تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی
وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
اصل مهم در علوم 
اصولا علوم زمانی مسیر درست خودشان را باز می کنند که به تعریف درست برسند . آن زمان است که راه باز می شود . 
شرط مهم در گرفتن یا دادن آموزش این است که ما توانایی انتقال درست مطالب را داشته باشیم . 

متن سی دی حقه قسمت اول آقای امین 
برای یاد گیری مهم ترین اصل این است که شرط اول این است که  تعریف درستی از آن موضوع داشته باشیم و این تعریف یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد .
مثلا برای یک درخت ؛ صور اشکار آن شکل و نوع درخت و صور پنهان اش زیبایی آن می باشد . 
شرط دوم برای یادگیری
 این است که این تعریف آن قدر دقیق باشد که با چیز دیگری اشتباه نشود یا با ارائه آن تعریف دو یا سه چیز دیگر به ذهن متصور نشود چون در غیر این صورت تعریف اعتبار خود را از دست می دهد . 
بعضی تعاریف در صور پنهان هستند مثل زیبایی ، نفس ، عقل ، ذهن و ... که به خاطر غیر قابل رویت بودن شان کار را سخت می کند . 
در ارائه تعریف از صور اشکار ما ابتدا به ساکن آن شکل یا جسم را می بینیم و از چیز هایی که مشاهده می کنیم برای تعریف مان می گنجانیم . 
مثلا برگ ها و شاخه و میوه را می بینیم  و خیلی زود به جواب و توصیح در مورد آن موصوع می رسیم و می توان یاد گرفت ، آموزش داد و تعریف ارایه نمود اما در تعریف صور پنهان شاید صدها سال طول بکشد تا بتوان یک تعریف مثلا ( تعریف نفس ) ارایه کرد . 
این تعریف سازی قدم اول بود . 
قدم و مرحله دوم : تصویر سازی در ذهن  . پس یادگیری تا این ما می شود تعریف به اضافه تصویر سازی . 
اگر ما بتوانیم تصویر هر چیز را در ذهن مان به وجود آوریم ما آن مطلب را به خوبی یاد گرفته ایم . دوباره این جا دو مورد است
 1 - صور اشکار : که با دیدن جسم تصویر خیلی زود ساخته می شود 
2 - صور پنهان : که شکلی ندارد و باید از مدل ( شبیه کردن چیزی به چیز دیگری که قابل دید نیست ) . 
مثلا ما نفس را به شهر و عقل را به قلعه تشبیه کردیم . 
چرا در روان شناسی نظریات مختلفی در مورد یک چیز وجود دارد . و به یک تعریف واحد نمی رسند . علت در این است که چیز هایی مانند روان شناسی ، روح ، نفس و کلا در صور پنهان هستند و چون برای هر چیزی ده ها یا ضد ها تعریف متناقض وجود دارد و یک تعریف درست ندارند شناخته نشده و آموزش و یاد گیری در این زمینه به وحود نمی آید 
اما آقای مهندس مثلا در مورد روان یک تعریف جامع و خلاصه و مفید و قابل یادگیری ارایه کردند و روان را خلق و خو تعریف کردند و چون این تعریف کامل است دیگر نیازی به ارایه چند تعریف دیگر نیست .
زمانی که ما بتوانیم تعریف درستی در مورد روان ارائه کنیم آن وقت به یک نظریه ی واحد و قابل درک می رسیم . 
اصل مهم در علوم 
اصولا علوم زمانی مسیر درست خودشان را باز می کنند که به تعریف درست برسند . آن زمان است که راه باز می شود . 
شرط مهم در گرفتن یا دادن آموزش این است که ما توانایی انتقال درست مطالب را داشته باشیم . 
پایه ی اصلی در انجام هر کار چیست؟ 
آموزش درست و دقیق است که پایه ی اصلی هر کاری می شود . آموزشها باد در ابتدا ساده و قابل فهم برای همه باشد تا بتوان آن را به دیگران انتقال داد بدون آموزش هیچ گونه تغییری به وجود نمی آید . 
چرا تغییر به وجود نمی آید ؟ 
جواب این پرسش در مثلث دانایی است که سه ضلع آن اموزش ، تجربه و تفکر است . تجربه و تفکر را هر کس به تنهایی می تواند انجام دهد اما آموزش حتما بایستی توسط  دیگران انجام شود یعنی همان انتقال اطلاعات . 
حال اگر آموزش ها درست و دقیق و صحیح نباشد با وجود تجربه و تفکر اتفاق خاصی در تغییر نمودن و پیش رفت نمی افتد . 
بعصی اوقات آموزش ها درست و واقعی هستند اما فقط به این دلیل که اموزش گیرنده به خاطر ترس و قضاوت از این که دیگران او به چشم  یک  کند ذهن و بی استعداد تلقی نکنند سوال نمی کند و چون می خواهد آبرو یش نورد چیزی نمی پرسد و به این ترتیب کلاه سرش می رود . 
یک استاد از خدا می خواهد که شاگرد از او سوال کند تا او جواب را به او بدهد و آموزش انجام گیرد و در کلاسی که سوال و جوابی انجام نگیرد استاد خمار از کلاس بیرون می رود چرا که انرژی رد و بدل نمی شود . 
مثل خواننده ای که در مراسم عروسی آواز می خواند اگر کسی دست نزند و انرژی بالا و پایین نشود حتی اگر پول خوبی به او بدهند دست آخر با حال خراب از عروسی می رود و حاضر است پول نگیرد ولی جواب انرژی داده شده را بگیرد . 
آنچه در کلام الله بیان شده است .
کلام الله گفته های خداوند است که توسط نویسندگان گرامی ( کرام الکاتبین ) نوشته شده است . خداوند وقتی بخواهد صحبت کند حتما مطالب مهمی را می گوید و زمانی که از انواع عذاب ها می گوید به فرض این که ما می دانیم بهشت و جهنم جاری است ؛ منظور پروردگار از عذاب ها آیا غیر از بیماری های سخت و غضب العلاج است ؟ که البته در دنیا به شکل بیماری و در جهان دیگر عذاب های کامل تر با میزان درد بیشتر است . 
این بیماری ها هم جسمی و هم روان تنی ( سایکوزوماتیک ) است که نتیجه ی تاثیر افکار بر جسم است .
ما در کنگره یاد گرفتیم که سیستم ایکس سیستمی است که با نورو ترانسمیتر ها و مدیاتور ها و ... مسائل اصلی ما را کنترل می کنند و سر پا بودن ما به خاطر کارکرد این سیستم است . این سیستم توسط انواع مواد مخدر که به صورت ( ذره ای ) و به وسیله ی افکار منفی و امواج ( موجی ) از تعادل خارج شده یا به تعادل می رسد . این ها در کتاب آسمانی مطرح شده است که در کتاب به عنوان کبر و کفر و شرک در افراد بروز می کند و همین موارد سبب بیماری در افراد می شود . 
ما نمی توانیم بگوئیم که کفر و شرک مال زمان پیغمبر بوده است زیرا با این فرض اعتبار قرآن زیر سوال می رود و با این فرض که کتاب الله محدودیت زمانی و مکانی و دوره ای ندارد می توان گفت که در همه ی افراد و در هر زمان صدق می کند . 
کبر چیست؟ 
خود را در حد خالق دانستن کبر است . یعنی خودش را در جنس و ماهیت بالاتر از دیگران دانستن . 
در داستان ابلیس ؛ او از سجده کردن ابا می کند ( نا فرمانی یا طغیان ) . 
وقتی خداوند علت عدم سجده را می پرسد ( خداوند خود دلیل را می دانست اما برای فهم معنی کبر به شیطان می پرسد) ابلیس می گوید که زیرا جنس من از او برتر است و او جنس پایین ندی دارد . من از آتش ام و او از خاک پست . 
این جاست که خداوند به او می گوید : پس تو کبر ورزیدی . این طور معنای کبر را به او یاد می دهد . 
در آیات دیگر خداوند یاد آور می شود چون شیطان کبر ورزید جزء گرده کافران شد . 
کفر یعنی چه ؟ 
کفر و کافر شدن یعنی پوشاندن حقیقت . پس هر کس کبر ورزد حقیقت را نیز می پوشاند . زیرا فکر می کند در قدرت خالق و قدرت مطلق سهم دارد و این جاست که نقش خالق را در آفرینش کم رنگ می کند تا بتواند برای خود سهمی در این خلقت پیدا کند و برای این کار بایستی سهم خداوند را کم و سهم خود را جایگزین آن کند . این وضعیت در مورد شیطان است . 

کبر در انسان چگونه است ؟ 
زمانی که شیطان این بیماری ( کبر ) را گرفت در صدد انتقال آن به انسان بر آمد و از همان فریبی را که خودش خورده بود در مورد انسان نیز اجرا کرد و به او انتقال داد و موفق نیز شد .
 شیطان برای فریب انسان به دروغ به او گفت : ایا می خواهی شجره ( درختی ) را به تو نشان بدهم که از این چیزی که هستی بهتر و بالاتر شوی ؟ و مانند فرشتگان بشوی . ( یعنی تغییر ماهیت بدهی ) . 
انسان هم پذیرفت و فرمان ابلیس را اجرا کرد و در نتیجه با این انتقال بیماری شیطان به او منتقل شد . 
جهان خلقت قبل از آفریده شدن انسان بود و به وجود آمده بود چرا که خداوند بوده ، پس انسان نمی توانست در خلقت سهمی برای خود قایل شود اما انسان با گرفتن بیماری کبر باورش شد که می تواند در به وحود آوردن تعادل در جهان نقش داشته باشد. نه در آفرینش  آن.  
پس اگر کسی فکر کند که در آفرینش جهان نقشی دارد این انسان دچار کبر شده است . 
کارخانه ی خلقت و طرز کار آن .
فرض  کنید کارخانه ی عظیمی داریم دکه تولیدات آن نور و روشنایی و انرژی است . برای اداره ی این کارخانه به به انسان های ماهر ، کارگر و متخصص و مدیر و نگهبان و .... نیاز داریم . این کارخانه یک رئیسی دارد که قابل رویت نیست . هر کس که خودش را در کارخانه سهیم بداند و سهمی برای خودش قایل شود یک انشقاق و شکافتگی به وجود می آید که این همان است که فرد خود را خدا بداند مثل فرعون که خود را خدا می نامید . 
انسان هایی که به این فرد کبر زده توجه کنند و از او حرف شنوی داشته باشند مشرک نامیده می شوند . 
هیتلر و فرعون از این دسته آدم ها بودند . نشانه ی کبر برتری جویی است . نژاد پرست ها نیز کبر دارند چرا که غیر از خداوند که نژادش با کل جهان فرق دارد و برتر و والاتر است بقیه برتری نسبت به هم ندارند مگر کسانی که پرهیز کار ترند . کسانی که دنباله رو فردی به غیر از خالق می شوند مشرک نامیده می شوند . 
حالا برای نشان دادن عواقب این افراد از ابزار شعر استفاده می کنیم . 
                   یافتم کبری که در هر انجمن                                                                           سال ها همراه بود و هم سخن 
می گوید که کبری را که سالها در هر  جماعتی که خیلی هم خوب حرف می زدند پیدا کردم . مثل فرعون که خطیب خوبی بود و بر عکس او موسی بود که لکنت زبان داشت و درست نمی توانست سخن بگوید و فرعون موسی را به این خاطر مسخره می کرد و موسی هم از خدا می خواهد که به او زبانی فصیح و سینه ای گشاده ( صبور ) به او بدهد . کسی که کبر می ورزد باید از یک نیرو و جاذبه و پتانسیل قوی برخوردار باشد و هر کسی نمی تواند در خود کبر را به وجود آورد . یک نبوغی در او هست که این شبهه را در او به وجود می آورد که با دیگران متفاوت است و آن نبوغ او را دچار کبر کرده که او هم توانایی خلق و به وجود آوردن یک چیزی را در خود دارد . 
خداوند بعد از کبر ورزیدن ابلیس به او می گوید تو از این درگاه رانده شدی . یعنی بدان که دیگر سهمی نداری . چرا که قبل لز کبر ورزیدن شیطان ؛ ابلیس از فرماندهان بزرگ خداوند و جزء مقربان درگاه او بود و در آن وقت از تمام مواهب الهی که به نزدیکانش بخشیده بود بهره مند بود و با رانده شدن اش ان مواهب را که مهم ترین اش قرب الی الله و نزدیک بودن به خدا بود را از دست داد و در واقع نزدیکی به خدا و تحت لوای او بودن سهم داشتن است و دوری از او قطع سهام کارخانه ی الهی است . 
تا زمانی که در این کارخانه طبق مقررات و دستورات رییس کارخانه نقش خود و کار خود را انجام می دهیم سهام داریم و حقوق خود را دریافت می کنیم اما زمانی که سهم مان قطع شود مجبوریم این سهم را که همان نور و روشنایی و انرژی است از منابع دیگر و جای دیگری پیدا کنیم و منبع انرزی غیر از خداوند ( همان مشرکان ) هستند به دیت می آوریم که البته خود مشرکان نیز اهل معامله اند و اگر انرژی می دهند در عوض چیزی می خواهند تا خواسته های شان بر آورده شود . شاید در ابتدا بتوان با فریب چیزی گرفت ولی در ادامه باید آنچه آنها می خواهند را بدهیم تا آنها نیز چیزی را که ما می خواهیم به ما بدهند . 
نگارش : مسافر مجید شیروی 



طبقه بندی: CDهای... استاد امین """""""""""""""،
[ دوشنبه 3 تیر 1398 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ مسافر مجید شیروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .