وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید

هر فرد دارای سه نوع سن است و در واقع سن افراد در یک مثللث خلاصه می شود :
سن شناسنامه ای ، فیزیولوژی و سن روحی و روانی . در ضمن برای زندگی و حیات سه پارامتر خواست ، تقدیر و فرمان الهی نیز وجود دارد . 


متن سی دی سن : آقای مهندس

جلسه ی یازدهم از دور چهل و یکم کار گاه های آموزشی مسافران خانم در روز سه شنبه در تاریخ 98/3/21به استادی و نگهبانی آقای مهندس و دبیری خانم رویا راس ساعت  هشت و نیم بر گزار گردید . 
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر . مطلبی که بار ها به آن اشاره کردم آیه ی شریف لیس للانسان الا ما سعی است که این سعی و تلاش دنباله دار است آغاز آن از رئز ازل همان زمانی که خداوند با ما پیمان بست که آیا من پروردگار شما هستم و ما نیز آری گفتیم و بعد از این بود که سعی و تلاش انسان ها شروع شد . 
ما انسان ها از لحاظ سنی دارای سه نوع از سن هستیم . 
1 - سن شناسنامه ای 
2 - سن فیزیولوژیک 
3 - سن روحی و روانی 
در قسمت سن فیزیولوژی می بینیم که هستند کسانی که هشتاد سال شان است اما تمام اعضای بدن شان مانند ساعت کار می کند . قلب ، ریه ، کبد ، جریان خون و فشار آن ، کلیه ها و مغز و .... به خوبی کار می کند و در مقابل جوان هفده هجده ساله ای هم هست که تمام دندان هایش خراب است و از نظر اندام ها و اعضای بدنش دچار بیماری و عدم درست کار کردن است . این خود یک سن حساب می شود . 
3 - سن روحی و روانی 
در این قسمت هم هستند افرادی که به خاطر داشتن آرامش روان ، با وجود سن بالا مانند یک جوان شاد و سر زنده هستند . چرا که اندیشه و تفکر آنها صحیح و درست است و این هم به دلیل بودن در صراط مستقیم و عدم انجام اعمال ضد ارزشی می باشد ولی در برابر آن کسانی هم هستند که سراسر آشوب هستند و تفکر شان منفی و اندیشه ها یشان خراب و فاسد است 
باز یک مثلث دیگر نیز می توان رسم کرد که این مثلث در حیات و زندگی ما و ادامه آن نقش دارد و اضلاع آن عبارتند از 1 - خواست  2 - تقدیر  3 - فرمان الهی 

 قسمت اول : خواست 

همان طور که می دانیم خواست هر فرد مهم ترین عامل برای حرکت و قرار گرفتن در مسیر زندگی است . در این مورد می توان مشکل خودمان که اعتیاد است مثال بزنیم . 
اگر الان در کنگره قرار داریم به خاطر این است که خواست ما درمان بوده است . 

قسمت دوم  : فرمان الهی 

فرض کنید کشاورزان تمام سعی و تلاش خود را برای به دست آوردن و پرورش بهترین گردو یا سیب یا هر میوه ی دیگری انجام داده اند . کود ، سم ، آبیاری و هرس کردن و ... اما همین امسال و پارسال فقط در یک شب سرما زدگی باعث شد محصول کشاورزان از بین برود و میلیاردها تومان به آنها ضرر بخورد . این سرما زدگی در بیشتر مناطق کشور رخ داد .
این مثالی است برای فرمان الهی . این قضیه به خواست و تقدیر مربوط نمی شود چرا که کشاورز سعی و تلاش خود را انجام داده بود ( خواست ) و شامل تقدیر نیز نمی شود چرا که تقدیر کلی نیست و شامل یک نفر یا یک گروه است و به این علت که به صورت عام و همه گیر می باشد در قسمت فرمان الهی قرار می گیرد . 
این مورد در باره ی انسان ها نیز صادق است و با همه ی تلاش و کوشش شما دستور خداوند چیز دیگری باشد . 

قسمت سوم  :  تقدیر 

اما تقدیر چیست؟  

قبلا بار ها گفته ام که تقدیر مانند تیری است که از چله ی کمان رها شده است . این تیر هرگز به طرف کمان بر نمی گردد بلکه رها شده تا به آن جایی که قرار است برخورد کند . 
در تقدیر مهم این است که ما چگونه بر خوردی داشته باشیم . 
به عنوان مثال شما دو سال پیش تعدادی چک بلا محل کشیده اید . دو سال قبل تعهد کرده اید که چک ها را پول کنید و بدهکاری خود را به دیگران بپردازید ولی نپرداخته اید . حالا اگر به خاطر همان جک ها بیایند و شما را بازداشت کنند و شما بگویی : من که شش ماهه که در صراط مستقیم هستم و کار نادرستی نکردم کسی حرف شما را قبول نمی کند زیرا از قبل برای خودتان و با دست های خودتان مشکل را به وجود آورده اید . شما مسوول کار های گذشته ی خود هستید و بایستی یا جک ها را پاس کنید و یا جور ان را با زندانی شدن تان بکشید . در واقع همان کنش و واکنش و یا عمل و عکس العمل است . 
قرار گرفتن انسان های معتقد در معرض اصلاح الهی . 
بسیاری از کسانی که الان به اسم روشن فکری وجود خداوند را انکار می کنند در بن بستی در زندگی شان رسیده اند . اعتقاد به خداوند است که به انسان ها امید به زندگی و حرکت در صراط مستقیم را می دهد . 
جالب تر این است که برخی فکر می کنند چون مقداری تحصیل کرده و چند تا چیز را می دانند اینها می آیند و وجود خدا را انکار می کنند . در صورتی که شما نهایتا در یک یا دو قسمت امکان دارد که دانسته هایی داشته باشی و بی نهایت موارد دیگر علمی هست که ما از آن یا اطلاع نداریم و یا اصلا در آن زمینه ها چیزی نمی دانیم . 
ما انسان ها حتی اختیار جسم خودمان را هم نداریم.  مثلا تنفس ما در دست ما نیست که اگر این طور بود قطعا در خواب خفه می شدیم و یا قلب ما بدون آنکه ما تسلطی بر آن داشته باشیم کار می کند . نکته ی دیگر آنکه ما نمی توانیم فرامین الهی را با مجریان ان مخدوش کنیم . مثلا اگر یک کشیش به کودکان تجاوز می کند نمی توان گفت که عیسی مسیح و دین او درست نیست یا اگر چند تا قاضی رشوه بگیرند نمی شود گفت که همه ی قضات دزد و رشوه گیر اند و قوانین غلط است . 
هم جهت شدن خواست و تقدیر در بعضی مواقع و یا هم سونبودن آن دو در بعضی جاها . 
شما خواسته ی پول دار شدن را دارید ولی در تقدیر شما ثروت مند شدن نیست . شاید ما هزاران راه را می رفتیم ولی به جواب نمی رسیدیم . چرا این طور است . زیرا راه درست را پیدا نکرده بودیم .
بار ها ترک کردیم ، سقوط آزاد رفتیم ، دارو درمانی کردیم ولی راه درست که همان روش درمان تدریجی بود به ذهن مان خطور نمی کرد . 

داستان شیر شتر و چماق 

در زمان قدیم یک اعرابی که می خواست یکی از بزرگان ( حضرت علی بن آبی طالب )  را  دروغ کد جلوه دهد از ایشان می مر سد که غذای امشب من چه خواهد بود و ایشان در جواب می گویند که امشب شما شیر شتر خواهی خورد . مرد عرب با خود عهد کرد که هر چیزی بخورد به غیر از شیر شتر . وقتی به خانه می رود می بیند که شام آن شب شیر شتر است . او به خانه ی همسایه ها و اطرافیان می رود ولی هر جایی که می رود می بیند که غذای آن ها  فقط شیر شتر است . به همین دلیل به بیابان رفته و به چادر چند صحرا نشین وارد می شود و از آنها تقاضای شام شب می کند که آنها شیر شتر جلوی او می گذارند .زمانی که اعرابی از خوردن شیر امتناع می کند صحرا نشین ها ناراحت شده و کتک مفصلی به او می زنند . وقتی علت را جویا می شود بادیه نشین ها می گویند که طبق رسم آنها اگر کسی غذای آنها را رد کند او را کتک می زنند . فرد غرب بعد از کتک خوردن می گوید که همان شیر شتر را بیاورند تا او بخورد ولی او را نزنند .
حالا تقدیر همان قصه ی شیر شتر است اگر به خوبی و خوشی تقدیر را پذیرفتی که هیچ ؛ اما در غیر این صورت تقدیر به همراه سختی ها و مشقات اش با هم اد را اذیت می کند . 
مثل این که اگر یکی از نزدیکان فردی فوت کند ، ان شخص می تواند ما دام العمر سیاه بپوشد و گریه زاری کند و یا تقدیر رقم خورده را بپذیرد و منطقی رفتار نماید . یا تقدیر یک درخت گردو این است که گردو هایش پوک و سیاه باشند حال اگر کشاورز بهترین رسیدگی ها را انجام دهد باز این پوک و سیاه بودن در تقدیر ان درخت است . 
برای رسیدن به حقیقت دو چیز لازم است یکی پیدا کردن راه و دوم برداشتی که ما از ان راه داریم . 

قبلا هم گفتم که ما یک گاو صندوق داریم و چیزی را در آن گذاشته ایم . آن چیز همان راز است و رمز ما هم رمز با ز کردن گاو صندوق است برای رسیدن به راز باید رمز آن را دانست . 
راه بسیار مهم است . و ما باید در مورد هر موضوعی اندیشه کرده و تفکر نماییم . برای رسیدن به حقیقت که همان خداوند است بایستی غل و زنجیر ها و بند های تاریکی را باز کرد . با باز شدن آن بند ها خداوند خود بند محکم تری بر دست و پای ما می نهد و آن بند ؛ بند محبت و عشق اوست . با این فرض ما باید دست از افکار پوسیده ی خود برداریم و اندیشه و تفکر درست را جایگزین آن نماییم .

عشق به راه یعنی چه ؟ 

الان تمام خدمت گزاران با عشق مشعول کار هستند . راهنما یان ، مرزبان ها ، ایجنت و سایر قسمت ها بدون دریافت ذره ای پول عاشقانه کار خود را درست و مرتب انجام می دهند . بد ترین چیز برای آنها این آیت که بگوئید که شما خدمت نکن . برای این عشق و خدمت صبر و حوصله لازم است . همان طور که ساختار عظیم کنگره شصت در طول بیست سال به تدریج به این جایگاه رسیده است . 
نکته ی دیگر این است که برای انتقال یک موضوع باید آنرا تجربه کرد . مثلا من خودم روش dst را تجربه کرده و بعد تجربه ی خود را در اختیار دیگران گذاشتم  . در مورد سیگار نیز به همین صورت شد . 
پیام : شن های روان دو کار را انجام می دهند اگر به آب نزدیک باشند به دریا می رسند و اگر در کویر باشند دائما به گرد خود یا حول خود می چرخند و همیشه سر گردانند . 
پرونده ی این سن های روان به تقدیر افراد و فرمان الهی بر می گردد . یعنی برای رسیدن به دریا که همان آرامش است بایستی هر سه موضوع خواست ، تقدیر و فرمان الهی با هم و در یک راستا باشند . 
کسانی که به کنگره می آیند مانند همان شن های روانی هستند که با سوی دریا می آیند و اگر خواست محکمی داشته باشند به راحتی به درمان می رسند .
مهم این است که شن های روان در کجا قرار دارند . در نزدیک دریا و یا دور از دریا و در کویر و بیابان دور خود می گردند . 



طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""،
برچسب ها: کنگره60،
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی،
[ سه شنبه 25 تیر 1398 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو