وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
به نام قدرت مطلق الله
جلسه دوازدهم از دوره چهلم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران با استادی دیده بان محترم مسافر احمد حکیمی،نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر عادل،با دستور جلسه ((صورت مسئله اعتیاد)) ومراسم تودیع و تقدیر از کمک راهنمای محترم آقای هادی یار محمدی در روز سه شنبه مورخ 1398/07/02 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛
  
دستور جلسه هفتگی ما صورت مسئله اعتیاد است که نقشه اصلی و اساسی ایی بود که منتهی به روش درمانی DST و مشخص شدن مسئله اعتیاد و روش درمان آن و رسیدن به درمان قطعی شد. همچنین آغاز حرکت علمی کنگره 60 را که از اول مهرماه است و دستور جلسات از ابتدا مجدد شروع میشود را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم.
نکته دیگر که بیشتر به آن میپردازم خب امروز تجلیل از کمک راهنمای محترم آقای هادی است که بنده از ایشان میخواهم که بایستند و عزیزان ایشان را تشویق بفرمایند.
همانگونه که مطلع هستید همه جایگاه ها در کنگره 60 یک زمان شروع دارد و یک زمان پایان دارد مثل سفر اول که این سفر حداقل ده ماه تا دوازده ماه است که باید به پایان برسد یا دوره مرزبانی یا ایجنتی که 14 ماه است و همه جایگاه ها زمان مشخص خود را دارند و کمک راهنمایی هم همین گونه است که در گذشته این زمان وجود نداشت ولی در حال حاضر دوره کمک راهنمایی 4 سال است و قابل تمدید است اگر راهنمایی تا اندازه ایی عملکرد خوبی داشته باشد مجدد به او اجازه داده میشود که تا 4 سال دیگر به خدمت خودش ادامه بدهد و بعد از چهار سال هم لژیون جمع میشود و آقای هادی از همان ابتدا در این فکر بودند که بعد از گذشت چهار سال لژیون را تحویل بدهند و در منطقه دیگری شروع به کار بکنند و دنبال بستر سازی آن هستیم تا انشالله بتوانیم حرکتی را در نقاط مختلف استان مرکزی انجام بدهیم.
اگر واژه راهنما و جایگاه راهنمایی را در هستی برداریم انگار که یادگیری متوقف میشود و انسان ها اگر از یک مبدایی شروع میکنند و به سمت مقصدشان حرکت میکنند اگر در طول این مسیر راهنما نباشد آن افراد به مقصدشان نخواهند رسید.
یک موقع من وارد یک شهر میشوم و یک آدرس هم دارم خب این آدرس را چگونه من میتوانم پیدا کنم یا باید از کسی سوال کنم یا باید تابلوهای راهنما را نگاه کنم یعنی آن تابلو ها هم میتوانند برای من حکم یک راهنما را داشته باشند و این حکم را هم دارند که میگوید این خیابانی که شما آدرس آن را دارید و خیابانی که در تابلو میبینید یکی هستند و روی تابلو ثبت شده است و انگار که یک انگشت اشاره است و به شما میگوید که از کدام سمت باید حرکت کنید و اگر از راه دیگری بروید شما به مقصد نخواهید رسید عموما کار یک راهنما در هستی به عنوان یک انگشت اشاره به عنوان یک انسانی که به یادآورنده است،جایگاه راهنما است.که تو پند بده تو پند دهنده ایی یا تو راه نشان بده که تو راهنما هستی و تو بر نفس ها نمیتوانی استیلا داشته باشی یعنی تو نمیتوانی با زور یک نفر را احیا کنید یا اصلاح کنید فقط تو تذکر میدهی و راه را نشان میدهی و تو انگشت اشاره هستی و یک فردی که میخواهد به این جایگاه برسد باید خیلی زحمت بکشد برای رسیدن به این جایگاه انگار که باید از درونش یک دغدغه ایی داشته باشد که اولا این کمکی که در این ساختار به من شده است من بتوانم به دیگران این کمک را انجام بدهم یا این تجربه ایی که من کسب کردم بتوانم این تجربه را به دیگر انسان ها منتقل کنم و تماما سوخت و انرژی این کار محبت و عشق است و واقعا هم محبت و عشق است و اساسا وقتی میگوییم که در کنگره 60 مبنای کارش و اساس کارش بر مبنای محبت و عقل و ایمان است محبت اول است و بعد عقل و ایمان و این مثلثی است که در هستی وجود دارد یعنی عنصر اصلی و اساسی بین اعضا این مثلث است که عنصر اصلی برای انسجام محبت است که وقتی راهنما بدون چشم داشت بدون انتظار که ما وقتی راهنما برای گرفتن شال به تهران می آید ما به او میگوییم که این لژیون برای تو نیست که خود من هم راهنما هستم و اصلا من نسبت به لژیون احساس مالکیت ندارم و من چندوقتیه است که تلاش میکنم که کلمه و جمله رهجوی من را به کار نبرم یا لژیون من را به کار نبرم و از این واژه هایی که احساس مالکیت را در انسان به وجود بیاورد داریم پرهیز میکنیم و لژیون یک امانت به دست راهنما است و خود راهنما با آن بستر و فضایی که در لژیون ایجاد میشود به همراه اعضا رشد پیدا میکند و تجربه کسب میکند و آن فردی که به درجه راهنمایی رسیده است هنوز که راهنما نشده است میگویند راه را از کسی بپرس که دارد بر میگردد. 
راهنما می اید امتحان میدهد و بعد هم می آید شال میگیرد تازه به او اجازه داده میشود بر اساس یک پروتکل در یک مسیر درست حرکتش را آغاز میکند و نمیتواند از خودش پروتکل و مواردی را مطرح کند که خارج از متد کنگره باشد و راهنما طبق یک جدول حرکت را برای درمان رهج آغاز میکند و این قدر فراز و فرود هایی را در لژیون تجربه میکند که وقتی دوره او تمام میشود تازه تبدیل به یک راهنما میشود.و این راهنما در هر جایی و هر نوع ماده ایی و هر نوع فردی را در اختیار او قرار بدهید توانایی دارد که آن فرد اگر با این راهنما همسو و همراه بشود آن فرد به درمان قطعی به کمک این راهنما برسد پس به اقای هادی عزیز خداقوت میگویم و امیدوار هستم که در این مسیری که قدم گذاشته ایی این مسیری که طی کردی دوره مرزبانی گذراندی و بعد کمک راهنمایی و در مدت چهار سال از راه دور این مسیر را در سرما و گرما و با فرزند کوچک رفت و آمد کردی و واقعا این ها شوخی نیست!!این ها شوخی نیست که انسان در یک موقعیت هایی قرار دارد که تحت فشار است ولی موقعیت ها را مدیریت میکند که بیاید و به انسان های دیگر یاری برساند و این که یاری میرساند خودش احساس مسولیت میکند نسبتبه یاری رساندن و به این جهت است که حرکت میکند و بالاترین بهره را خود انسان میبرد و به همین جهت است که اقای مهندس میگوید حساب ما با همه صفر است و میگوید هر کاری که میکنید برای دل خودتان میکنید و هر قدمی که برمیدارید و اگر یک فردی را راهنمایی میکنید و او به درمان میرسد تو در درون خودت شور و شعفی به وجود می اید که به عنوان یک انسان مفید در جامعه داری قدم برمیداری نه یک انسان مصرف کننده و یک انسان تولید کننده میشوی و ساختار کنگره 60 ساختاری نیست که بیاید و بگوید که مثلا افراد به کنگره بیایند و ترک کنند و آقای مهندس کنگره 60 را برا این پایه تاسیس نکردند که افراد بیایند ترک بکنند و بروند!افراد باید بیایند و در این ساختار قرار بگیرند و تبدیل بشوند،تبدیل به یک انسان متعادل بشوند به یک انسانی که اگر به هیچ احدی کمک نمیکند حتما باید به خودش کمک بکند و اگر انسانی به این اندیشه رسید که به خودش کمک کند و خودش را از این بیماری خلاص کند و از این جهان اعتیاد خارج بشود اگر قدر این را بداند و این را در بیداری حسش کند همین جوری سرش نمی اندازد و برود!وقتی این را حس کرد با خودش میگوید این جایگاهی که من رسیده ام کمک میکنم تا دیگران هم به این جایگاه برسند.حالا کمک کردن چگونه است؟!به همه شکلی میشود کمک کرد از مسول OT از نگهبان نظم،دبیر،نگهبان جلسه،مرزبان یا نشریات و ....همه این ها یک مجموعه هستند کهبه انسان ها کمک میکنند تا این حرکت را به انجام برسانند و این حرکت خیلی عظیم است.
آزمون کمک راهنمایی صورت گرفت و در خصوص شعبه اراک یکسری از اعضا در آزمون نام شعبه را اراک نوشته بودند و یکسری دیگر هم نام شعبه را پروین اعتصامی نوشته بودند و آقای مهندس تصور کردند که اراک که همان اراک است و پروین اعتصامی هم جای دیگری است و این پروین اعتصامی را جدا کردند و بعدا متوجه شدند که پروین اعتصامی همان شعبه اراک است و اعضا این مدلی که نوشته بودند این گونه اتفاق افتاد که اقای مهندس در دو مرحله قبولی ها را اعلام کنند و هیچ چیز دیگری هم نبوده است در سال های قبل از بنده به عنوان دیده بان شهرستان ها اقای مهندس افرادی که نمراتشان را مشخص شده بود لیست را به من میدادند و میگفتند که یک بازبینی کن و هرچندتا کمک راهنما نیاز دارد و حق انتخاب هم داشتم ولی به جهت این که ما در دوره های قبل تجربه کردیم که افرادی که قبول نشده بودند و فکر میکردیم که این ها یک انسان های قوی هستند و می آیند و خیلی عشق به این کار را دارند میگفتیم که حالا نیم نمره یا یک نمره به این افراد بدهید و این گونه هم بگویم که اگر یک فردی را تعیین میکردیم که نیم نمره به او بدهیم به تمام افراد نیم نمره میدادیم یعنی عدالت بین همه جاری میشد و میگفتیم نیم نمره میدهیم و هرکس قبول شد وارد این راه میشود و فرد خاص مد نظر نبود و بع دیدیم که از این ده نفری که قبول میشوند سه نفر از آن ها سه کار می آیند پنج تا راهنما میشوند و بعد یک سال راهنما هستند و بعد تقاضای مرخصی دو ساله میکنند و بعد متوجه شدیم که آن کاری که ما انجام میدادیم این باعثش است یعنی فرد باید خودش به یک درجه ایی برسد که بدون احتساب فقط خدمت ها و بدون هیچ مسئله ایی دیگری بیاید و قبول بشود و هیچ کس با من دوست و رفیق و پسرخاله نیست و ما همه عضو یک خانواده بزرگ هستیم و اصلا در کنگره این گونه نیست که مثلا بگوییم این شخص کمک راهنما بشود یا نشود و اصلا در کنگره یک چنین اتفاقی نمی افتد و نخواهد افتاد.عدالت را در کنگره خود افراد هستند که جاری میکنند و ما جاری نمیکنیم!یک سفر اولی که می آید و این قدر به درمان خودش وابسته است و به موقع به جلسه می اید و نقش خودش را ایفا میکند وبه موقع پله را کم میکند و TDS را رعایت میکند و بالا و پایین نمیکند و سر یازده ماه درمان میشود خب این عدالت عمل خودش است و حالا یک نفر دیگر هست که دوماه می آید پنج قدم به جلو می اید و شش قدم به عقب برمیگردد هم حرکت از ظر حرکت درونی و هم از نشر حرکت بیرونی؛خب این شخص را میبینیم که دو سال است اندرخم یک کوچه است و آن شخص یازده ماهه درمان شده است و ان که دوسال دارد می آید و میرود نمیتواند بگوید که اینجا عدالت جاری نیست و این عدالت را خودت با دست های خودت برای خودت فراهم کرده ایی و یک فردی به فرزندش گفت که اگر میخواهی خداوند روزی به تو بیشتر بدهد صبح از همه زودتر بیدار شو و سرکار برو و فرزند او صبح تاریک هم بود از خواب بیدار شد که سر کاربرود وسط راه هر چه که داشت را از او دزدیدند و به خانه برگشت و بعد پدرش او از سوال کرد که چرا برگشته ایی؟!گفت من صبح زود سر کار رفتم به جای روزی هر چه وسیله هم که داشتم از من دزدیدند و گفت آن کس که صبح از تو زودتر بیدار شد روزی به او رسید حالا حکایت آزمون است و من ازمون داده ام و فکر کرده ام که خیلی خوب آزمون داده ام ولی یک نفر خیلی بهتر از تو ازمون داده است باید این گونه فکر کنید و ما به عنوان یک انسان دو تا همسفر داریم که از پیمان الست با ما همراه هستند یک همسفر همیشه زمزمه او زمزمه سازندگی و به طرف خوبی ها حرکت کردن انسان سالم و صالح بودن  دروغ نگفتن،خودبین نبودن منیت نداشتن و ... است و یک همسفر در درونمان داریم دائما به تخریب و مسائل دیگر میپردازد و یک موقع ما در یک شرایطی قرار میگیریم که به آن همسفر درونی حال خراب گوش میکنیم و آن یک سناریو برای ما درست میکند و ما آن سناریو را در بیرون اجرا میکنیم و در بیرون نشان میدهیم که حال ما حال مناسبی نیست چون ما در کنگره در حال سفر هستیم و در طول هستی ما مسافر هستم و تمام هستی در حال حرکت است شما یک جاندار یا یک بی جان را میتوانی در نظر بگیری که این در حرکت نباشد؟!همه چیز در حکت است.حرکت اجسام را ما نمیبینیم ولی آن ها هم در حرکت هستند پس ما اساسا در طول هستی مسافر هستیم و طی سفر های گوناگونی که ما در آن قرار میگیریم ما پخته میشویم و یاد میگیریم و تجربه کسب میکنیم بنابراین فکرتان را به جای نادرستی ندهید.
پس بنابراین رسیدن به این جایگاه زحمت میخواهد و یک جوشش درونی میخواهد که انسان را وادار بکند که از یکسری از خواسته هایش بگذرد تا بتواند آن کاری را که تمایل دارد و دوست دارد به انجام برساند و من به اقای هادی عزیز خداقوت میگویم و مهم این است که در دفتر روزگار حرکت ما نوشته خواهد شد هر چقدر هم که بگوییم ما خدمت میکنیم و این خدمت را برای دل خودمان انجام میدهیم قطعا هستی این خدمت را به ما برمیگرداند و من میخواهم که برگردانده است.چگونه؟!همان روز اول رهایی از نظر من تمام مزد یک انسانی که در طول هستی بخواهد خدمت کند از این بندی که انسان آزاد شده است مزدش را داده است و اقای مهندس فرمودند که رسیدن به رهایی و فردی که به رهایی میرسد این قیمت ندارد.
یکسری از افراد در کشور های دیگر هستند که حالا از طرق مختلف با تماس میگیرند و ما به عنوان رهجو با این افراد کار میکنیم و خیلی از جاها هست که اصلا تریاک به عنوان دارو نیست و OT که اصلا نیست و ساختارشان هم بسیار قانون مند است شما یک فردی را در اروپا در اروپا در نظر بگیرید که با تمام وجودش میخواهد درمان بشود خب ما برای این فرد جهانبینی را داریم روش درمانی DST را داریم صورت مسئله اعتیاد را داریم و همه چیز داریم ولی آیا دارو هم داریم؟!وقتی که دارو نداریم ایا آن شخص میتواند که درمان بشود؟!وقتی اگر به خواست او نگاه کنید که او یک مصرف کننده است و مثل من و شما یک انسان است و خواستار رهایی است و ما اینجا راحت نامه میگیریم و به کلینیک میرویم و خیلی راحت دارو را تهیه میکنیم و داریم تمام ساختارمان را اصلاح میکنیم اما آن بنده خدایی که در اروپا است آن را باید چه کار کنیم؟!اگر آن شخص را ببینی آن وقت قدر این صندلی را میدانی،اگر آن شخص را ببینی قدر OT را میدانی!از یکی تز همین اشخاص پرسیدم که آیا میتوانی تریاک تهیه کنی که من به تو برنامه بدهم؟میگوید اینجا اصلا تریاک پیدا نمیشود و باید لب مرز بروم ببینم میتوانم پیدا کنم و تهیه کنم و از او پرسیدم که تریاک آنجا گرمی چقدر است؟!در کلینیک شما ده سی سی OT را با شش هزار تومن میخرید و در اروپا یک گرم تریاک پنجاه یورو است و هر یورو را سیزده تومان هم که حساب کنیم تقریبا ششصد و پنجاه هزار تومن میشود!!و یک شخص برای این که درمان بشود 250 گرم تریاک لازم دارد یا دو هزار پونصد سی سی OT لازم دارد شما اینجا چقدر پول میدهید و ان فرد در اروپا چقدر باید پول بدهد!و ما اصلا به این چیزها فکر نمیکنیم.و این دارد به من و شما میگوید که چقدر خدا به ما لطف داشته است که الان ما به این ساختار و روش و متد و دارو و راهنما ما اینجا هستیم و این شرایط برای ما وجود دارد.انسانی که این را متوجه بشود و انسانی که این بیداری را حس کند خب سرش را پایین نمی اندازد و برود میگویند سی دی بنویس میگوید چشم میگویند به موقع این کار را انجام بده میگوید چشم و اگر به او میگویند استخر برو برای خود تو است و اصلا نباید نگاه کنید که ایا راهنما به استخر میرود یا نمیرود شما باید وظیفه خودتان را نسبت به خودتان انجام بدهید و صبح بیداری را باید انجام بدهید و اصلا آدمی که تا ظهر بخوابد دیگر آدم نیست و موجود دیگری است و ما باید اصطلاحات را به وجود بیاوریم و اگر بدانیم آن طرف چه خبر است دیگر قدر این ور را میدانیم و قدر راهنمایان را میدانیم که راهنما در اختیارمان است و به ما آموزش میدهد .
همیشه ر طول هستی انسان هایی که ضربه خوردند و لطمه خوردند و در طول هستی چیزی نشدند انسان هایی هستند که از تفکر سی دی سنگش کمه برخوردارند که مفتت میدهند میگوید سنگش کمه! بنابراین همه ما باید قدر این ساختار را بدانیم رهجو ها باید قدر خودشان را بدانند و لطف خداوند را احساس کنند به شخصیت خودشان احتارم بگذارند و کارشان را به موقع انجام بدهند به راهنمایشان باید احترام بگذارند ما امسال یک دستور جلسه جدید به نام نظم،انضباط،احترام و ما باید خیلی به یکدیگر احترام بگذاریم حتی اگر یک نفر اشتباه کند.
بنابراین هر مسولیتی که داریم و به گردنمان هست این را به درستی به انجام برسانیم تا خودمان بهره لازم را ببریم و باز هم به هادی عزیز خداقوت میگویم به خود ایشان و همسر ایشان که همسر اقای هادی هم راهنما هستند و هنوز در حال خدمت هستند و خود اقای هادی هم در گوشه و کنار یکسری کار ها را دارد انجام میدهد و امیدوار هستم که در این راه موفق و پیروز و سربلند باشد و آقای شرفی هم که راهنمای اولیه اقای هادی بودند هر کجا که هستند انشاالله سلامت باشند و به ایشان هم تبریک میگویم و امیدوار هستم که همه ما قدر آقای مهندس را بدانیم.این انسانی که تمام تفکر و اندیشه اش این است که انسان ها با یک سلامت عقل و جسم و  روان به حیات خودشان ادامه بدهند و بتوانند یک حرکت عظیمی را که آغاز شده است به آن کمک کنند و این کار هر کسی نیست و انسان باید از خودش بگذرد و باید از خودش عبور کرده باشد که یاری رساندن به انسان های دیگر در اولویت باشد و امیداورم همه در این راه موفق و پیروز و سربلند باشید.

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر

من از آقای حیکمی عزیز و همین طور راهنمای سفر اول خودم آقای شرفی درس های بسیاری گرفتم و بنده چیزی حدود 9 سال است که در کنگره هستم .


قرائت لوح تقدیر کنگره 60 

























عکاسی و تنظیم :مسافر عباس راهزانی
تایپ:مسافر مصطفی امینی
منبع : وبلاگ نمایندگی پروین اعتصامی اراک 

[ چهارشنبه 10 مهر 1398 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو