تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی
وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
برای مشرکان پیرو کدام خدا بودن مهم نیست . مهم این است که آن خدا به آنها به سود برساند چرا که شرط اطاعت یک مشرک از خدا یانیروی برترش  در   
این است که آن خدا یا نیروی برترشان به آنها سود برساند و زمانی که آن خدا سوخت شد  وی را رها کرده به دنبال خدای دیگری می روند . نکته ی مهم دیگر این است که مشرکان به علت طغیان یا نا فرمانی از قدرت مطلق سهمی از نور الهی ندارند لذا برای دریافت نور یا انرژی متوسل به خدایان دروغین برای کسب منفعت خود می شوند . 

                                                                     بنام قدرت مطلق الله 

وقتی آموزش بخواهد صورت بگیرد باید سه ضلع مثلث آموزش‌دهنده (راهنما)، آموزش‌گیرنده (ره‌جو) و منابع آموزشی هر سه باشند در غیر این صورت آموزش انجام نمی‌گیرد. استادان و معلمان که چیزی را انتقال می‌دهند خیلی دوست دارند که از آن‌ها سؤال بپرسیم. یعنی اگر از استادی سؤال پرسیده نشود خمار به خانه می‌رود. حتی اگر 20 میلیون هم به او داده باشند خوشحال نیست چون انرژی‌اش آزاد نمی‌شود یعنی حاضر است مجانی تدریس کند اما از او سؤال پرسیده شود. مثل این‌که شما به عروسی بروید. کسی که آهنگ می‌خواند خیلی دوست دارد که یک نفر بیاید وسط و حرکات موزون انجام دهد. حاضر است پول نگیرد اما مجلسش گرم شود. بنابراین برای انجام هر فعالیتی انرژی به‌مراتب مهم‌تر از پولی است که به دست می‌آوریم. حتی ازدواج و بچه‌دار شدن و یا هر کار دیگری برای انرژی است. بنابراین در یادگیری باید حس‌ های بد را کنار بگذاری و سؤال کنید و باید تمرین کنیم که سؤال بپرسیم. تا کار رونق و شکل پیدا می‌کند.

ما انسان‌ها جهان را نیافریدیم اما می‌توانیم در تعادل جهان نقش داشته باشیم. حال اگر کسی به این باور برسد که در آفرینش نقش دارد و یا خودش را در ماهیت بالاتر از سایر انسان‌ها ببیند این انسان دچار کبر می‌شود و برای این‌که تصویری از آن داشته باشیم این مثال را می‌زنم. کارخانه ایی را در نظر بگیرید که این کارخانه آفریننده‌ای را به وجود آورده و این کارخانه نور و روشنایی تولید می‌کند و برای اداره‌ی این کارخانه به انسان‌های ماهر و دانشمند و فرمانده نیاز دارد و این کارخانه رئیس دارد که قابل‌رؤیت نیست که رئیس آن خداست. حال اگر در این کارخانه کسی برای خود سهمی قائل باشد شکافتگی به وجود می‌آید و شبه خدا می‌شود و تبدیل به خدا می‌شود و انسان‌هایی که به او توجه می‌کنند و از او پیروی می‌کنند آن‌ها مشرک هستند. بنابراین کسی که برای خودش سهم قائل است دچار کبر شده و کسی که کبر می‌ورزد باید از نیرو و جاذبه و پتانسیل قوی برخوردار باشد تا بتواند چند نفر را جذب خود کند و انرژی و نور خود را از آن‌ها بگیرد. چون خدا نور و انرژی خود را از او گرفته است. مانند ابلیس که انسان‌ها را فریب می‌دهد تا نور آن‌ها را بگیرد و انسان‌هایی که از او پیروی می‌کنند مشرکین می‌شوند.

 مثل هیتلر و یا فرعون که فرعون می‌گفت من فرمانروای مصرم و رود نیل از زیر قصر من رد می‌شود و من شمارا هدایت می‌کنم حال من خداوندم یا خدای موسی ؟

و دقیقاً خودش را خدا می‌دانست و از نشانه‌های کبر برتری در ساختار و ماهیت است بنابراین کسانی که نژادپرستی دارند کبر دارند چون ما نژاد برتر نداریم و نژاد برتر خداست و افرادی که دنبال نژاد برتر می‌گردند و می‌خواهند از او پیروی کنند مشرک هستند.

اما آیا کبر و غرور و منیت یکی هستند؟ در کبر انسان جنس و ماهیت خود را بالا می‌بیند و غرور دو گونه است غرور مثبت و منفی که غرور مثبت همان عزت‌نفس است که خیلی خوب است و زیبنده‌ترین چیز برای انسان است چون هر کاری را انجام نمی‌دهد که غرورش زیر سؤال نرود و غرور منفی همان منیت است و در منیت انسان جایگاه خود را بالاتر می‌داند.

مثلاً اگر معلم ساده‌ای است خودش را استاد می بیند که انسانی که دچار منیت است اذیت است و از بقیه بدش می‌آید چراکه خودش را بالاتر از جایگاهی که دارد می‌داند و انتظار دارد به همان اندازه به او احترام گذاشته شود.                 

استاد امین برای بیان عواقب ضد ارزش کبر آن را در قالب شعر این چنین توضیح می دهند :

در کلام‌الله یکسری مفاهیم مطرح‌شده است مثل کفر، شرک و کبر. در کبر کسی که برای خودش سهمی از آفرینش هستی قائل  بشود و یا تبدیل به شبه خدا بشود دچار کبر شده است و آن کسانی که از او پیروی می‌کنند مشرکین هستند.

نشانه‌ی کبر این است که شخص احساس می کند در ساختار و ماهیت آفرینش خویش برتری دارد  و حالا عواقب کسانی که کبر می‌ورزند:

فردی مثل هیتلر یا فرعون کبر ورزیدند افرادی را به دور خود جمع می‌کردند که همان‌طوری که گفتیم به آن افراد مشرکین می‌گویند و مشرکین  برای اینکه به خواسته‌هایشان برسند دور افراد متکبر جمع می‌شوند و می‌خواهند از آن چیزی که هستند برتر و بهتر بشوند. بعضی از افراد هم، ‌گروهی کبر می‌ورزند مثل گروه داعش یا فرقه‌های زیرزمینی.

شیطان هم کبر ورزید و خداوند هم به او گفت که تو از درگاه من رانده شدی یعنی از نور و انرژی  من سهمی نداری و تمام افراد متکبر هم در دنیا به همین مشکل گرفتار می‌شوند یعنی نور و انرژی از طرف خداوند دریافت نمی‌کنند.

 به خاطر همین‌که بتوانند نور و انرژی دریافت کنند یکسری افراد را دور خودشان جمع می‌کنند و نور و انرژی آن‌ها را می‌گیرند. با اطاعت کردن از آن‌ها، آن‌ها صاحب نور و انرژی می‌شوند و انسان متکبر سهمی از روشنایی و نور کارخانه‌ی خدا ندارند زیرا از فرمان خدا اطاعت نمی‌کند. و می‌خواهد از خود کارخانه ی هستی سهیم بشود نه از نور و روشنایی و تولید آن. به خاطر همین هم دچار کبر می‌شود و خودش را در حد خدا می داند و می‌خواهد که در آفرینش سهیم باشد و یک تفکرات اشتباهی دارد .

انسان متکبر معمولا از یک نیرو و پتانسیل قوی برخوردار است و  این باعث شده است که فکر کند در حد خداوند هست و می‌تواند در آفرینش سهمی داشته باشد.

افراد متکبر در اول با حقه به جلو می‌روند و در ادامه خواسته دارند و این است که کم‌کم افراد مجبور می‌شوند به آن‌ها انرژی‌ بدهند و این می‌شود که مشکلات به وجود می‌آید. انسانی که کبر می‌ورزد باید بهای سنگینی را بدهد چون‌ که از کارخانه‌ی خدا هیچ سهمی ندارد و این نور را از دیگران به دست می‌آورد. مثل فرعون و هیتلر که بهای سنگینی دادند و دست به جنایات عجیبی زدند تا بتوانند خواسته‌های مشرکین یا به عبارتی بندگان خود را برآورده کنند.

هرکسی در مسیر خودش ممکن است دچار کبر شود و یا از راهی  که می‌رود جذب کسی می‌شود که دارای کبر است و مشرکین مثل آهوانی هستند که در چمن هستند و این چمن باغ وجود فرد متکبر است و در آن می‌چرند و آن را تبدیل به یک بیابان می‌کنند و خواسته‌های خودشان را از آن طلب می‌کنند.

هر انسانی یکسری تاریکی‌هایی دارد و این افراد مشکلات و حس‌های منفی و گره‌هایشان را به افراد متکبر منتقل می‌کنند و درون آن‌ها پر از گره و مشکل تاریکی می‌شود، یک گناه انجام می‌دهد ولی هزاران هزار مشکل برایشان پیش می‌آید.

خاصیت بنده این است که انتظار دارد خداوند خواسته‌هایش را برآورده کند و شخص متکبر هم که مثل خداوند خزانه‌ی غیب ندارد بنابراین باید این‌قدر از وجود خودش ببخشد تا بتواند آن‌ها را راضی نگه دارد. این شخص آرامش ندارد چون خودش را جای خداوند می‌داند و خداوند هم می‌گوید تو مگر، الله صمد (بی نیاز ) نیستی برو و خودت روزی‌ات را به دست بیاور.

 مشرکین مثل کلاغ‌ها چیزهای باارزش را برمی‌دارند و بدی‌های خودشان را در مرغزاران فردمتکبر جا می‌گذارند.

من که ذره کوچکی در ابعاد خیلی بزرگ و بی‌نهایت هستم چطوری خودم را باخدا مقایسه می‌کنم و این نشانه‌ی نادانی و غفلت من است که از عظمت هستی بی خبرم و برای همین کبر می ورزم.

مقام شو شود در قرآن همان کن‌فیکون هست خداوند به یک‌چیزی می‌گوید، بشو مثلاً به مرده می‌گوید زنده شو و زنده می‌شود ولی انسان یک چنین کاری را نمی‌تواند انجام بدهد.

بعضی  از راهنماها بیماری رهجوها را می‌گیرند، ره‌جو نباید زیاد با راهنما درد و دل کند زیرا این گونه بیماری‌هایش را به راهنما منتقل می کند اساس  کار راهنما آموزش است و رابطه راهنما و رهجو رابطه‌ی استاد و شاگرد است. اگر ره‌جو بخواهد مدام  مشکلاتش را برای راهنمایش بیان کند نه نتیجه‌ی خوبی برای خودش دارد و نه برای راهنمایش و باید همه‌جا تعادل را رعایت بکنیم.

اساس کار راهنما در کنگره آموزش منابع آموزشی به رهجوست . رهجو این آموزش ها را در زندگی خود بیاده می کند و آن گاه نزد راهنمای خود رفع اشکال می شود 

احساس خوشایند حیات در فرد متکبر کم‌کم از بین می‌رود و آتش می‌آید و جای باغ بهشتی او را می‌گیرد . 

کبر و شرک مانند ضد ارزش های دیگر در ابتدا لذت دارد و اگر بخواهیم از آن استفاده بکنیم خودمان را نابود می‌کنیم، این تاج از آن خداوند است و بسیار زیبنده و فریبنده است ولی اگر بخواهم از آن استفاده بکنم گردن خودم خرد می‌شود و از بین می‌رود. و این کبر فقط مال دوران پیامبر  نیست آلان و در همه‌ی ما ممکن است وجود داشته باشد شاید حتی پنج درصد از آن را داشته باشیم و خیلی زیرکانه در وجود ما رخنه می‌کند و خیلی باید دقت کنیم.

مشرکین، برایشان مهم نیست که خدایشان چه کسی هست. مهم این است که به خواسته‌هایشان برسند اگر یک خدا سوخت شد برای آن جایگزین پیدا می‌کنند.

بعضی وقت‌ها خداوند یک انسان را در شرایط سخت و بحرانی قرار می دهد و باید در آن سختی به پختگی لازم برسد. ما هم‌سفران گاهی این کار را در مورد مسافرهای مان انجام می‌دهیم و آن‌ها را به‌ زور وارد کنگره می‌کنیم نمی‌گذاریم که آن‌ها تاریکی‌ها را تجربه کنند و به پختگی لازم برسند، بنابراین خوب سفر نمی‌کنند و اذیت می‌کنند و باید خواسته در آن‌ها صورت بگیرد.

 و باید مثلث تغییر، تبدیل، ترخیص در مسافر انجام بگیرد اول باید تغییرات انجام بشود بعد که انجام شد، تبدیل انجام می‌شود و به مسافر سفر دومی یا رها شده تبدیل می‌شود وبعداز آن مرحله‌ی ترخیص برای همیشه انجام می‌شود و از دنیای اعتیاد خارج می‌شود.


[ چهارشنبه 12 تیر 1398 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .