تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی
وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید

داشتن روابط حسنه مستلزم هزینه است . نمی توان غیبت کرد یا تهمت زد و یا کسی را سرزنش نمود و باز بتوانید با او رابطه ی خوب و حسنه ای برقرار نمایید . 

این جلسه ؛ جلسه ی چهاردهم از دور چهل و یکم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران خانم ، در روز سه شنبه و در تاریخ 98/3 28 با نگهبانی و استادی مهندس و دبیری خانم رویا با دستور جلسه ی ( روابط حسنه ) راس ساعت 8/30 آغاز به کار نمود . 
آنچه برای ادامه ی زندگی ما انسان ها مهم است روابط بین ماست که اگر به صورت حسنه پیش برود مشکلی ایجاد نمی شود ولی زمانی که این روابط از حالت حسنه خارج شود آن وقت است که مشکلات خودشان را نشان می دهند . 
انسان طوری آفریده شده است که باید حتما به صورت اجتماعی زندگی کند و نمی تواند انفرادی به زندگی خود ادامه دهد ؛  زیرا انسان ها به یکدیگر نیازمند هستند و علت اجتماعی بودن استات ها هم در این است که نیاز های انسان ها بسیار زیاد است . 
شاید حیوانات بتوانند به شکل فردی به خیال ادامه دهند چون نیاز های آنها محدود به غذا و بقا ست . ولی انسان ها وسعت نیاز های شان زیاد است برای همین است که هر فردی در یک کار و شغلی است و هر فرد نمی تواند هم کشاورز باشد و هم مکانیک و کلا همه ی کار ها را خودش انجام دهد . 
در جهان ما و این زندگی هیچ چیزی نیست که مجانی و بدون هزینه باشد . این هزینه  بر بودن هم شامل روابط بین انسان هاست و هم خداوند . خداوند هستی را خلق کرد ولی به انسان گفت که اگر نان می خواهد بخورد باید گندم بکارید و آنرا آبیاری کند و ارد کرده و تبدیل به نان شود تا قالب خوردن باشد و این پروسه هر مرحله اش دارای هزینه است . 
روابط حسنه ی بین انسان ها دارای دو شرط است . 1 - بالا بددن عقل و شعور انسان ها .  2  - هزینه بر بودن 

غیبت کردن  : نمی شود شما پشت سر یک نفر عیبت کنید و بتوانید روابط حسنه ای هم با او داشته باشید . پشت سر طرف بد او را بگوئید و روبروی او قربون و صدقه اش بروید . 
از پشت خنجر بزنی و بعد با او بگویی و بخندی . چرا که مطمئنا طرف مقابل یا عیبت شنونده می فهمد . وقتی شما کلامی را از دهان تان خارج کردید دیگر مالک آن نیستید به این خاطر که دیگران خبر را برای او می برند .
این مثل اسکناس است . شما یک اسکناس را می دهید و به جای آن جزئی می خرید . این پول تا شب نشده دست به دست صد ها نفر رسیده و باز به دست دیگری می رسد . عیبت هم همین طور است . افراد چه حرف خوب و چه حرف بد شما را به یکدیگر منتقل می کنند . 
هنر انسان این است که دشمن هایش را به دوست تبدیل کند . بعضی ها هستند که هنرشان فقط درست کردن و زیاد کردن دشمن است و بعضی دیگر بر عکس با ایجاد روابط حسنه دشمن ها را به دوست تبدیل می کنند .
بعضی وقت ها نگه داشتن روابط حسنه با بعضی ها یعنی باج دادن به ان فرد یا گروه است . مثلا این کشور های غرب همسایه برای این که روابط شان را با آمریکا نگه دارند مجبورند با خرید اسلحه و خوار شدن توسط آمریکایی ها روابط شان را نگه دارند که این در واقع رابطه ی حسنه ای نیست بلکه چون همسایگان ما در نقطه ی ضعف قرار دادند مجبور به باج دادن می شوند . 
بدون روابط حسنه وضعیتی که پیش می آید این است که افراد مدام در حال جنگ و از دست دادن انرژی های خود هستند . پس اگر همه اش جنگ و جدل باشد پس کی می خواهیم زندگی کنیم . 
خیلی ها فکر می کنند که به این دنیا آمده اند تا دیگران را آدم کنند در حالی که هدف از آمدن به دنیا این است که ما خود شناسی را از خود شروع کنیم . پس روابط حسنه فرصتی است برای کسانی که می خواهند خود را بهتر بشناسند.  
ما در کنگره مبنای روابط مان بر همین منوال است و به همه ی اعضا نیز تاکید داریم که روابط شان طوری باشد که با رعایت حرمت ها که همان روابط حسنه است راه خود را پیدا کنند . 
در طول این بیست سالی که کنگره دارد کار می کند تا به حال حتی یک مورد را نمی توانید پیدا کنید که ما او را از کنگره بیرون کرده باشیم . شاید به تعداد محدودی که مایه ی اخلال هستند گفته باشیم که چند ماهی به کنگره نیایند ولی تا به حال کسی را اخراج نکرده ایم . 
ایجاد روابط حسنه بین خویشان و بستگان و فامیل . 
در قدیم که آپارتمان نشینی وجود نداشت فامیل آخر هفته یا تعطیلات شان را در خانه ی یک بزرگ تر جمع می شدند و همین اجتماع باعث می شد که روابط خوبی بین اعضای یک فامیل برقرار شود و در ضمن بچه ها هم با هم بازی می کردند و انرژی های سان را خالی می کردند . 
الان این آپارتمان نشینی و چند شیفت کار کردن و سایر مشکلات باعث شده که هم فامیل دور از هم دیگر بشوند و هم بچه ها نتوانند انرژی شان را خالی کنند . بعد که بچه کمی بخواهد بازی کند زود انواع قرص های بیش فعالی و ریتالین و فلوکسیتین و آرام بخش و خواب آور را به بهانه ی بیش فعالی به بچه ها می دهند و سیستم جسم آنها و خودشان را خراب می نمایند . 
بعضی اوقات ما همه ی برنامه ریزی ها را برای دور هم بودن و نزدیک بودن به یک دیگر فراهم میکنیم اما یک سری حوادث باعث می شود که روابط بینابین ما از هم گسیخته شود . مثلا در زمان جنگ در خوزستان و شهر ها

ی مرزی بنیان بسیاری از خانواده ها در اثر سرنوشت از هم گسیخته می شد و این دیگر تقدیر و فرمان الهی بود که این سرنوشت ها را رقم می زد . 
ادامه پیام : ما بر آن هستیم که از درخت خرمای خانه ی خود و خوشه های رطب آن شربتی بسازیم تا همه از آن بنوشند . 
امکان دارد که سرنوشت روابط را به هر دلیلی ضعیف کند اما ما باید با وجود این مشکلات تلاش کنیم که باز روابط بین خانواده و اطرافیان مان را بهبود بخشیم . 
وقتی یک نفر به رهایی می رسد و راهنما می شود در ابتدا خانه ی دل خود را پاک سازی می کند و سپس با تجربه ای که یاد گرفته است به دیگرانی که می خواهند به رهایی برسند کمک می کند . 
پیام  :  خانه ی دل را روشن کن که این روشنایی نور تابنده ای برای خانه ی خدا بشود . 
قبلا  گفتم که دروازه ی ورود به ذات الهی تز به و پالایش کردن دل خود ماست . ما چه زمانی می توانیم به خدا سناسی برسیم و خدا را بشناسیم ؟  زمانی که دل را آب و جاروب کنیم و این جارو کردن فقط با تزکیه و پالایش و پرهیز از ضد لرزش هاست . 
لازمه ی خدا شناسی اطاعت از فرامین الهی است . عیبت نکردن ، تهمت نزدن و دروغ نگفتن و ... باعث می شود ما به خدا نزدیک تر شویم . پس آباد کرون درخت نخل خانه ی دل است که می تواند به ما کمک کند . انسان هر چه به طرف ضد ارزش ها برود روح او بی قرار تر می شود تبدیل به یک بیمار می شود و برای درست شدن و خوب شدن این بیماری ها نمی توان از بیرون ان دل را آباد ساخت . نمی شود با خوردن انواع قرص ها و مواد مخدر درون را آباد نمود . 
بسیاری از مردم در این مقوله هستند که آیا اصلا وجود ؛  وجود دارد ؟ یعنی با خویش بیگانه اند . 
الان این فکر بیهوده در ذهن مردم است که آیا اصلا خدایی هست ؟ این شک و تردید به این خاطر است که مردم اصلا وجود خودشان را باور ندارند که بخواهند خدا را باور کنند . امروزه طوری شده که روشن فکری یعنی قبول نداشتن خداوند . و این ناباوری به خداست که آنها را با خویشتن خویش مردم بیگانه کرده است . آیا جهان دیگری هست ؟ آیا بعد از مرگ زندگی باز ادامه دارد ؟ باورهای غلط انسان ها را از خودشان و اصل و ماهیت خودشان دور می سازد . قضیه وی شناخت ما نسبت به خداوند مثل مورچه‌ها یی است که در آفریقا در یک لانه ی تنگ و تاریک زندگی می کنند و حال این مورچه های بسیار کوچک بخواهند در مورد رئیس جمهور یک کشور بخواهند قضاوت کنند . این ها اصلا ابزار شناخت این گونه مسائل را ندارند . آنقدر از نظر علم و آگاهی در مرحله ی پایینی هستند که نمی توانند به این گونه مسائل فکر کنند و تازه بخواهند بگویند که نه  ! فلان کشوری نیست یا فلان رئیس جمهور وجود ندارد . ما قادر به کنترل جسم و شهر وجودی خودمان هم نیستیم آن وقت می خواهیم در مورد خداوندی که کل هستی تحت فرمان اوست قضاوت کرده و او را بشناسیم . 
موجودی که حتی قادر به کنترل نمودن خواب یا اعضای جسم خودش نیست چگونه می تواند بر هستی فرمان براند و فرمان رو ای این هستی را بخواهد بشناسد . این جاست که ما به مرز شیطان نزدیک شده و در نیرو های منفی حذف و هضم می شویم . 
جهان مملو از این انسان هاست که از خود شان بی خبرند ولی وجود خدا را انکار می کنند . 
عقل و ایمان و عشق 
چه کسی گفته است که عشق مجانی است . اتفاقا عشق دارای هزینه است ؛ آنهم هزینه های بسیار سنگین . ایمان به خداوند فقط ایستادن در صف اول نماز نیست . نماز خود یک مراسم آیینی است . هستند کسانی که نماز می خوانند ولی اجناس و مایحتاج مردم را احتکار می کنند . چنین کسی معنای عشق و ایمان را نفهمیده است . کسی که در کار خود کم فروشی کند معنای ایمان را نمی داند . اگر ایمان به معنای واقعی در کسی باشد فرصت طلبی نمی کند . 
چو دزدی با چراغ آید ،  گزیده تر برد کالا . بی ایمانی این است که تا می فهمند چیزی کمیاب است به جای آن که آن جنس و کالا را به مردم بدهد تا مشکلی درزندگی مردم پیش نیاید ؛ به جای آن بیاید و آن جنس را انبار کند و یا به چند برابر قیمت بفروشد . 
در کتاب شریف بزرگ ترین صفت انسان های با ایمان را انجام عمل سالم و سپس صبر و سفارش به حق و حقیقت معرفی می کند . ( ای کسانی که ایمان آورده اید : کارهای شایسته انجام دهید و دیگران را به صبر و حق سفارش و توصیه کنید . 
ادامه پیام : ایمان و عشق باید حقیقی باشند تا جامه ی زیبایی به تن کنند . 
انسان های با ایمان در ظاهر و باطن شان نور خداوند متجلی است و دیگران با برخورد با ایشان می فهمند که دارای صفات برگزیده ی خداوند هستند . 
پیام : شن های دوار چه هستند ؟ 
بارها گفته ایم که شن های روان دو کار را انجام می دهند ! اگر به دریا و بحر نزدیک باشند ( دارای ایمان باشند ) به دریا که همان نزدیکی به فرمان عقل است می رسند و اگر در کویر و صحرا باشند دائما دور خود می چرخند و در تاریکی هایی که خود به وجود آورده و پیله ای که خود به دور خود تنیده اند می مانند و بهره ای نور و روشنایی و قر

ب الهی نمی برند . 
پیام : تا امید نشدن و انجام تحولات در خود برای رسیدن به اقیانوس و دریا که همان خداوند است .
اگر فردی بخواهند در نحوه ی زندگی خود تغییری به وجود آورد باید حتما متحول شود . یعنی صفات گذشته ی خود را که همان ضد ارزش هاست کنار گذاشته و به طرف حق و حقیقت حرکت نماید .
گاهی امکان دارد که ما همه ی تلاش مان را در تغییر و برطرف نمودن مشکلات بکنیم ولی کاری از پیش نبردیم .در این زمان باد صبر کنیم تا با تفکر و گذشت زمان راه حلی برای مشکلات پیدا شود . 
فکر فراخ چیست ؟ 
نکته ی مهم در این جا این است که ما هر گاه به مشکلی برخورد کردیم از آن مشکل هراسی به دل راه ندادیم و در پی حل آن بر آمدیم . 
مثلا سال گذشته به ما گفتند که این مکان فعلی را باید خالی کنیم . این خود یک مشکل بزرگ بود که همین سنگ های پیش پای ما باعث شد ساختمان پلاک بیست را خریداری کنیم و یا اصلا فلسفه ی ورزش کنگره از دل یک مشکل به وجود آمد. زمانی ما را از مکانی بیرون کردند و همین مشکل باعث شد که ما به پارک طالقانی بیاییم و ورزش کنگره در این مکان احیا شود . پس لازم است که با شروع یک مشکل ابتدا به ساکن آن مشکل را به نام لعنت خداوند نبینیم و بدانیم که هر مشکلی پله ای برای ارتقای ما به جایگاه بالاتر است . 
این همان فکر فراخ و گستردگی در دید ماست . این جاست که حافظ می گوید : غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گدا صفتی کیمیا گری داند . 
یعنی با تفکر صحیح و باز بتواند کاری را که دیگران از انجام ان عاجزند انجام دهد و دید اش طوری باشد که بیشترین بهره را از مشکلات داشته باشد . 
یکی کفش نداشت و ما برهنه بود و غصه ی بی کفشی خود را می خورد .رفت بیرون مردی را دید که پا ندارد . خدا را به خاطر داشتن پا شکر کرد که اگر کفش نیست پا هست . 

پیام : باید جسم و روح هر دو با هم به یک مسائلی برسند ، اگر در هر یک ایرادی باشد ؛  در دیگری انعکاس خوبی باقی نمی گذارد . 
هنوز بعد از این همه سال حتی بزرگان ما نتوانسته اند برای روح ، جان و نفس تعاریف مشخصی ارائه کنند و بیشتر روح و نفس را با هم یکی می گیرند . لازم است که جسم یا صور آشکار با صور پتهان در یک راستا باشند همین که ما در کتاب شصت درجه مثال آن را زدیم و گفتیم که رابطه ی جسم و روح باید مثل رابطه ی سوار و سوار کار باشد تا فرد به مقصد برسد . اگر هر کدام از این دو مورد راه خود را بروند دیگری ضربه خواهد خورد . 
مثال : همان طور که می دانید بیش لز یکصد و پنجاه نوع بیماری روان تنی ( سایکوزوماتیک ) وجود دارد که از طریق روان یا صور پنهان به جسم اثر می گذارند . چرا این طور است چون که جسم و روح ( روان ) با هم هماهنگی ندارند . 
در کتاب ادموند و هلیا آمده است که روح جه کاری می کند . اگر نفس را با جسم در این جا یکی بگیریم نفس و روح باید در یک مسیر به هم دیگر برسند . 
در دوستی ها هم همین طور است . اگر دو تا دوست نقطه ی مشترک داشته باشند می توانند دوستی شان را حفظ کنند . در یک خانواده اگر زن و شوهر هر دو حرف شان یکی باشد اصطکاکی به وحود نمی آید حالا اگر هر کدام حرف خود و راه خودشان را بروند مسلما انعکاس خوبی در خودشان و زندگی و فرزندان شان به وحود نخواهد آمد . اگر در یک شعبه مرزبان ها باهم اختلاف نظر داشته باشند و هر کدام حرف خود را بزنند معلوم است که چه به سر آن شعبه و اعضای ان خواهد آمد نتیجه ی این سی دی : 
برای داشتن روابط حسنه ؛ داشتن ایمان و عشق ورزی باید هزینه بپردازیم . 
نگارش : مجید شیروی  .



طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""،
برچسب ها: کنگره60،
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی،
[ پنجشنبه 3 مرداد 1398 ] [ 01:08 ب.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .