن قرص های خواب و یا قرص های ضد افسردگی نیست
بلکه با تمرین و تکرار درست مسائل ارزشی و رعایت قوانین زندگی می توان از شر این گونه مشکلات رها شد . باید به طرف ارزش ها حرکت نمود، وقتی از ضد ارزش ها پرهیز کنیم و به آرامش نسبی برسیم ، این مسائل کم کم از بین می رود.
ادامه ی پیام
آنگاه منادی ، خبر دیگری که مملو و بیرون از خواسته های نفسانی است به شما نوید می دهد . ما بسیار خشنود هستیم که شما به احکام ، کاملا توجه می نمایید . از شما می خواهیم که در روند تمام مطالب ، با نیروی منحصر به فرد خویش ، گام های بلندی بردارید و این مسئله، بستگی کامل به خودتان دارد که چقدر در ما ، هنگامی ایجاد نمایید .
به احکام توجه کردن : یعنی توجه کردن به فرامین الهی . در واقع کل فرامین یا احکام الهی می خواهد این را بگوید : ( دوری و پرهیز از ضد ارزش ها و حرکت به طرف ارزش ها. ) همه ی احکام و فرامین الهی را که جمع کنیم همین رد می خواهد بگوید .
ادامه ی پیام
ما هم خوب هستیم و مسائل جاریه ، مشغول و برای ادامه و ارتباط ، نهایت سعی خود را مبذول می داریم ، که به درگاه حق تعالی ، نزدیک شویم و مورد عنایت او قرار بگیریم . واقعیت در مکان هایی که در زمان حال هستند با آنچه، نمی توانیم ، چگونه توصیفش را شرح بدهیم ، کاملا فرق دارند ، ما برای آن مقدار که گاهی از آن نداشتیم ، مبارزه کردیم و در حین عمل ، هرگز به آنچه باید بکنیم ، با دید تعقل نمی اندیشیدیم . البته به زد جمع می گوییم . زیرا خواص آنچه باید بنمایند ، طبق فرمان که می دانید ، به عقب بر نمی گردند .
از این که به صحبت های من گوش دادید سپاس گزارم.
نویسندگی و نگارش متن : مجید شیروی . 




طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""،
[ یکشنبه 12 مرداد 1399 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات