وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید



زمانی که حرف از ارث و میراث پیش می آید ، خواهر و برادری و هم خون بودن دیگر معنای خود را از دست داده و این آشنایان چنین ساله با هم مانند بیگانگانی می شوند که انگار سال هاست یک دیگر را نمی  شناسند . 


متن سی دی بیگانه از مهندس دزاکام 
این جلسه ، جلسه ی پانزدهم از دور چهل و یکم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران خانم شعبه : آکادمی در روز سه شنبه،  در تاریخ ؛ 98/4/18 با نگهبانی و استادی جناب مهندس و دبیری خانم رویا با دستور جلسه ی سی دی بیگانه راس ساعت هشت و تیم آغاز به کار نمود . 
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر . فرازی از یک نوشته به تاریخ 75/ 11/ 29 را می خوانم . 
به یاد همه و یاد حق هستیم و به آنچه مقدر است و خود پیش آورده و آنچه در لوح خود نوشتهدشدهدبا احترام خاصی برخورد می کنیم . 
بی وفایی آشنایان بیگانه،  واقف بودن به تقدیر واقعی ... 
این جا باز صحبت از محبت است که در متن پیام چند مساله مطرح می شود که هر کدام مفهوم خود را دارند . 

تقدیر :
 همان نامه ی پیشین است . کار و علمی را قبلا انجام داده اید و الان باید پاسخگوی آن باشید . 
به یاد همه و یاد حق بودن : منظور این است که رشد ما تنها در سایه ی معنویات نمی شود بلکه مسائل معنوی باید همراه با مادیات هم  باشد . اگر هر کدام در جایگاه درست خود قرار بگیرند بسیار خوب است . نمی شود فقط به مسایل معنوی نگاه کرد و از خانه و خانواده و فامیل و آشنا دور بود . 
شخصی به من گفت : مهندس من در کنگره فقط و فقط شما را دوست دارم و با دیگر اعضا کاری ندارم . من هم به او گفتم : شما اشتباه می کنی و این دروغی بیش نیست . مثل این که شما به یک پدر بگویی : من فقط شما را دوست دارم و فرزندانت را دوست ندارم . یا آیا می شود شما دایی و عمه و خاله تان را دوست داشته باشید و پسر و دختر های آنها را دوست نداشته باشید ؟ ( گوش که عزیزه ؛ گوشواره اش هم عزیزه ) . کسی که خداوند را دوست دارد قطعا آفریده ها و مخلوقات او را نیز دوست دارد . هستی و کائنات و انسان ها و کل موجودات را نیز دوست دارد . ما باید یک چشم مان به دنیا و چشم دیگر مان به آخرت باشد . 
ما بسیاری از مشکلات را با دست های خودمان برای خود پیش آورده ایم و حالا از زمین و زمان طلب کاریم . اعتیاد را خود من برای خودم به وجود آوردم . کسی خنجر زیر گلوی من نگذاشت و به زور مواد را به من داده باشد . اگر به فرض محال این طور باشد بار اول به زور بوده دفعات بعدی چه کسی بود ؟ من نمی توانم جامعه و خانواده و اطرافیان و دوست بد و محله و شهر بد را مقصر اعتیاد ام بدانم . 
ما در شروع جلسات مان این جمله را تکرار می کنیم که : خداوندا ما از بزرگ ترین دشمن خودمان که ( جهل و نادانی و نا آگاهی ) خودمان است به تو پناه می بریم.  
ما مسبب تمام رویداد های خوب و بد زندگی مان هستیم . چرا که خالق آنها خود ما بوده ایم نه فرد دیگری . اگر درس خواندیم یا نخواندیم ؛ اگر به جایی رسیدیم و یا نرسیدیم خود مسئول اعمال مان بوده ایم . داستان کشاورز ( تقدیر ) : 
اسب کشاورزی گم شد . مردم روستا گفتند : چه بد شد . کشاورز گفت : شاید ! چند روز بعد اسب با چند اسب دیگر بر گشت . مردم گفتند : چه خوب ! و کشاورز گفت : شاید .مدتی بعد پای پسر اش شکست . مردم گفتند چه بد شد و او گفت :شاید! مدتی بعد ماموران حکومتی برای سرباز گیری به آن روستا آمدند و همه ی جوان های ده به غیر از پسر کشاورز را بردند . مردم باز گفتند : چه خوب و کشاورز جواب داد : شاید ! . هیچ کدام از اتفاقات افتاده دست کشاورز نبود . گم شدن اسب و شکستن پای فرزند اتفاق بدی بود ولی باعث شد اسب به همراه خود چند اسب بیاورد و یا شکستن پای فرزندش باعث شد که در میدان جنگ کشته نشود . ما نمی توانیم اتفاقات را بر مبنای خودمان به خوب یا بد بودن تقسیم کنیم چرا که شاید در پس پرده حکمتی در آن ها باشد که ما از آن حکمت بی خبریم . 
داستان آرنولد : 
آرنولد شدائد زنگر قهرمان اسبق پرورش اندام جهان و فرماندار ایالت کالیفرنیا ؛ در زمانی که فرماندار بود ، یک هتل بزرگ را افتتاح می کند و جلوی درب هتل مجسمه ی آرنولد را نیز نصب می کنند . مدیر هتل در هنگام جشن افتتاح به او می گوید : تا هر زمان که آرنولد زنده است یکی از اتاق های آن هتل برای او رزرو است.  از این ماجرا مدتی می گذرد . آرنولد روزی برای استراحت به آن هتل رفته و از مسئول پذیرش کلید اتاق را درخواست نی کند و مسوول هتل به او می گوید که اتاق ها پر است . او یاد آور  می شود که قبلا نذیر هتل یک اتاق را برای همیشه رزرو آرنولد کرده ولی باز مسوول پذیرش می گوید که اتاق خالی نداریم .  آرنولد هم کیسه خوابش را زیر مجسمه ی خودش پهن کرده و در ضمن چند تا عکس هم گرفته و در اینترنت می گذارد و می‌نویسد : اگر موقعیت و مقامی به دست آوردید به ان غره نشوید چرا که همه ی چیز هایی که بدست می آوریم تا ابد متعلق به ما نیستن و و روزی از دست خواهند رفت . منظور او از این کار دادن پیام به دیگران بود چرا وه آرنولد همه چیز داشت . 
نکته ی بسیار مهم در سخنان اقای مهندس . 
من اگر چیزی به شما یاد می دهم فقط و فقط برای کسب دانایی و آگاهی جهت خروج از دنیای اعتیاد است و این که این دانایی در درمان اعتیاد و درست زندگی کردن به شما کمک کند . تمام این ها برای این هم هست که ما خود و زندگی و حیات مان را بشناسیم و از مسایلی که در زندگی پیش می اید بدانیم که چگونه برخوردی داسته باشیم . یعنی همان حرکت در صراط مستقیم و رسیدن به ارامش در حیات . این چیز هایی که می گویم برای این نیست که شما را فیلسوف کنم یا عارف شوید .چون من ماندیم و نه عارف و صوفی و نه فیلسوف و مهندسی یعنی علم اندازه ها و تنها زمینه ای که من خودم را در آن قبول دارم همین مهندسی است .( البته آقای مهندس شکسته نفسی می فرمایند  چون که ایشان دریایی از محبت و علم و دانایی هستند )  . 
بی وفایی آشنایان بیگانه : بعضی مواقع انسان خودش مقصر است که در تنهایی و تاریکی بیفتد و در تاریکی دست و پا بزند . مثلا یک مصرف کننده آن قدر در دنیای اعتیاد سرش گرم است که حواسش به اطرافیان و دیگران نیست و به همین دلیل آرام آرام تنها و تنها تر می شود و اعضای خانواده هم از هم دور می شوند . 
الان در بعضی خانواده ها تا زمانی که مساله ی ارث و میراث در کار نباشد با هم خوب هستند اما به مجرد این که حرف از ارث و میراث پیش آید همان خواهر و برادر ها دشمن خونی هم دیگر می شوند . آن وقت است که تا یک مشکلی برای تان پیدا شود هیچ کدام از آشنایان به درد تان نمی خورند و هر دری را که بزنید کسی نیست که آنرا باز کند . اما عکس آن هم هست که کسانی که حتی شما را نمی شناسند باری را از روی شانه های شما بر می دارند . پدر و مادری و خواهر برادری و ... همه قرار دادی اند این ها پیوند خونی می باشند و پیوند محبتی و عاطفی نیست 
دکتر مغاری : امروزه Eq جای Iq را گرفته است . 
ای کیو یا هوش هیجانی : نحوه ی برخورد فرد در شرایط سخت میزان ( ای کیو یا هوش هیجانی ) فرد را نشان می دهد . مثلا یک نفر به شما حرف بدی می زند و یا توهین می کند شکل برخورد شما با این مساله ( ای کیو ) ی شما را نشان می دهد .کنترل احساسات و واکنش ما در شرایط سخت و بحرانی Eq ما را نشان می دهد . هوش هیجانی در ساعات مختلف شبانه روز متفاوت است . بارها گفته ام که در هنگام سخن گفتن :  زمان مناسب ؛ موضوع و کلام مناسب را در نظر بگیرید و از بهترین واژه ها در گفتار استفاده کنید . 
انسان در ساعات مختلف شبانه روز رفتارهای متفاوتی از خود بروز می دهد . علت این تفاوت روحی و روانی در چیست ؟ علت در ان است که فیزیولوژی و جسم افراد در طی بیست و چهار ساعت شب و روز فرق دارد .الان مردم بدترین وضعیت را در خوابیدن خود دارند . زمانی که باید خواب باشند بیدارند و زمانی که باید بیدار باشند در خوابند . 
یکی از علل سرطان ها و مرگ و میر ها : کم خوابی و بی خوابی و تنظیم نبودن خواب است . کسی که دیر می خوابد یا در شبانه روز دو الی سه ساعت می خوابد مستعد بسیاری از بیماری ها و سرطان ها می شود . شبانه روز باید به سه قسمت هشت ساعتی تقسیم گردد .هشت ساعت برآب خوابیدن . هشت ساعت کار و هشت ساعت باقی مانده برای رسیدگی به خانواده و انجام امور جاریه است . 
قبلا گفتم که برای محبت باید هزینه کرد و این هزینه ها روحی ، روانی ، عاطفی و غیره را شامل می شوند . 
همه چیز در تغییر است . وداع با دنیای دروغین.  
این سخنان استاد زمانی است که من در اوج مشکلات و اعتیاد قرار داشتم . و با تغییر دید و تفکر ادامه ی زندگی به شکل بهتری برایم رقم خورد . و این آغاز به شکل دیگر است که باید جهش نمود و از تاریکی ها عبور کرد . 
چگونه می شود به خودمان جان ببخشیم ؟ 
با احیا و زنده شدن مان و این احیا با ایجاد تغییرات و خداحافظی با دنیای دروغین است که نیروی تازه را می توان در خود به وجود آورد . 
ارزش یک بار واقعی بیش از هزاران یار دروغین است . گفته اند که ؛ سیاهی لشگر نیاید به کار
یکی مرد جنگی به از صد هزار 
یا گفته می شود که تا پول داری رفیقتم ، عاشق بند کیف تم . 
چه چیزی منجر به لمس و درک محبت ها می شود ؟ 
زمانی که محبت واقعی با باور های درست عجین شوند . این را هم بدانیم که پایه ی اصلی محبت و کلید واژه ی محبت دانایی است . واقعی بودن محبت زمانی مشخص می شود که شخص به غیر از خداوند به تمام مخلوقات او نیز عشق بورزد . کسی که این گونه است دیگر نمی آید و جنگل ها را پر از اسعار کند و درختان را از بین ببرد . 
تو یک جستجو گر هستی . معنا و تعریف انسان جستجوگر این است که فرد دنبال چیزی می گردد که هنوز آنرا پیدا نکرده است و با دانستن هر موضوعی دیگر جستجوگر بودن معنایی ندارد . پس باید چیزی را گم کرده باشی یا در دسترس ات نباشد که در می پیدا کردن و جستجوی آن باشی . علت این که ما در کنگره اموزش می گیریم این است که جیزی بلد نیستیم . همه ی جهان بینی و انوزش ها برای این است که ما بلد نبوده ایم جگونه زندگی کنیم و اگر بلد بودیم اینحا جه کار داشتیم ؟ راه درست زندگی کردن در وهله ی اول یعنی ؛ درگیر شدن با خود و سپس با دیگرانسان ها و اطرافیان.  
چه زمانی دیگران به نوای ما گوش می دهند ؟ 
مثال : نوازنده ای که بلد نیست خوب بنوازد کسی به ساز زدن او توجهی نمی کند ولی اگر آنقدر تمرین کند تا خوب و عالی بنوازد آن وقت است که دیگران تمایل به گوش کردن صدای ساز و هنر او می شوند . ما هم اگر بتوانیم رفتار و منش و گفتار خوبی را در خود پرورش داده و خوب رفتار کنیم آن زمان است که بقیه به حرف های مان توجه می کنند . یک سفر اولی نمی تواند راهنما شود اما وقتی که سفر اول را تمام کرد و امتحان کمک راهنمایی داد و قبول شد افرادی هستند که به سخنان او توجه می کنند و حرف هایش را گوش داده و به سخنان او عمل می کنند .
استاد : از جسم خود شاکر باشید که به فرمان الهی تعظیم نمود و در این سفر ترا یاری کرد . هستی ضامن وجود هر یک از اعضای تنی است که بی وجود شایسته ی حیات نیست .
سوال ؛ هستی ما ضامن چیست؟ 
هستی ما ضامن تک تک اعضای بدن ماست . و ضامن کار کردن درست کلیه ، قلب ، روده و .... است . حتی سلول هایی که همواره در حال کار کردن هستند و ما خبری لژ نحوه ی کار کرد آنها نداریم این هستی و وجود ماست که ضمانت کار کرد آنها را در دست دارد 
شاگردی که در سفر اول با روش ( دی اس تی ) ادامه ی سفر می کند در واقع جسم او از او فرمان می پذیرد . در اعتیاد جسم از فرد فرمان نمی گیرد یا در روزه داری وقتی که فرد شانزده هفده ساعت از خوردن و آشامیدن دوری می کند یعنی جسم اوست که از او فرمان برداری می نماید . 
استاد : این بار متاعی ارائه داده اید که با ارزش است . ارزشمندی یک راهنما نشان دادن راه درست و به رهایی رساندن آنهاست .بلد بودن و اجرای درست روش ( دی اس تی ) متاع و کالای با ارزش یک راهنما ست . 
استاد : انشا الله در ستون های دیگر موفق شوید و پرچم دل را به اهتزاز در آورید و خود را از بسیاری جهات مسلح سازید . 
از راه عشق و محبت و مهر است که می توان از نظر ؛ مالی ، معنوی ، تفکری و ارتباطی مجهز شد . برای هر کاری سلاح مربوط به آنرا باید داشت . مثلا فن بیان داشتن و بلد بودن متون کنگره و دانایی  در نشان دادن محبت یک سلاح است . شما برای این که چیزی را بخواهید به دیگران بدهید باید آن چیز را داسته باشید . نمی توان عشق و محبت نداشت و آنرا به دیگران داد . به قول معروف کف دستی که مو ندارد چطور می شود از آن مو برداشت . یا گاوی که تر است را چگونه می شود دوشید ؟ 
آمدن شیفتگان حق : 
این سخن در بیست و سه سال قبل زده شده است .در آن زمان پیش بینی آمدن هزاران نفر به کنگره را می کند . 
انواع عبادت چیست؟ 
عبادت دو نوع است یکی انجام مراسم دینی و مذهبی و دوم : عبادت باطنی که این ها همان صور آشکار و پنهان قضیه هستند . وقتی هر ذوب این ها با هم باشند آنجاست که می شود گفت که فرد ایمان دارد . در زمان رسول خدا عده ای گفتند : ما ایمان آورده ایم .به آنها گفته شد که شما ایمان نیاورده اید بلکه اسلام آورده اید . چرا که اسلام آوردن با گفتن یک شهادتین امکان مدیر است اما ایمان مرتبه ی بسیار بالا تر از ایمان است و فرسنگ ها راه است تا یک نفر مومن شود . تزکیه و پالایش و تسویه می خواهد 
استاد : یک روز باید بدانیم که محبت اتفاق نیست . تقدیر هم نیست . محبت دامنه ی یک کمان بی انتهاست . واقعی است صوری نیست ، قراردادی نیست . به سخن و لمس هم نیست ، اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم دل می خواهد . به آن ارج بگذارید . انشا الله حق تعالی یاری تان نماید . 
نمی توان محبت بین دو نفر را به صورت قرار دادی انجام داد زیرا به این ها نیست . نه می شود آنرا لمس کرد و دید و نه می شود با حرف و سخن آنرا نشان داد . 
نگارش متن : مسافر مجید شیروی 



طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""،
برچسب ها: کنگره60،
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی،
[ دوشنبه 25 شهریور 1398 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو