تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی
وب مسافر مجید شیروی
رهایی از اعتیاد حق تمام کسانی است که دست خود را به نشان تسلیم و یاری گرفتن بالا برده اند  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
بنام قدرت مطلق : خداوند امید

 اگر دستم رسد بر چرخ گردون
    از او پرسم که آن چون است و این چون
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد ؛هیچ کدام از ما به هیچ  نیستیم حتی اگر به هیچ فکر کنیم .




وقتی کلمه ی هیچ در عبارت ویا جمله ای می آید به معنای این است که در آن فعل و عمل تبصره یا ماده ای وجود ندارد . شکسپیر می گوید :بودن یا نبودن مساله این است .این بدان معنی است که یا چیزی هست ویا نیست کلمه ی هیچ دلالت بر عدم ویا نیستی دارد .نیستی همان هستی است ولی به نوعی دیگر (مهندس دژاکام ) در واقع در هنگام استفاده از این کلمه تاکید بر نبود و عدم است .
نبود هر چیز دال بر بودن چیز دیگری بر خلاف آن است همان قانون اضداد که کامل آن در وادی چهاردهم آمده است .
از همان ابتدای وادی امید حرف اول را می زند و می گوید خوشحالیم که به جنگ نرم خود ادامه می دهیم تا دنیای درون تبدیل به شهری آباد گردد.
این جا نویسنده با تمام وجود شخص را به سعی و تلاش تشویش میکند و فرد را به ادامه ی راهی که پای در آن نهاده ترغیب می نماید .این وادی به ما می فهماند که کلیه ی موجودات اعم از زنده وغیر زنده به خاطر یک هدف مقدس پای به این دنیای فیزیکی گذاشته اند .تاکید مسلم و روشن دارد که هستی با تمام اجزای خود سعی در ارتقا و تکامل ما دارد (یکی برای همه و همه برای یکی).پس ما نیز که جزء بسیار کوچکی از این سیستم هوشمند هستیم با همراهی دیگر اجزا برای رسیدن به آنچه که فرمان عقل است باید تلاش کنیم .
سیطره ی نفس بر عقل در انسان هایی که در ورطه ی تاریکی هستند بسیار واضح است .لذا برای برون رفت از این سیاهی و تاریکی باید از سمت غلبه ی نفس به سوی غلبه ی عقل پیش برویم .
زمانی در لامکان آدمی به جای اطاعت و انجام فرمان ؛نقض فرمان را انتخاب کرد .حال برای جبران مافات باید عمل به فرمان را سر لوحه ی اعمال خویش قرار دهد .
در مثلث دانایی در  ضلع تجربه به ما می آموزد که که اگر می خواهید به آرامش برسید باید استارت اولیه را بزنید .یعنی بایستی از حالت سکون به حالت حرکت تغییر روش دهید تا به آن چه در پی آن هستید برسید .
ضلع روبروی تجربه در مثلث جهالت یا نادانی ؛نا امیدی است .چه بسیار افرادی که بارها خواسته اند از تاریکی به طرف روشنایی و یا از نا امیدی به سمت امید واری تغییر جهت دهند اما قدرت حرکت از انها به دلیل ضعف وسستی و سکون از ایشان گرفته شده است .در جنگ های بیرونی هنگامی که دشمن از غفلت طرف مقابل آگاه می شود ،شروع به کاری می کند که معمولا در تاریکی صورت می پذیرد که به این کار (تک زدن) می گویند : در این حالت نیروهای خودی باید تک آنها را خنثی کرده و بدل آن تک که پاتک نام دارد را اجرا کنند .
بدل نا امیدی پاتکی به نام امید واری است که با تجربه های مفید و تمیز و سالم بودن حس بدست می آید .
 .زندگی در جهان خاکی مستلزم نبرد با مشکلات و سختی هاست .اگر کمی به اعمال گذشته ی خود نگاه کنیم می بینیم که تقدیر الان ما نتیجه ی افعالی است که در سنوات و یا حتی لحظاتی قبل انجام داده ایم . پس در این موقع می فهمیم که این جنگ نبرد جنگی درونی است ونه بیرونی .پس اگر کمی خردمندانه بیندیشیم و تفکر مان در راستای عقل (تعقل) باشد قدم اول را برای  حال خوش خودمان برمی داریم .چرا که به ما مسجل شده است که عامل تمام مشکلات ما هیچ کس غیر از خود ما نیست. اگر کسی به این نتیجه ی روشن رسید بدون واهمه قدم در صراط مستقیم خواهد گذاشت و از فکر های مسموم و ضد ارزشی به تفکر مثبت و ارزشی تغییر مسیر می دهد  .
خلقت هر موجود بر مبنای حساب و کتاب خاصی صورت گرفته است .یعنی خلقت هر چیزی دارای حکمت خاصی است که شاید آن حکمت بر ما پوشیده است .این که در خیلی مسائل برای ما سوال پیش می اید.
به دلیل نا آگاهی ما از فلسفه ی خلقت وعدم شناخت ما از اجزای این سیستم هوشمند است چون معنای خیلی بودن یا نبودن ها را نمی دانیم
بابا طاهر  می گوید:
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که آن چون است و این چون
شاید شنیده باشید که می گویند همه چیز را همگان دانند این نشان گر پایین بودن دانایی ماست پس ما از هدف خلق خیلی از موجودات در این جهان فیزیکال بی اطلاعیم و باید در صدد بالا بردن دانایی خود در مسائلی باشیم که می تواند ما را به پله ی بالاتر در مقوله ی دانایی برساند .پس بایستی دانش خود را در مواردی که سبب ارتقاء ما می شود به حد اعلا برسانیم و البته در مسائلی که سودی برایمان ندارد پرهیز کنیم زیرا مسائل نامربوط سبب دوری ما از هدف الهی و زیستی و آرمانی ما خواهد شد
قسمت دوم وادی متذکر می شود که با وجود این که نفس ،ذهن ما را به سمت نا امیدی می برد باز هم  دانستن این موضوع که در این نبرد بزرگ (جنگ نفس با عقل که این جنگ درونی است )امید به سلامتی و آرامش از درون اشخاص به بیرون تراوش می کند و ان چه مهم است تلاش و دانایی ما در این جنگ نابرابر است که قطعا روزی به پیروزی ختم خواهد شد و ان روز روز حکومت عقل بر نفس و

رسیدن به دروازه های آرامش خواهد بود .
در سی دی گلریزان جمله ای از استاد هست که می گوید :اگر کاخهای آباد تبدیل به ویرانه ها شدند فقط به خواست الهی نبوده ،بلکه ساکنین آن در تاریکی بوده اند و ان جا از نور الهی خالی شده بود وآن کاخها را به ویرانه مبدل ساخته اند .
این پیام به ما یادآور می شود که ویرانی و بد بختی هر کس به خاطر نبود نور الهی در وجود اوست لذا باید اجازه ی ورود نور خداوند که همان شناخت خویش است را به خود بدهیم .روزنه ی دید مان را باز و بازتر کنیم تا بتوانیم از مواهب هستی و خداوند بهره مند شویم .
نکته ی پایانی این که :حرکت در مسیر الهی دارای سختی و درد است و درد درک را به همراه خواهد داشت .پس باید خود را آماده ی غلبه بر سختی ها و ناملایمات حیات کنیم چرا که ما به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین الهی مستحق تاوان ویا آموزش هستیم تا در اثنای سفر به سمت ارزشها تجربه های ارزشمند حاصل کنیم و با تغییر حس های درونی ،امید به زندگی را در جهان درون تقویت نماییم زیرا این راهی است که هر انسانی برای رسیدن و نزدیک شدن به فرمان عقل باید وباید آن را طی نماید تا به قول سعدی :
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

با سپاس :راهنمای لژیون یکم سهروردی مسافر مجید
1396/8/8


Second Valley                                                        

"No creature comes into existence without a purpose; none of us are insignificant even if we think of ourselves as that."
When the word "nothing" comes in a phrase or a sentence, it means that there is no act and clause in it.
"To be or not to be" Shakespeare said, i.e., there may be something or may not be.
The word "nothing" is an indication of non-existence or death.
None existence is the existence itself but in another way (Mr. Dezhakam).
Actually the usage of this word is an emphasis on non-existence and death.
Non-existence of anything indicates the existence of another thing in the opposite side, i.e., opposites laws that are completely explained in fourteen valley.
Hope has the last word from the first of the valley and says: we're so happy for continuing our soft war to change the inner world into a habitable city. Here the writer encourages the person for efforting and continuing the way he have stepped in it.
This valley explains us that all the creatures, alive or not alive, have come into this physical world for a same holy purpose.
It has a certain and clear emphasis that the experience with all its parts tries to raises and develops us (One for all, all for one).
So we, that are a small part of this smart system, should try hard by accompanying with the other parts, to reach what is the wisdom's command.
The self's control on wisdom is completely clear in people who are in darkness. So for going out of this darkness, we should move from self's control toward wisdom's control.
Once upon a time in the places human have chosen breaking command instead of obeying and doing command. So now for the compensation of past events, he should put obeying the commands as the example of his deeds.
In knowledge triangle, it has been learning us at experience side that if you want to reach peace, you should start off the primary start, i.e., you should change your procedure from motionless position to movement position to reach what you're looking for.
Against the experience side, there is despair in ignorance triangle.
There are so many people who have tried to change their way from darkness toward brightness, or from despair toward hopefulness, but the power of movement has been taken of them because of motionless and weakness.
In outer wars, when the enemy awares of the negligence of the other side, starts to do something that is usually done in darkness. They call it attack. In this situation, own forces should neutralize their attack and execute the substitute of that attack which is called counterattack. Substitute of despair is a counterattack which is called hopefulness, and is gained by the experience of having useful, clean and healthy sense.


Living in the terrestrial world needs fighting with problems and difficulties. If we look just alittle at our past deeds, we will see that our just now destiny is the result of the deeds that we've done in the past years or even some past seconds.
So at this time, we'll get that this war is an inner fight but not an outer one. So if we think a little wisely and think in the direction of wisdom, we most take the first step for having our own good mood, because we're now sure that the reason of all these problems is no one but ourselves. If one reaches to this clear conclusion, he would put step in the path of righteousness without any fear and would change his way from poisoned and antivaluable thinking toward positive and valuable thinking.
The creation of every creature is according to the accounts, i.e., the creation of everything contains an especial theosophy that it may be hidden for us.
The reason that we face questions in many problems is the lack of our information of the creation philosophy, and the lack of our knowledge about the parts of this smart system. Because we don't know the meaning of many beings or not beings.
You may have heard that it's said, all the people know everything. It's the sign of our low knowledge. So we're not aware of the goal of the creation of many creatures in this physical world. we should try to raise our knowledge in the problems that can lead us to an upper step in the knowledge field. So we should raise our knowledge to superior levels in the fields that can cause our raise. And ofcours we should avoid of the problems that don't have any benefit for us, because irrelevant problems will cause us to move away from our divine, living and ideal goals.
The second part of the valley reminds us that although the self leads our mind toward despair, still you should know that in this big war (war of self with wisdom that is an inner war) hope of health and peace seeps out of people's inside, and what is important is our effort and knowledge in this unequal war that certainly one day ends with victory, and that day is the day of wisdom's command on self, and reaching to the gates of peace.
There's a sentence of master in Golrizan CD that says: if habitable palaces have changed into ruins, it wasn't just God's will, but their inhabitants were in dark. they were  emptied of divine light, and made those palaces to ruins.
This message reminds us that everyone's ruin and misery is because of the lack of divine light in his beings. So we should allow the entrance of divine light, i.e., self-discovery. We should open our sight angel more and more, so we can benefit of existence and God-given gifts.
  And the last point is that moving in the divine course has many hardships and pains. Pain will carry along the perception. So we should make ourselves ready to overcome hardship and adversity of life, because we have to compensate or train for breaking divine laws, to reach valuable experiences through travelling toward values. And strengthen the hope of living in inner world by changing inner senses, because this is the way every human should traverse to approach and reach the wisdom's command.

Sincerely yours Sohrevardy's first legion guide


طبقه بندی: ۱۴وادی کتاب عشق """""""""""""""،
برچسب ها: کنگره60.درمان اعتیادبه انواع موادمخدر،
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی،
[ چهارشنبه 9 آبان 1397 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین درج مطالب مفید از زبان بزرگان و الگوهای درمان شده برای کسانیکه می خواهند از اعتیادبه مواد مخدر رها شده و به درمان قطعی ذر زمینه ی این مشکل عظیم برسند . سعی من در این وبلاگ نشان دادن راه درست و بدون بازگشت به مواد مخدر است چرا که آرزوی هر مصرف کننده ی خواستار رهایی از اعتیاد ، عدم وسوسه و عدم عود و اطمینان از ماندن در سلامتی و دوری از مواد مخدر و سایر تاریکی هایی است که دشمن اصلی آرامش در انسان است . تمام موارد گنجانده شده در وبلاگ بر مبنای علم و دانشی است که صد سال از علم کلیه پزشکان و محققین و سایر افرادی که در این حیطه مشغول فعالیت هستند جلو تر است و این پیش تاز بودن را مدیون فرشته ای به نام مهندس حسین دژاکام بنیان و نگهبان و استاد بزرگ کنگره شصت می باشیم .