وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
یکشنبه بیست و یکم مهر ماه 1398 جلسه ششم از دور چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60، نمایندگی سلمان فارسی به استادی، « دیده بان محترم مسافر آقای احمد حکیمی» و نگهبانی « مسافر حسین » و دبیری مسافر حسن بادستور جلسه  " سیستم ایکس "رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در دنیا بیش از ۲۵۰ میلیون نفر و کمتر از ۳۰۰ میلیون نفر با مواد مخدر درگیر هستند یعنی مصرف‌کننده و مستقیماً درگیر مواد هستند شما این ۲۵۰ میلیون نفر را ببین چند نفر از ایشان درمان شده اند؟ 



خلاصه سخنان استاد:
از خداوند سپاسگزارم که توفیق داد امروز در محضر شما عزیزان حاضر باشم و بتوانیم یک جلسه خوبی را سپری کنیم تشکر و قدردانی می کنم از همه خدمتگزاران در کنگره به خصوص در این شعبه و امیدوارم همه عزیزان از خدماتی که انجام می دهند خودشان بهره‌ی لازم را ببرند.
دستور جلسه سیستم ایکس است یاد این نکته افتادم که در کتاب ۶۰ درجه هم آمده، که درد و رنج بشر از دانش های کشف نشده است و خیلی ما باید خوشحال باشیم و خداوند را شاکر باشیم که در مقطعی و جغرافیایی و در جایی هستیم که این دانش کشف شده و در اختیار ما قرار دارد برای اینکه بتوانیم خودمان را درمان کنیم، اصلاح کنیم و به زندگی عادی برگردیم و می‌توانیم سازندگی ایجاد بکنیم. هم در خودمان، هم در بیرون، به واقع انسان بیدار یعنی کاملاً هم مسائل را که میبیند و هم حس میکند. افرادی هستند که مانند پیامی که در کتاب ۶۰ درجه هست، بینایان نابینا زیادتر از نابینایان واقعی هستند در واقع دارد این را می‌گوید خیلی آدم ها نفس می کشند چشمشان باز است حرکت دارند اما از نظر نوع تفکر و ساختار و موقعیتی که هستند در موقعیت درد و رنج اند در موقعیت نامناسب و نامتعادلی هستند و این نشان دهنده این است که آن فرد خیلی از مسائلی را که در اطرافش می‌گذرد حس می‌کند و  می‌بینند. شما در نظر بگیرید که اگر این متد و این دانش و این روش کشف نمی‌شد به واقع این خیل عظیم که در کنگره درمان شده اند و الان در حال درمان هستند در چه وضعیتی بودند؟ آقای مهندس و همه اعضای کنگره ۶۰ واقعاً در چه وضعیتی به سر می‌برند و شما در نظر بگیرید که الان اینجوری عنوان کنیم که اگر اعضای کنگره ۶۰ را مسافر و همسفر را با همدیگر یک ساختار در جامعه‌ی مصرف مواد مخدر در نظر بگیریم، درصدی خیلی زیادی از ۸۰ هزار عضوی که کنگره هستند خوب همسفر هم هست، پزشک هم هست، خانواده‌ هم هستند همه اینها شدند ۸۰ هزار نفر که کارت عضویت دارند اصلاً ما این ۸۰ هزار نفر را در جامعه‌ی اعتیاد بگنجانیم، بگویم خوب من به عنوان یک مصرف کننده،تخریب در خانواده به وجود آورده‌ام و خانواده‌ام آسیب‌دیده الان در این جهان خاکی ما آماری که داده می‌شود بیش از ۲۵۰ میلیون نفر و کمتر از ۳۰۰ میلیون نفر با مواد مخدر درگیر هستند یعنی مصرف‌کننده و مستقیماً درگیر مواد هستند شما این ۲۵۰ میلیون نفر را ببین چند نفر از ایشان درمان شده اند؟  و این ۸۰ هزار نفر چند درصد ۲۵۰ میلیون نفر هستند آیا این را حس می کنی؟ به این فکر کردید؟ خوب همه افرادی که در کشورهای دیگر مصرف کننده هستند مثل من و شما دارای خانواده هستند و تفکر اندیشه و روح و عقل و همه چیز مثل هم هستیم از یک اقیانوس انشعاب پیدا کردیم. شما در نظر بگیرید که اگر یک نفر در اروپا بخواهد درمان شود این متد الان هست؟ این روش هست؟ این جهان‌بینی هست؟ متون آموزشی هست؟ استاد به آموزش دهنده هست؟ تکلیف این افراد چیست؟ تا حالا به‌ این فکر کردید که اگر به آن فکر کنیم قدر این صندلی را بیشتر می دانیم، قدر این جایی که آمده ایم را می‌دانیم، متوجه می‌شویم کجا آمدیم متوجه می‌شویم که چه لطفی شامل حال ما شده است، از طرف خداوند یا هر نیرویی که به آن اعتقاد داریم؛ که ما توانستیم و به ما اجازه داده شده که با تلاش و کوشش خودمان و با انگشت اشاره ای به نام راهنما، یک معلمی به نام راهنما، که ما مسیرمان را به واسطه آن اشاره‌ای که آن فرد راهنما نوری را برای ما روشن می کند تا انتقال آموزشی را که در ما منتقل می کند و یک روشنگری در ما به وجود می‌آورد و منشاء این روشنگری خداوند است، شخص این راه را طی می‌کند و به درمان می‌رسد اگر این را بدانیم من به عنوان رهجو به خودم اجازه نمی دهم که ساعت ۶ بیایم کنگره ساعت پنج و نیم بیایم ۵ بگذرد و بعد بیایم سر لژیون و بگویم آقا من امروز کار داشتم من امروز گیر کردم و من امروز فلان و ...
 حالا شما در نظر بگیرید در اروپا یک فردی کتاب آقای مهندس را خوانده کتاب چهارده وادی را خوانده از سایت سی دی دانلود کرد حتی گوش می‌کند، خوب می گوید به داد من برسید، من روش و متد شما را قبول دارم، جهان‌بینی را هم قبول دارم به من کمک کنید. برای درمان آیا آنجا داروی درمان دارید آیا آنجا اپیوم هست؟ می‌توانیم به فرد بگوییم برو بگرد و پیدا کن حالا آنجا هم در بعضی مناطق اپیوم هست. اپیوم گرمی چند؟ آنجا گرمی ۵۰ یورو، یعنی تبدیل بکنیم می‌شود گرمی ۶۵۰ هزار تومان. اگر شما توازن بین پول رایج را هم نگاه بکنید ارزش پولی را نگاه کنید می‌بینید که اصلاً توازن ندارد. شما الان ده سی‌سی او‌تی از کلینیک دریافت می کنید می‌شود ۶ هزار تومان، ۱۰ سی سی می شود یک گرم تریاک این تناسبش از ۶ هزار تومان است آنجا تناسب است چقدر است؟
 این دارو یک دسته در واقع  لابراتواری است و یک بخش داروسازی است نوسان ندارد آن یعنی اپیوم نوسان دارد و هر فرد بخواهد به درمان برسد بین ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ سی‌سی استفاده می‌کند یعنی ۲۵۰ گرم.
 ۲۵۰۰ سی‌سی او‌تی که استفاده کند می‌شود حدود ۱/۵ میلیون تومان اما آن بخواهد استفاده کند می‌شود نزدیک ۲۰۰ میلیون تومان، حالا این توازن دارد؟ اصلا اگر باشد و آن جا استفاده کند این فضایی که ما داریم استفاده می‌کنیم برای او هست؟ این را دارم می‌گوم که قیاس کنم، برای خودم برای تک تک مان که بدانیم جایمان کجاست؟ بدانیم کجا ایستاده‌ایم؟ مثل بچه‌ای نباشیم که لب پرتگاه ایستاده و نمی فهمد پرتگاه هست، رهجویی که سفر مناسبی ندارد این نمی دانم دارد چه کار می کند. یعنی از نظر ساختار هستی بهت اجازه داده می‌شود که از این جهان مخوف و همه مسائلی که فکر می‌کنی از نظر ضد ارزشی زیر چتر این وجود دارد، بیایی بیرون، دیگر این سفر خراب کردند و این دیر آمدن این بالا پایین کردن، حالا ببینیم چه می‌شود ،اصلا اجازه به خودش نمی دهد آن آگاهی که دارد آن روشنی که دارد نگاهی که دارد و آن بیداری که دارد اجازه نمی‌دهد جلو برود.
 آقای مهندس وقتی متد را کشف کردند که هرچه آقای مهندس عنوان می‌کنند، اول آن را تجربه کردند و به نتیجه رسیدند و بعد در اختیار تک تک ما قرار می دهند بنابراین خیلی باید قدر بدانیم، خیلی شاکر خداوند باشیم درمانمان را به طور جد در اولویت قرار دهیم تا به نتیجه برسیم، نتیجه صحیح و درست و قطعی. آقای مهندس این راه را طی کردند که در کتاب ۶۰ درجه سرکار خانم آنی می‌پرسند که حسین سفر چطور پیش می رود؟ آقای مهندس می‌فرمایند که تمام شد و چرا نگفت؟ می‌خواست ببیند بعد چه اتفاقی می‌افتد همان چیزی که در تک تک ما هست وقتی که فرمان قطع می گیریم از آقای مهندس منتظر بودیم که فردا چه اتفاقی می افتد فردا چه می‌شود؟ هرچه هم صبر می‌کنیم می‌بینیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد این باوری است در ناباوری و این برای اینکه قالب خودش را بگیرد خیلی زمان برد و یک دورانی برای خودش داشت من ۸ ماه و ۸ روز سفر کردم که دیگر نمی توانستم کنم یعنی شده بودم خوراکی یک گرم ۱۰۰ روز یعنی نمیشد کاریش بکنم و سیستم گفتند بگذار زودتر قطع بکنم، ۸ ماه زحمت کشیدم و وقتی آقای مهندس فرمان قطع دادند من هم این سوال برایم پیش آمد حالا فردا چه می شود؟ وقتی فردا شد وقتی پس فردا شد تازه کم کم این باورم شکل گرفت که اوه چه اتفاقی افتاد چی شده، تمام شد و این قدر این کار ارزشمند و عظیم است و می گوییم و برای انجام این عمل عظیم؛ هر آدمی توانایی انجام این عمل عظیم را ندارد حالا به ما اجازه داده شده که انجام این عمل عظیم را در ارتباط با خودمان انجام بدهیم باید شاکر باشیم باید شکر کنیم و وقتی این متد و این روش شکل خودش را گرفت و تولیداتش آمد بیرون یکی آمد گفت من قلبم ناراحت بود خوب شد، یکی گفت دکتر به من گفت اگر نکشی میری الان قطع مصرف کردم خوب شدم، یکی گفت بچه دار نمی شدم حالا خوب شدم .
به مرور زمان رابطه ساختار مخدر های طبیعی و ارتباط آن با بیماری‌ها خودش را نشان داد فرضیه‌ای که اسمش فرضیه است ولی برای ما کاملاً روشن است سیستم ایکس را مطرح کرد و بدانید در سالیان آینده با تحقیق در این موارد خیلی از بیماری‌ها در آینده و خیلی از جراحی‌ها تعطیل خواهد شد، نه نیاز به جراحی هست و خیلی مسائل دیگر نخواهد بود، که ببینیم آقای مهندس کجا، افرادی که حالا بیشتر شناخت دارند می‌دانند آقای مهندس یک کلمه را من تا حالا نشنیدم که بگویند آره این موضوع همینجوری از دهانم پرید بلکه کاملا مسلط هستند حتی کلمه هایی که به کار می‌برند وقتی که اعلام می‌کنند این متد حتی از تئوری عزیز دیگری که آن را پیدا کرده، عظیم‌تر در آینده خواهد بود و الان هم هست اما زمان می‌برد تا مطرح شود و ما دیگر در حوزه عملکردمان اینقدر تجربه داریم که اشاره کنند تا ته راه‌مان را بخوانیم بنابراین هر کدام از ما به به عنوان یک فرد که اجازه خروج از تاریکی ها به ما داده شده باید قدردان خداوند باشیم هر چقدر که با زبان از خداوند تشکر کنیم خیلی خوب است جای خودش را دارد و این مطرح می‌کند که می‌گوید اگر می‌خواهی از من تشکر کنی باید از مخلوق من تشکر کنی به همین جهت است که در ساختار کنگره به مخلوقات بسیار بسیار احترام گذاشته می‌شود مثل محیط زیست در وادی هم می‌گوید زندگی کن بگذار انسان‌ها و موجودات دیگر هم زندگی کنند در این سیستم چنان تحقیقاتی در آینده خواهد شد که خیلی انسان ها در اقصی نقاط این جهان به سلامتی و تندرستی و درمان قطعی خواهند رسید اما تکلیف آنهایی که الان با تمام وجود خواهان خروج روز از این تاریکی هستند اما دستشان به جایی بند نیست تکلیف آنها چه می‌شود اگر آنها را من می‌بینم و حس کنم آن وقت باز هم می‌گویم که کجا هستم و این رشد به واسطه عمل در صراط مستقیم است که کنگره و در این ساختار دارد طی می‌‌کند و جلو می‌رود راه خودش را دارد باز می‌کند آغازی آغاز نموده که پایانش دست مانیست بنابراین قدر بدانید.


 من هر شعبه ای که می روم این شعبه را مثل یک گلخانه بهش نگاه می کنم گلخانه یک اتمسفر خاصی دارد یعنی یک دمای و یا فضای خاصی دارد که آن کشاورز برای تولیداتش ناگزیر فضایی ایجاد بکند که به تولیداتش آسیب و آفت وارد نشود ما برای اینکه به ساختار مون آفت و آسیب وارد نشود باید جلوی آفت را بگیریم و باید بدونیم چه چیزهایی آفت هست. اتمسفر هر نمایندگی را تفکر و اندیشه و عملکرد اعضای آن شعبه تعیین می‌کنند که این اتمسفر چه اتمسفری هست وارد میشوید انرژی می‌گیرد؟ یا انرژی از دست می‌دهید؟ نظم و انضباط را می بینید جهان‌بینی کار می‌کنید تولیداتشان را می بینید اگر در کنگره قدمی برمی دارید و بگویید من هفت سال دارم در کنگره خدمت می‌کنم من کلی در کنگره وقت گذاشته‌ام من کلی شاگرد پرورش داده‌ام این مسائل آفت است اگر یک رهجو کنگره را فقط لژیون خودش بداند آفت است اگر یک راهنما لژیون را متعلق به خودش بداند این حس آفت است اگر یک راهنما، رهجویش در نگهبانی رای نیاورد و راهنما دنبال رهجو برود در مرزبانی بگوید که چرا او رای نیاورده این یک آفت است راهنما نباید دنبال کار رهجو برود. اگر یک رهجو به راهنمای خودش احترام بگذارد و به راهنمای دیگر  احترام نگذارد این آفت است بنابراین وقتی می گوید اساس کار ما بر پایه محبت عشق و ایمان است یعنی همه ما با هم پیوند داریم و اگر بدون سی دی، بدون مشارکت، بدون این ساختاری که وجود دارد، اوتی به من بدهند و بگویند این افراد را درمان کن آیا من می توانم درمان کنم؟ بنابراین وقتی کسی در یک شعبه به رهایی می رسد تمام افراد کنگره در این رهایی سهم دارند راهنما به طور مستقیم و بقیه به طور غیر مستقیم از من اگر به عنوان یک راهنما بپرسند که نقش سی دی ها در رهایی چقدر است من چه باید بگویم؟ بگویم سی دی نباشد؟ متون آموزشی نباشد؟ خوب میشود یک ساختار دیگر، که یک سره نشستن  به کجا ختم می شود؟ بنابراین از این آفت ها باید دوری کرد. اگر تیم والیبال و فوتبال با هم بازی کنند و از داخل آن بازی یک مسئله بیرون آید این یعنی اینکه آن افراد بازی را جدی گرفته اند و این یک آفت است الان پارک اصفهان چند سال است که راه اندازی شده دوره اول عقاب طلایی که برگزار شد کدام تیم اول شد؟ آیا کسی یادش هست؟ والیبال کی اول شد؟ همه تمام شد و از بازی همگی لذت بردند خوب این را اگر جور دیگری بهش نگاه کنیم می شود آفت هیچ کس اعتراض ندارد ما اصلاً در کنگره اعتراض نداریم همین جمعه در لژیون پزشکان یک عزیزی برگشت و به آقای مهندس گفت اگر بشود در کنگره یک فضایی باز شود که در کنگره بتوانیم انتقاد هم بکنیم انتقاد سازنده هم بکنیم، بسیار بسیار ساز نده خواهد بود و در مسیر عملکرد کنگره به ما کمک خواهد کرد. آقای مهندس هم فرمودند که ما در کنگره انتقاد نداریم اگر هم انتقادی دارند باید کمتر از من کنگره را نشناخته باشد آن وقت بیاید پیشنهاد بدهد و یا انتقاد کند. کنگره همیشه هر مشکلی که برایش پیش آمده با مشکل مقابله نکرده ما اصلاً با مشکلات مقابله نمیکنیم می‌آییم یک ساختاری درست میکنیم در کنارش و آن مشکل را در آن ساختار حل می‌کنیم.در ساختمان آکادمی، خدا خیرش بدهد آن شخص آمد و در واقع یک تئاتری بازی شد و گفت من آمدم اینجا را تعطیل کنم ملک دولت باید تخلیه بشود و قفل زده بشود گفت حالا ما یک زمانی در اختیار شما میگذاریم که بلافاصله هم آقای مهندس رفتند ستاد و یک زمانی گرفتند، اما آقای مهندس با آنها مقابله نکرد و نگفتند که ما در اینجا ۲۰ سال است که مستقر هستیم بلافاصله ساختمان ۲۰ پیدا شد و خریداری شد یعنی آن ساختار شکل گرفت که برود در آنجا و مشکل حل بشود علاوه بر اینکه حل شد این مکانی که هم داشتیم از ما گرفته نشد بلکه یک طبقه دیگر هم بهمون دادند بنابراین  به موضوعات با آن چیزی که هست نگاه کنید و از مجموعه افرادی که در این جغرافیا هستند خودتون می دانید از نظر هوش می گویم اصفهانی ها آدم های باهوشی هستند و واقعاً هم هم همینطور است خوب قدیم یک مسائلی را عنوان می کردند از زاویه غلط بهش نگاه می کردند مثلاً من وقتی آمدم اصفهان کم کم با بچه ها آشنا شدم گفتم به آقای مهندس اصلا چیزی که به اعضا و جغرافیایی اصفهان نمی‌خورد  خساست است این‌ها آدم‌های بسیار لارج و دست و دلباز و فوق العاده خوشگذران هستند برای لذت بردن خودشان اگر بدانند کاری که می‌کنند درست است خرج می‌کنند فقط باید بدانید که برای شان یک  نفعی داشته باشد چه مادی و یا چه معنوی خوب این  یک نقطه قوت  است و هر جایی که نشستم گفتم اصلاً  هیچ صفتی را به اصفهان ندهید با تفکر و اندیشه کار می کنند شما ببینید من مقایسه می‌کنم استان مرکزی خیلی زودتر از شما شعبه تاسیس شده است ولی هنوز یک شعبه است و یک شعبه اش به اندازه یک نصف شعبه شما هم نیست خوب یک چیزی هست که ساختار اینطور شکل گرفت پس از نظر گسترش و نوع بیداری شما کاملاً همه چیز در اختیارتان است این را اجرا کنید در از بین بردن آفت ها. فوق العاده باید به همدیگر احترام بگذارید سوری همدیگر را بغل نکنید در کنگره بدانید تا روزی که هست هیچ چیزی نباید برایتان تکراری بشود اگر رهجوی سفر اولی جلسه کنگره برایش تکراری و عادی باشد درمان هم برایش عادی می‌شود نعمتهایی که خداوند در اختیارش گذاشته را عادی می بیند و بعداً طلبکار می شودو می گویند خداوند آفریده بچه ها به پدرشون می گویند به وجود آوردی حالا باید تاوانش را بدهی ما که طلبکار نیستیم ولی آن حس به طلبکاری می انجامد گردباد  می شود و آن گردباد آن را خارج می کند بنابراین موضوعات را در شعبه خودمون اجرا کنیم باید با محبت و حس خوب همدیگر را در آغوش بگیریم خط و خطوط خودمان را با همدیگر، فاصله اش را حفظ کنیم اگر خیلی نزدیک و یا خیلی دور کنیم آسیب می بینیم مسئله‌ای که هست لژیون ویلیام وایت هنوز به این پناسیلی که باید برسد نرسیده است . لژیون ویلیام وایت را مانند اضافه وزن یک سری ها به شوخی می گیرند تا چند سال دیگر آقای مهندس این را حتماً حتماً اجرا خواهد کرد که هر کسی که می‌خواهد خدمتگزار باشد باید از یک فیزیک مناسب برخوردار باشد و گرنه خدمت به آن شخص داده نمی‌شود الان دور است ولی داریم به سمت اش حرکت می‌کنیم و هر چه جلوتر برویم داریم بهش نزدیکتر می شویم و یک روزی بهش میرسیم مانند مسئله سیگار و مسئله سیگار خیلی ساده بود آنهایی که سیگار می‌کشند لژیونشون جمع می‌شود گفتیم کنگره مقابله نمی‌کند ساختاری را درست می کند و مشکل را حل می کند مسئله ویلیام وایت را بسیار بسیار جدی بگیریم من رهجوی سفر اول بعد از دوماه فشاری که وارد می کنم از نظر فکری و آموزشی و صحبتی که برود لژیون ویلیام وایت در مورد سفرش خیلی باهاش گفتگو نمی کنم روزی هم که میفرستمش  روی  اوتی  میگوییم  که دو ماه فرصت داری برای سازگاری اوتی بعدش اولین  کاری که می‌کنی باید بروی ویلیام وایت اگر ویلیام وایت نروی من اوتی شما را  کم می کنم و میبرمتون رهایی شما را می گیرم ولی از نظر من تو یک آدم هروئینی هستی یک آدم تریاکی هستی، برای اینکه دخانیات خیلی اثر مخرب بیشتری از هروئین دارد خیلی خیلی اثر منفی دارد و شما خودتان می‌دانید که تمام مواد ها پایه دارویی دارند و فردی که سیگار میکشد و مواد ها را هم مصرف می کند آن مواد ها پایه دارویی دارند یک سری آسیب‌ها سیگار را کم می‌کنند وقتی شما سفر  خودتان را شروع می‌کنید داریم این را کنترل و کم کردن آسیب را کم کم شروع می‌کنیم و دخانیات دارد بی محابا آسیبش را زیاد می‌کند قیافه و صورت یک شخص سفر دومی معلوم است اصلاً نمی‌خواهد ازش بپرسی که سیگار میکشی یا نه. اصلاً قیافه آن شخص تابلو است . چون یک سفر اولی سر دو ماه رفته ویلیام وایت و سیگارش را درمان کرده ولی می بینید که این یک سال دو سال رهایی دارد ولی قیافه اون تابلو است و دارد هر چه بیشتر زمان  می‌گذرد بروز بیماری در سفر دومی هایی که سیگار مصرف می کنند زمانش پایین‌تر است و از نظر کنگره ۶۰ این افراد هنوز به درمان قطعی نرسیده اند باید مد نظر داشته باشیم. این انسجامی که بین شعب اصفهان هست را حفظ کنید همیشه گفته‌ام و در آینده هم می‌گویم همه ما از اعضای کنگره ۶۰ هستیم و هر کدام عضو یک شعبه هستیم یک وقت اصطلاحاً بین خودمان می‌گوییم بچه های امین گلی، سهروردی، شیخ بهایی میرداماد اینها به مرور زمان بین ما جدایی  نیاندازد نرویم در زمین ورزش و بگوییم که شعبه دیگری دشمن ماست و رویش را کم کنیم، همگی برادر لژیونی هستیم. ما مثل یک  خانواده هستیم این را نباید فراموش کنیم و این را در جمع می‌گویم شما ها راهنماهای آینده هستید و هیچ چیزی را در کنگره ۶۰ عادی نبینید موضوعی که مطرح است تلاش بکنید که به کمک همدیگر به ساختار کنگره ۶۰ کمک کنیم و سوالی که مطرح شده است در مورد ساختمان و اجاره ساختمان است و گفته اند که در مورد آن توضیح بدهید‌.
جاهای اجاره ای انجام می شود برای ساختمان از خود کنگره دچار بی حسی نشویم در حال حاضر هستیم و با سبد اجاره سوله را می‌دهیم ولی تا کی روزی که آقای مهندس حساب زمین را افتتاح کردند در واقع از مبلغ شخصی خودشون حساب را باز کردند و از پول کنگره حساب را باز نکردند و اول از خودشون شروع کردند و این اخلاق آقای مهندس را همه می دانند و هر کاری که می گوید اول خودش انجام می‌دهد و اجرا می‌کند این موضوع در جلسه دیده بان ها مطرح شد و ماه به ماه واریزی ماهانه داشتیم و سالیانه اسم ما را می نوشتند که اگر پرداخت نمی‌کردیم بدهکار بودیم و به اعضا گفتند که اگر نمی توانی و نمی توانی به اندازه یک آجر که می توانی و به اندازه یک آجر کمک کن و این پیام را به ما می دهد و به ما می‌گوید که از خودت یک اثری بگذار که آیندگان از اون اثر که می گذاری بهره‌مند شوند و اگر اعتقاد دارید که انسان موجودی است که تمام شدنی نیست و بقا بر او استوار است این به خود آدم بر می‌گردد و این باقیات و صالحات  است اسمش و اگر یک زندگی را از پاشیده شدن نجات بدهی چقدر انسان حال خوبی بهش دست می دهد یک پرنده وقتی زخمی می‌شود و ما ترمیمش می‌کنیم و دوباره پرواز میکند انسان لذت می برد چه برسد به یک انسانی که نجات پیدا کند بنابراین این عمل و حرکت را به کمک همدیگر انجام می دهیم تا بتوانیم انشاالله یک ساختمان را راه اندازی کنیم برای اعضای کنگره ۶۰ در این نمایندگی.

 موضوع بعدی این است که بنده یک مسئولیتی در کنگره دارم به عنوان دیده بان شهرستان ها در حال حاضر ۲۷ شعبه نظارتش با بنده است و به آقای مهندس گزارش می‌دهم گزارش کتبی و از اوایل برج ۵ حدود ۱۷ شعبه را من سرکشی کرده‌ام یک هفته اردو داشتیم و یک هفته تعطیلات تابستانی و هفته گذشته هم هفته ایجنت و مرزبان بود که من در این ایام نمی‌توانستم به شعبه ای بروم و در واقع سر زدن به شعبه ای که نیاز دارد برای سرکشی در اولویت کار من است و روزی هم که مسئولیت اصفهان را به بنده واگذار کردند به آقای مهندس عرض کردم که هر جایی که بنده مسئولیت می گیرم و شما لطف میکنید به بنده اعتماد می کنید هر جایی که فکر می کنید که دیگر من اون اثر لازم را نمی توانم بگذارم یا فرد دیگری باید ادامه این مسیر را طی کند به من حتماً اعلام کنید به حمد خداوند خودم این را متوجه شده‌ام و آقای مهندس هم قطعاً به جهت احترامی که قائل هستند تا الان این کار را انجام نداده اند در حال حاضر اصفهان به این پتانسیل رسیده از نظر ایجنت و مرزبان و آموزش هایی که در کل کنگره ۶۰ جاری است به این موقعیت رسیده‌اند که اگر ما کمتر سر بزنیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد و اعضا توانایی دارند که خودشون خودشون را در واقع اداره کنند و برای اداره کردن افرادی که این آموزش‌ها را دیده اندو باید در مسئولیت قرار بگیرند و در کوران کار قرار بگیرند و کمک کنند چون خیلی ها به من می‌گویند که آقای حکیمی شما چرا دستیار انتخاب نمی کنید من هم می‌گویم که کار من دستیاری ندارد اما جانشین دارد چون نمی توانستیم اسمی برایش پیدا کنیم و از پارسال که من داشتم فکر می کردم که این یک موقعیتی بشود و با آقای مهندس صحبت کنم و بگویم آقای مهندس اصفهان در حال حاضر به یک پتانسیلی رسیده است که یکی از اعضای اصفهان به عنوان جانشین بنده در استان اصفهان کارها را به انجام برساند وایجنتها مرزبان ها و راهنماها هر کاری که دارند و به‌ویژه عملکرد من در واقع می‌خورد مانند نوع عملکرد اخلاقی مرزبان ها و راهنماها و ایجنتها که به بنده مربوط می‌شود چه در ورزش و چه غیر از ورزش به عنوان جانشین صحبت بشود اما گزارش‌ها هنوز در کل شعبه در کل کشور به من خواهد رسید. آقای مهندس هم این موضوع را تایید کردند و پذیرفتند و من برای اینکه این تداعی نشود برای آقای مهندس که من فقط از یک شخص خاصی که شاید افراد تصور کنند که من با این شخص بیشتر دوست هستم و یا نزدیک تر هستم و من تا حالا در کنگره به این موضوع اصلا نگاه نکردم برای انتخاب چند نفر از اعضای که می دونستم پتانسیل این کار را دارند در اصفهان من اسامی شان را نوشتم و دادم به آقای مهندس و گفتم  آقای مهندس این اسامی از نظر من توانایی این کار را دارند و آقای مهندس آقای اصغر منصوری را انتخاب کردند و بنده به ایشان تبریک می گویم و همینطور به همه اعضا تبریک می‌گویم و بدانید که ما خیلی افراد شایسته در کل کشور داریم یعنی من همین الان اگر جایگاهم را به یک نفر دیگر بدهم آب از آب تکان نمی‌خورد اینقدر افراد توانا و اینقدر افراد محکم و با دانش و با جهان‌بینی و مستحکم و متعادل مخصوصاً در اصفهان که فراوان است و خیلی باید همه ای ما خوشحال باشیم که این اتفاق رخ داده است و بیشتر از همه ای شما من خیلی خوشحالم که این اتفاق رخ داد و یک باری از روی دوش من در واقع برداشته شد و از این به بعد ایجنت های اعضای اصفهان کارهایی که قبلاً با من انجام می دادند الان با آقای منصوری در واقع انجام می‌دهند و بنده اگر گزارشی باشد که بخواهم در اصفهان بگیرم از آقای منصوری می‌گیرم و امیدوارم که همه ما همکاری لازم را داشته باشیم و امیدوارم که با عملکردشان در این راستا حتماً مثمر ثمر خواهد بود و مسیر خودش را پیدا خواهد کرد و این به عنوان یک حرکت تازه است به افراد عزیزان همیشه بدانید همانطور که تک تک ما از طرف خداوند اگر اشتباهی از ما صورت گرفت که خیلی هم گرفته به ما فرصت داد داده شده که اصلاح شویم و اگر قرار بود خداوند به انسان ها فرصت اصلاح ندهد  اصلاً هستی شکل نمی‌گرفت امکان دارد که فردا یک تصمیم اشتباهی گرفته بشود اشکالی ندارد و این در جای دیگری بررسی می شود و حتماً اصلاح می‌شود. همیشه اگر با یک انسانی در ارتباط هستید اگر یک کار خطایی کرد تمام عمل کرده و او را زیر سوال نبرید و این را می گوییم برای خانواده تان و فرزندانتان و همینطور برای خودتان برای همه ما و این است که به همدیگر فضا بدهیم فضای عملکرد بدهیم به همدیگر احترام بگذاریم و وقتی آقای منصوری می‌گوید به یک ایجنت که  این کار باید انجام شود انگار من گفتم انشاالله که بتوانیم این مسیر را با همدیگر طی کنیم و این بار از دوش من برداشته شود و من بتوانم به شعبه های دیگر برسم من الان امروز اینجا هستم سه‌شنبه در شعبه دیگری هستم پنج‌شنبه تبریز هستم و بلیت های من از روز قبل گرفته شده است و همیشه در چرخش هستم و فکرم از یک گسترده گی که در اصفهان هست راحت شده و امیدوارم بتوانیم این رشد و توسعه را داشته باشیم و امیدوارم که در جای‌جای شعبه در کل کشور این اتفاق بیفتد تا بتوانیم در جای دیگر مثمر ثمر باشیم هر چقدر که از رهایی مون می‌گذرد عظمت و لطف خداوند و این رهایی باید برای ما بزرگ و بزرگ و بزرگتر شود اگر این عظمت را ببینیم هیچ لحظه‌ای در کنگره برای برای ما تکراری نیست من اینگونه حس می کنم و هیچ جایی برای مان تکراری نمی شود من شنبه صبح که می روم به آکادمی و یا پلاک ۲۰ برایم یک روز تازه است اینگونه بهش نگاه می کنم و اصلاً تکراری نیست و برای ما آموزش هم دارد امیدوارم از این متد و از این سیستم که لطف خداوند شامل حال مون شده استفاده کنیم و قدرش را بدانیم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار بسیار سپاس گذارم و همه ما سپاسگزار باشیم که این مرد بزرگ و این خانواده بزرگ دارند یک کاری انجام می‌دهند که خیلی از موضوعاتش را ما هنوز اطلاع نداریم و من توانایی یک هزارم اش را ندارم که بتوانم برای ۵۰ سال و یا ۱۰۰سال آینده برنامه‌ریزی کنم و کنگره امروز و فردا را نمی‌بیند و درمان قطعی ما یک سال رهایی یا دو سال رهایی و اینها نیست هست خیلی هم مهم است ولی افق را ببین که تا هستی است و حیات داریم با این درمان قطعی پرونده‌اش بسته باشد بهترین‌ها را برای همه خواستارم و از همه شما سپاسگزارم.
















عکاس: مسافر احسان
نگارش: مسافر حسین و مسافر حسن و مسافر کریم
تایپ: مسافر رضا و مسافر حسین
ویرایش: مسافر احسان
منبع : وب شعبه سلمان 

[ سه شنبه 23 مهر 1398 ] [ 08:23 ق.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو