وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
""به نام خالق یکتا""

با بروز مرگ و انتقال از این بعد ، چیزی که مهم و اثر گذار است نامه ی اعمال و یا خلاصه ی کارهای خوب و بد ما در مرحله ی قبلی است که فرد می بیند آیا چیزی که جمع کرده طلا و خانه و مال است که در بعد دیگر به کار او نمی آید......

جلسه ی دهم از دور چهل و دوم مسافران خانم شعبه آکادمی در تاریخ 98/7/9 با نگهبانی و استادی جناب مهندس و دبیری خانم ستاره با دستور جلسه ی : سی دی ماشین در روز سه شنبه راس ساعت 8/30 آغاز به کار نمود . 
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر ؛ امیدوارم مانند پاییز هزار رنگ و زیبا با نمایش بهترین رنگ های پاییز ؛ یعنی بودن در بهترین وضعیت باشید . 
نکته ی مهمی که در نوشتار ها و پیام ها شبیه است و البته قابل اجرا است ؛ این است که : وقتی استاد در سخنان خود نگهبان را مورد خطاب قرار می دهد ، منظور نظر استاد تنها نگهبان نیست بلکه مورد خطاب او همه ی اعضای کنگره هستند و می خواه  توجه همه را به نکته ی بیان شده جلب نماید . مثل این که در کتاب شریف داریم که خداوند خطاب به حضرت رسول می فرماید : قل ؛ یعنی بگو . این فرمان و امر کردن پروردگار فرمان خاص نیست بلکه فرمانی است که به همه ی ماست ؛ که مثلا بگو خدا یکی است . این گفتن در واقع ؛عبور می کنید و آنرا حل می کنید ؛ در واقع شما هستید که قوی شده اید و نه این که مشکل ضعیف و کوچک شده باشد . مشکل ، مشکل است به همان قد و قواره و همان اندازه ی قبل . 
*** جسم ها همه وسیله اند ***
خود واقعی ما و جسم ما دو چیز متفاوت و البته جدا از یکدیگرند . کالبد های هر چرخه ی حیات وسیله ای برای رسیدن ما به هدفی است که ما برای رسیدن به آن به این دنیا آمده ایم و وظیفه ی جسم کمک و یاری خود واقعی ما در رسیدن به تکامل و پیشرفت ما به سوی خداوند است . چرا که جسم فانی و از بین رفتنی است و انا خویش ما همیشگی و جاودان است   و الا جسم که بعد از انتقال ما از این دنیا می پوسد ولی روح است که ماندگار است و پوشیدنی و از بین رفتنی نیست . تفاوت بین جسم و روح یا نفس یا خود واقعی یا خویش خویش ما مثل تفاوت انسان و ماشین اوست . انسان و ماشین اش هر کدام دو شخصیت جدا از یک دیگرند . همان طور که آدمی از ماشین خودش مواظبت و نراقبت می کند و در هنگام خرابی آنرا تعمیر و یا قطعات آنرا تعویض می نماید ؛ در باره ی جسم نیز باید آنرا مواظب بود و سالم نگه داشت ، زیرا جسم به عنوان وسیله ای برای روح باید سالم و تندرست باشد و این سالم بودن دلایل متعددی دارد که در شش جلسه در مورد ساختمان جسم ؛ و در چهار جلسه در نورد کاهش وزن برای سالم ماندن آن بحث کردیم . اما یکی از علل مراقبت از جسم به این دلیل است که بسیاری از بیماری ها هستند که همان بیماری های روان تنی یا ساپکو زوماتیک هستند که از راه روان به جسم منتقل می شوند . بیماری هایی مثل ms و یا کولیت از راه صور پنهان جسم را خراب می کنند و یا بیماری های جسمی که روح آدمی را تحت الشعاع خود قرار داده و موجب کاهش فعالیت کالبد و یا شهر وجودی در ما می شوند . 
جسم ما مثل ماشین نیازمند سوخت است . سوخت این وسیله از راه غذا ها تامین می شود ؛ به همین صورت  خداوند غذا ها را خوشمزه آفریده است . آن چیزی که اجازه ی زندگی در این دنیای فیزیکی را به ما می دهد ؛ همین جسم است که روح با قرار گرفتن در آن به هدفی که به واسطه ی آن پای به این دنیا گذاشته خواهد رسید . برای همین است که خداوند در کتاب شریف می فرماید : چه خوب است که همه به غذای خود توجه نمایند . چون با از کار افتادن جسم است که مرگ اتفاق می افتد.  هر ساعت یا هر روز میلیون ها جسم انسان ها به خاطر تغذیه ی نادرست و یا مصرف مواد مخدر و سیگار از کار افتاده و می میزند . چرا که بلد نبودند درست از جسم خود مراقبت کنند . 
یک نکته در رابطه با روح متذکر بشوم و این که روح ، نفس ، جان ، جن و ... هر کدام معانی خاص خود را دارا هستند که در این جا کلا به ایم روح اورده شده است ولی در کل هر کدام از این موارد با یک دیگر متفاوت هستند . 
جسم های همانند لزوما روح شان نیز همانند هم نیستند : یعنی چه ؟ 
وقتی گفته می شود جسم های همانند ؛ منظور همین رابطه ی خونی و فامیلی است . پدر و فرزندی ، خواهر و برادری و مادر و دختری . ممکن است که ما از نظر حس می و خونی با هم مشترک باشیم اما لزوما روح و صور پنهان ما امکان دارد که با فامیل مان اصلا بیگانه باشند و هیچ سنخیت و تشابه و اشتراکی با هم نداشته باشند . پس ان چیزی که به دنبال نزدیک و اشتراک خود به دنبال دیگری می گردد ؛ همان روح های مشترک است که از نظر صور پنهان با یکدیگر مشترکاتی دارند و روح های مشترک یا همان هم حس ها به دنبال افرادی می گردند که حس های مشترکی را داشته باشند که امکان دارد اصلا همدیگر را ندیده و تصویری از هم نداشته باشند . ویژگی روح های مشترک در این است که آنها برای یاری رسانیدن به هم به یک دیگر نزدیک می شوند و برای همدیگر طلب استمداد می کنند نه برای آنکه چیزی از هم بر دارند یا مالی را به هم بدهند . انها از طریق القا و الهام این نزدیکی و کمک و یاری را انجام می دهند و چیزی که در کائنات باقی ، جاری و ساری خواهد ماند ، همین ارتباط روح های مشترک است . 
تعریف ید واحده : از تجمیع روح های مشترک ید واحده تشکیل می شود . این تجمیع صد البته در مورد جن های مشترک نیز صادق است . همان شعر است که می گوید : کبوتر با کبوتر ؛ باز با باز    کند هم جنس با هم جنس پرواز . پس در واقع خویشان واقعی ما همین روح های مشترک است 
《 خواست ، تقدیر و فرمان الهی 》
هر چه در آینده ی ماست در این سه قسمت خلاصه می شود . هستند ثروت مندانی که می گویند : ثروت مندی ما به خاطر تلاش و کوشش مان است . تلاش هست ولی تقدیر و امر الهی نیز در هر رویدادی اثر گذار است . چه بسیار افرادی که صد برابر شما تلاش کرده اند اما به جایی نرسیده اند ؛ چرا که صلاح خداوند و فرمان او برای ثروتمندی شخص وجود ندارد . پس ما در این میان جه کاره ایم ؟  امر به یکتا دانستن خدا یا همان اقرار به اولین اصل دین مبین اسلام یعنی توحید است . در شروع پیام نیز به همین صورت است.  وقتی استاد می گوید : در رویارویی با مشکلات و مسائل مثل ستون و استوار چون نخل باشید ؛ این کلام خطاب به همه ی اعضای کنگره است که همه باید ایستادگی در برابر مشکلات را فرا بگیرند و با صبر و تحمل همراه با تلاش و کوشش مانند درخت نخل باشند . اما درخت نخل چه ویژگی مهمی دارد که به عنوان مثال آورده شده است ؟ درخت نخل تنها درختی است که انسان با خوردن آن می تواند مدتهای مدیدی زنده باشد . در صورتی که فی المثل ؛ اگر کسی در جایی گرفتار شود که فقط غذای آنجا میوه ی درختان باشد بعد از مدتی از گرسنگی خواهد مرد ، اما خرما علاوه بر این که یک میوه است یک غذای کامل و جامع نیز هست که سرشار از انواع ویتامین ها و پروتئین های لازم بدن و عناصر متعدد را در درون خود دارد . علاوه بر آن ؛ از شاخه های ان سقف و طناب می شود درست کرد . حصیر بافت و یا استفاده های دیگری که این آفریده ی خدا در خود پنهان و آشکار دارد . 
ای برادر تو همه اندیشه ای    مابقی خود استخوان و ریشه ای . یک نکته ی ضروری هست که ؛ مسائل و مشکلات یک قضیه است و نوع نگاه و دید ما به هر موضوع یک قضیه ی دیگر می باشد . 
شما در یک مسابقه ی کشتی شکست می خورید . دو کار می توانید بکنید . یا گوشه ی تنهایی اختیار کرده و عذاب بکشید و غم و غصه بخورید و یا به شکل دیگری به قضیه نگاه کنید و با خود فکر کرده و علل شکست را جست و جو کنید و از این شکست تجربه اندوخته و دوباره از اول شروع کرده و با تلاش و زحمت به میردزی برسید . این همان زاویه ی دید ما و نوع نگاه ما ( جهان بینی ) ما را تشکیل می دهد . پس نتیجه می گیریم : در پس بروز هر مشکل ابتدا به ساکن ، علل و عوامل هر رویداد را بررسی یا تفسیر کرده و در وهله ی بعد ، راجع به ان موضوع برخورد مناسب و درست را اتخاذ کنیم و سپس عمل صحیح را انجام دهیم . 
نحوه ی بر خورد با انسان های جاهل و نادان چگونه است ؟ مثلا فرض کنید یک نادان پشت سر شما غیبت یا تهمت یا سرزنش نادرست نموده است . این موضوع هم مثل موارد فوق بستگی به دید نا دارد . می توان کینه و تنفر را پیشه ی خود کرده و کینه توزانه با وی برخورد کنید که در این صورت خودمان هم عذاب خواهیم کشید و هم این که برای متنفر شدن از فردی باید تنفر را در خود گسترش دهید . چون اگر انسان بخواهد از کسی متنفر باشد باید خود آن صفت را داشته باشد . باید اول خودمان عصبانی کنیم و از نیروهای منفی کمک بخواهیم که در این صورت برای خود مشکل می آفرینیم ؛ یا با تفکر صحیح با خود بگوئیم ؛ اگر نادان نبود که این کار را نمی کرد و با نادان و جاهل فرض کردن وی ؛ خود را از رفتن به سمت حاشیه و افکار مسموم بر حذر کنید تا آرامش داشته باشید . برای این که پولی را بخواهیم به دیگری بدهیم ؛ شرطش این است که ثروت مند باشیم و یا اگر بخواهیم به کسی محبت کنیم بایستی محبت را داشته باشیم . نمی شود چیزی را که نداشت به کسی داد . تو یک ریال نداری ، آنوقت می توانی یک میلیون تومان از آنچه نداری را به کسی بدهی ؟ پس برای آنکه بتوانی صفتی را انتقال دهی باید آن صفت را دارا باشی . دیگر آنکه اگر آدمی در مشکلات صبر و تحمل به خرج دهد و به علاوه ؛ تلاش هم چاشنی کار کند ، قطعا : تغییر جایگاه پیدا می کند . مثلا در مورد همین اعتیاد ؛ شما سفر اول را که گذراندید ، توانستید به سفر دوم که همان درمان است برسید . این موضوع کوچکی نیست.  خیلی ها بوده اند که بعد از چندین سال آمدن به کنگره هنوز نتوانسته اند به درمان برسند و دیگر آنکه ؛ وقتی شما درمان می شوید به این معناست که شما در این زمینه قوی شده اید که توانایی غلبه بر اعتیاد را پیدا کرده اید نه این که اعتیاد ضعیف شده باشد ، شما هستید که با طی کردن دوره ی درمان قوی شده اید . در مقابله با مشکلات نیز همین طور است . زمانی که از مشکلیکه تقدیر فرد رقم می خورد . زمانی که ما حرکت خود را در مسیر انتخابی شروع کردیم و مشکلات را با تفکر و تعقل حل نمودیم آنگاه تقدیر نیکو تری برای ما پیش می آید . این همان است که از تو حرکت و از خدا برکت . گاهی شری برای ما پیش می آید و ما از بروز آن ناراحت می شویم . اما امکان دارد موضوعی که علیرغم میل ماست در آخر کار چیزی است که به نفع ماست . مثل به وجود آمدن ورزش کنگره با شکایتی که از ما شد و مجبور به رفتن به پارک طالقانی شدیم و ورزش کنگره با این رویداد به ظاهر بد و شر تبدیل به تولد ورزش در کنگره شد . 
دیگر آنکه پس از تحمل رنج و مشکلات متعدد ، آنچه به دست می آوریم را به هیچ چیز با ارزشی نمی دهیم . جسم ما قدرت و توان آن چنانی ندارد ولی روح به لحاظ قدرت و نیروی برتری که در خود دارد جسم را به دنبال خود به جلو می برد . جسم کم توان آسیب پذیر است و تحمل خیلی از مشکلات را ندارد . اما برای این که دچار بیماری نشویم باید آن را سالم نگه داشته و قوی و سالم باشیم . همان بیماری های روان تنی که صحبت کردیم و در صورت بروز این گونه بیماری ها به خود دلداری دهیم . کاری که در بروز مشکلات می کنیم . نکته ی دیگر این که بعد از پشت سر گذاشتن هر دوره از بحران ها به جایگاه های برتر و بالاتر عروج می کنیم . چرا که هر آغازی از یک نقطه شروع شده و در ادامه به خط تبدیل می گردد . همان طور که در وا دی اول گفته شد ار چیز با یک فکر یا اندیشه خلق می شود و به وجود می آید . با حرکت بعد از خلق و تفکر مراحل را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم . هر چند پایان هر موردی آغازی جداگانه برای خلقی دیگری است و هم چنان ادامه ها در پی هم می آیند . 
با بروز مرگ و انتقال از این بعد ، چیزی که مهم و اثر گذار است نامه ی اعمال و یا خلاصه ی کارهای خوب و بد ما در مرحله ی قبلی است که فرد می بیند آیا چیزی که جمع کرده طلا و خانه و مال است که در بعد دیگر به کار او نمی آید و یا اثر خیر و خوبی که جاودان و ماندگار است . این مال و دارایی مادی برای افراد آنقدر مهم است که فی المثل گفته می شود ؛ مال است : جان نیست که بشود به آسانی داد . پس حتما در افکار و اندیشه های مان بایستی تجدید تظر کنیم . 
خلاصه این سی دی 
الف = بها دادن به جسم به عنوان یک وسیله ی مهم جهت تکامل . 
ب = مرگ زمانی اتفاق می افتد که این وسیله از کار بیفتد . پس سالم نگه داشتن آن مهم است . 
ج = با رعایت تغذیه ی مناسب ، ورزش و دید و جهان بینی صحیح باید این وسیله را سالم نگه داشت 
د = غذا های ترا ریخته و فر آوری شده ( غذا هایی که در زنتیک آن انسان دست برده است ) جسم را از بین برده و دچار انواع بیماری ها مثل سرطان ها می کند . 
ه = روح های مشترک همان خویشان واقعی یکدیگرند و پدر و مادر و فرزندی نسبتی ظاهری است که از لحاظ صور پنهان ربطی با یک دیگر عموما ندارند . 
خویش خویش بیگانه باشد ؛ اگر خویش را بیگانه نداند 
نویسنده : مجید شیروی .



طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""،
برچسب ها: کنگره60،
[ سه شنبه 21 آبان 1398 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو