وب مسافر مجید شیروی
تجربیات من از درمان اعتیادبه انواع موادمخدر . تریاک . شیشه .هرویین و...
قالب وبلاگ

 

(( بنام قدرت مطلق الله ))

 متن سی دی آموزشی  " موج و ذره  " از استاد جهان بینی

سلام دوستان من امین هستم نگهبان این جلسه

... یک مطلبی جلسه قبل جناب اقای مهندس راجع جلسه ( جلسات عمومی کنگره ) در کنگره 60 بیان نمودند ؛

هر چیزی که ما امروزه در کنگره داریم از جلسات کنگره میباشد یعنی اولین چیزی که در کنگره تشکیل شد جلسات کنگره بوده است و زمان تاسیس کنگره 60 در سال 1378 تا دو یا سه سال چیزی بنام لژیون نداشتیم و از سال 80 و 81 کم کم اولین لژیونها بوجود امدند و بعد ادامه پیدا کردند  و امروزه نتیجه خیلی عالی بوجود امده است که امروزه شاهد ان هستیم و ژنراتورها و نیرومندترین قسمت کنگره لژیونها هستند ؛ یعنی انرژی کنگره را این لژیونها تامین میکنند .

اما این قضیه نباید باعث بشود که ما ان جلسات عمومی را زیاد جدی نگیریم (( یعنی نگوئیم که اصل آموزش در لژیون است و راهنما تجربیات خودش را منتقل می کند و در جمع دوستان خودم صحبت میکنم و خیالم راحت است )) و نباید بیان کنم که خیلی مهم نسیت که من در جلسه عمومی کنگره حضور داشته باشم و این تفکر ، تفکر درستی نیست .

جلسات کنگره و لژیون دقیقا لازم و ملزوم همدیگر هستند و مطمئن هستم رهجوئی که یکی از این دو مسئله را جدی نگیرد ، ان شخص از نظر رشد درست و متقارن رشد نمیکند .

ما در کنگره بیان میکنیم که سیستم ایکس هم روی دو خاصیت  موج و ذره است و یعنی اینکه سیستم ایکس هم روی ان خاصیت ذره ای که همان مصرف مواد میباشد و یک مطلب هم همان خاصیت موجی است ،

یعنی باید اینطوری بیان کنم  ، که تمام هستی شامل این دو ویژگی میباشد ، یک خاصیت ذره ای و دیگری خاصیت موجی است .

خاصیت ذره ای , خاصیتی است که با استفاده از ان هر موجودی , موجودیت پیدا می کند ، یعنی در آفرینش برای اینکه موجودی خلق بشود بایستی یک موجودیتی داشته باشد و این میشود خاصیت ذره ای ؛ یعنی یک موجود در هستی مثل یک ذره می ماند ، ولی این ذره کاملا مستقل است ؛ یعنی وجود من یک موجودیت مستقلی است در کل کائنات و هر مخلوقی اینگونه است ؛ یعنی هر مخلوقی را ما میتوانیم بعنوان یک ذره در نظر بگیریم . پس این خاصیت ذره ای مخلوقات را بوجود می اورد .

یک خاصیت دیگر هم وجود دارد و موجودات به تنهائی نمی توانند به حیات خود ادامه بدهند و همینطوری زندگی کنند .

این موجودات و مخلوقات در هستی در ارتباط و در تبادل صوت و نور و... با همدیگر میتوانند به حیات خود ادامه بدهند و ان چیزی که ارتباط بین این اجزاء هستی را بوجود می اورد ان خاصیت موجی میباشد  .

پس خاصیت ذره ای ، موجودیت و استقلال شخصیت را به هر موجود میدهد و خاصیت موجی ارتباط و تبادل انرژی بین ذرات هستی را بوجود می اورد ؛ و جمع این دو موضوع کنار همدیگر باعث میشود که هستی به تبادل و حرکت خود ادامه بدهد .

هر کجا خاصیت ذره ای ضعیف بشود ، شخص ارام ارام دچار بیماری میشود و کم کم استقلال و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و موجودیت خود را از دست میدهد ؛ مثل زمانی که شخصی مصرف کننده مواد مخدر میشود . وقتی شخص مصرف کننده میشود ، ان مواد مخدر وارد سیستم بدن شخص میشود و جایگزین ان مواد تولیدی خود بدن میشود و وقتی جایگزینی صورت گرفت ان موقع  ان خاصیت ذره ای شخص و استقلال شخصیتی شخص از بین میرود . بنابراین یک مصرف کننده مواد احساس میکند دیگر شخصیتی ندارد و حس میکند در این هستی بودنش کم رنگ شده و حتی در این هستی موجودیتی ندارد .

پس ان خاصیت ذره ای به ما شخصیت و موجودیت میدهد و بایستی حفظ شود و محترم و لازم است ، اما این خاصیت کامل نیست و به تنهائی معنا ندارد . چون شخص موجودیت و شخصیت دارد ، این موجودیت بدون ارتباط با موجودات دیگر نمیتواند به حیات خود ادامه بدهد .

پس ان ویژگی که باعث میشود من بتوانیم با دیگران ، راهنما ،خانواده ،فرزند و پدر و... تبادل انرژی و حس داشته باشم ان خاصیت موجی من است و این دو بایستی در کنار همدیگر کار کنند و هر زمان که هرکدام از اینها ضعیف بشود ، تعادل زندگی بر هم می خورد .

پس ما مثل انسانی هستیم که روی یک ترازو ایستاده ایم ؛ بایستی به این موضوع  دقت کنیم که الان کدام خاصیت ما ضعیف شده است .

یک موقع هایی شده که بگوئیم ، نیازدارم در خودم باشم و نیاز به تنهائی دارم و با من صحبت نکنید ؛ ان زمانی است که خاصیت ذره ای من ، به هر دلیل (دخالتها و مطالب مختلف ) اسیب دیده و الان من میخواهم خودم را پیدا کنم و بازسازی کنم ؛ اینجا میگوئیم ان خاصیت موجی اینجا تعطیل و کمش میکنم و ان خاصیت ذره ای را شروع به بازسازی میکنم و وقتی یک مدت در خودم بودم و تعادل دوباره برگشت ، دوباره حس خوبی پیدا میکنم و دوباره تصور میکنم که این دو خاصیت با هم متعادل شده اند و یا برعکس موقعی که انسان در خودش است و به هیچ کسی اجازه نمیدهد که در کارش دخالت کند و اصلا نظر کسی را نمیپرسد و با کسی مشورت نمیکند و راهنمائی نمیگیرد و این خاصیت ذره ای مرتب رشد میکند ( یعنی هر چی دیگران با او صحبت می کنند اصلا دیگران را قبول ندارد و با کسی مشورت نمی کند ) شاید خیلی مستقل شود ولی خیلی احساس تنهائی میکند و احساس یکنواختی به شخص دست میدهد و دوباره میخواهد با جمع ارتباط برقرارکند و معمولا میگوید خیلی احساس تنهائی میکنم ، اینجا زمانی است که خاصیت ذره ای زیاد شده و خاصیت موجی کم شده است ؛ بنابراین ما به جمع برمیگردیم که این مقوله را درست کنیم .

تمام حرکتهای که ما در زندگی انجام میدهیم ( چون اساس افرینش بر این دو خاصیت بوجود امده ) پس ما چاره ای نداریم که همیشه بین این دو خاصیت تعادل را برقرار بکنیم .

اگر زمانی یک از این دو خاصیت ضعیف شود ، تعادل بر هم میخورد ؛

جوامع هم همینگونه عمل میکنند مثلا خیلی سالهای پیش در قرون وسطی این اتفاق افتاد  (( این هم یک قانون فردی و هم یک قانون اجتماعی میباشد )) و اکثر انسانها در اروپا  در قرون وسطی هیچگونه اراده ای از خود نداشتند و به اینصورت اداره میشود که یکسری ارباب زاده و نجیب زاده بخاطر ان اصالتی که داشتند بر دیگران احاطه داشتند و انها برای دیگران تصمیم گیری می کردند که دیگران چگونه زندگی و رفتار کنند و یا کلیساها بیان میکردند که ما نماینده خدا در زمین هستیم و یکسری تکلیف برای مردم مشخص میکردند و مردم عادی هیچگونه اختیاری از خود نداشتند و خاصیت ذره ای انسانها بسیار ضعیف شده بود ، یعنی استقلال شخصیتی از بین رفته بود و اربابها و کشیکها اینده دیگران را مشخص میکردند ، ولی خاصیت موجی بسیار قوی شده بود ؛ و چون این دو موضوع دو لنگه ی یک خروار هستند ، وقتی یکی از این دو موضوع قوی شود ، دیگری به شدت ضعیف میشود و اینجا رشد این دو موضوع نامتقارن میشود .

یعنی در قرون وسطی خاصیت ذره ای کوچک شده و خاصیت موجی زیاد و قوی شده و چون این رشد خاصیت موجی هم درست نبوده ، خرافات به شدت زیاد شده بود ؛ ولی از طرف دیگر استقلال شخصیتی هم کم شده بود و تعادلها بر هم ریخته بود و بعد رنسانس اتفاق افتاد و رنسانس بیان کرد ما هر چیزی و هر حرفی را قبول نمی کنیم و بیان کردند ما هر حرفی را قبول داریم که با اصول خاص و عقلانی هماهنگی داشته باشد و اگر حرفی از این اصول پیروی کرد ما ان را قبول می کنیم و این اتفاقی که در رنسانس بوجود امد باعث شد امواج سرگردانی که تبدیل به خرافات شده بود از این فیلتر عبور دهند و باعث شد هر حرفی که منطقی و اصولی بود ان را می پذیرفتند و برعکس ؛

البته این موضوعات به راحتی جا نیفتاد و حدود 200 ، 300 سال طول کشید ، چون این نیروهای که توسط این بی تعادلی به قدرت رسیده بودند و صاحب انرژی شده بودند ، اصلا حاضر نبودند دست از این امکانات خود بردارند و یک داستانی بود و این خرافات به حدی زیاد شده بود که حتی مثلا بهشت را می فروختند و هر کس بر اساس توان خود بخشی از بهشت را میخرید و ... تا زمانی که کسی جهنم را خرید و ... به مردم میگوید که من هیچ کس را به جهنم راه نمی دهم ( البته شاید این بعنوان یک طنز بیان شده باشد ) . و این جریانات در ان زمان حاکم بود ، تا زمانی که اصول علمی و منطقی را در اروپا پیدا کردند و امواج سرگردانی که وجود داشت اینها از فیلتر رد شد و یواش یواش خرافات حذف شد ، در کنارش اصول علمی شروع به رشد کردند و یکسری از حقایق علمی کشف شد.

زمانی که ما ناخالصی داشته باشیم مثلا مقداری طلا و جواهر را قاطی مقدار زیای پیچ ومهره بکنیم ان موقع پیدا کردن این جواهرات بسیار سخت میشود ، زمانی انقدر سخت میشود که شما دیگر ان موضوع را رها میکنید . ولی اگر ان اضافه ها کنار بروند ان طلاها و الماسها خود را نشان میدهند ؛

مثل همین الماسهای کنگره 60 که در کف اقیانوسها و بحر بودند و با این دانش و متد (( دی اس تی )) ان خاکها را کنار زد  خرافات و سم زدائی و یو ار دی و ... و اضافه ها را کنار زد و انگاه ان الماسها یواش یواش بیرون امدند و نمایان شدند ؛

این اتفاق در زمان رنسانس هم رخ داد و کم کم دانش بیرون امد و قدرت واقعی خود را نشان داد که مثلا در عمل با ان اختراعات و اکتشافات بزرگی را بدست اوردند و حتی روش درمان یکسری بیماریها را بدست اوردند و این اتفاقها رخ داد و ان خاصیت موجی و خرافات ضعیف شدند و در مقابل خاصیت ذره ای شروع به تقویت شدن کردند ؛ وقتی خاصیت ذره ای قوی شد ، اتفاقاتی که افتاد انسان که جایگاه خود را از دست داده بود (چون خاصیت ذره ای را از دست داده بود ) یواش یواش شخصیت و اعتبار و مقام پیدا کرد .

انسانهایی که در سالهای بسیار زیاد به همدیگر فحاشی میکردند و خون همدیگر را می ریختند و اهل دروغ و خیلی مسائل ضدارزشی بودند و شآن انسانی جایگاهی نداشت ، وقتی خاصیت ذره ای یواش یواش بازسازی شد ؛ دوباره شان انسان احیا شد و برگشت .

شبیه همین قضیه را ما در کنگره داریم  ، مثلا شخص قبل از ورود به کنگره از الفاظ رکیک و ناشایست استفاده میکرد و به گونه ای دیگر رفتار میکرد ؛ ولی وقتی خاصیت ذره ای ما دوباره بازسازی شد ، خیلی از ان رفتار و اخلاقها به کنار رفت ،

چون برای یک انسان کارتن خواب با یک لباس کثیف ، اگر یک ظرف غذا روی لباس او بریزد ناراحت نمیشود چون همه چیز ان کثیف است ، ولی انسانی که شخصیت پیدا کرده است و با کت و شلوار و لباس سفید پوشیده اگر یک لکه چای به لباس او بریزد سریع عکس العمل نشان میدهد ،چون شان و جایگاه او تغییر پیدا کرده است و این فرایند اتفاق افتاد و خاصیت ذره ای بازسازی شد و شخصیت انسان برگشت و القاب مناسب شکل گرفت و مقام و شان و جایگاه پیدا شد و خیلی مودب بودند و رفتارهای مناسب و ...

و این باعث پیشرفت عظیمی در زندگی ، علم و دانش اروپا شد ؛

و خاصیت ذره ای استقلال شخصیتی هم با خود به ارمغان اورد و خانواده ها به اینده بچه های خود فکر میکردند و اینجا ان خاصیت موجی هم وجود داشت که با همدیگر در ارتباط بودند و ان پیوند محبت وجود داشت ؛ بنابراین همه چیز در حالت تعادل بود و این زمانی بود که اروپا بر جهان مسلط شد .

ولی بعدا خاصیت ذره ای کم کم رشد پیدا کرد و از طرف دیگر خاصیت موجی کم شد و یواش یواش انقدر ان خاصیت موجی کم شد که دیگر اعتقاد به ماوراءالطبیعه و نیروهای مافوق و ابعاد دیگر افرینش و حتی اعتقادی به قدرت مطلق یواش یواش از بین رفت و میگفتند که هر چیزی که هست ، همین چیزی است که ما رویت و با اصول خود اندازه گیری می کنیم و هر چیزی را که نتوانیم اندازه گیری کنیم برای ما غیر قابل قبول است ؛

بنابراین خاصیت موجی به شدت ضعیف شد و استقلال شخصیتی رشد پیدا کرد و عوارض ان این بود که دیگر برای انسانها مهمترین چیز این بود که در زندگی به چه مهارت و جایگاه و مقامی برسند ؛  یعنی برای انها ان شخصیت خودشان اهمیت پیدا کرد و دیگر به اطرافیان و خانواده اهمیت خود را از دست داد و امروز شاهد هستیم که در اروپا از صد سال پیش خانواده دارد از بین می رود ؛ چون خاصیت موجی دارد ضعیف میشود ( چون خاصیت موجی اینها را کنار هم نگه میدارد ؛ مثال یک ساختمان و عمارت را اجرها و تیراهن و این خاصیت ذره ای است و ان جوش و نقطه اتصال و سیمان و ملات و گچ ؛ اینها هم خاصیت موجی است و اینها باید به یک نسبت خاصی وجود داشته باشند تا ان ساختمان بتواند تعادل و بالاترین قدرت و استحکام خود را داشته باشد ) (( در مهندسی عمران  این کار را بررسی میکنند ، یعنی محاسبه میکنند که برای یک بنا از چه نسبتی آرماتور و از چه نسبتی سیمان بایستی استفاده کنند ؛ که ارماتور میشود خاصیت ذره ای و ان سیمان میشود خاصیت موجی و استحکام و کارایی که ساختمان دارد را این دو نسبت تعیین میکنند )) .

اما در زمان بعد از رنسانس و زمان مدرن که اتفاق افتاد ، خاصیت موجی به شدت کاهش پیدا کرد و خاصیت ذره ای به شدت در بعضی از کشورهای اروپا افزایش پیدا کرد ؛ مثلا در یکسری کشورهای اروپائی اصلا خانواده اهمیتی ندارد و تمام تمرکزش روی این مسئله است که بتواند خود را ارتقا دهد و حتی اکثرا تنها زندگی می کنند مثلا در کشور فرانسه ، دیگر از ان دانش و قدرتی که باعث ساخت برج ایفل و ان ناوهای جنگی و ساخت پلها و سدها را ساختند خبری نیست و ان دانش مربوط به زمانی بود که ان خاصیت موجی و ذره ای در تعادل بود و الان و امروزه اینگونه نیست ؛ مثلا از نظر اجتماعی در یکسری کشورهای اروپائی مشکلاتی بوجود می اید ؛

و زمانی که ان قدرت را داشتند به دلیل ارتباطات قوی بود و و هم تک تک افراد با یک نظم خاصی زندگی می کردند و یکی از ان نشانه های امروز این است که نظم و دیسیپرین کنار رفت  یعنی افراد که خاصیت ذره ای انها زیاد شد ، دیگر برای دیگران ارزشی قائل نبودند و دیگر به نظم و اموزش اهمیتی نمی دهند و اینها کم کم کنار می رود و دیگر ان صلابت وجود ندارد و ان خاصیت کم رنگ میشود .

این چرخه ای است که در جریان است ؛ یعنی این خاصییت هم برای هر انسانی صادق است ، که هر موقع هر خاصیت موجی ان زیاد شد دیگر خودش را فراموش می کند و هرگاه خاصیت ذره ای ان زیاد شد دیگر بقیه و هستی را فراموش می کند ؛ و حتی این برای یک انسان و حتی برای یک اجتماع صادق است .

حالا در کنگره ما می توانیم از این موضوع استفاده کنیم ؛ مثلا در اموزشهای خودمان من فکر می کنم ان نشستن و حضور در لژیون و ان چیزی که ان خاصیت موجی را تقویت می کند , چون همه ان ارتباط اعضای لژیون است و دائما دارند با همدیگر تبادل انرژی می کنند و راهنما به انها اموزش می دهد و ان خوراک مورد نیاز را از نظر موجی دریافت می کنند , چون همه اش ارتباطات است ؛ اما در جلسه که می اید بصورت فردی ظاهر می شود و خودش باید به تنهائی مشارکت و صحبت و خدمت کند و این ساختار جلسه که اولش شروع میشود طراحی شده برای اینکه ان خاصیت ذره ای ما بازسازی و ساخته شود و لژیون طراحی شده برای ان که خاصیت موجی ما ساخته بشود .

ما نمی توانیم هر یک از این دو مورد را حذف کنیم ؛ اگر حذف کنیم ان تعادل بر هم می ریزد ، پس بنابراین باید به این جلسات هم بهای لازم را بدهیم تا تک تک افراد بیایند و خود مستقل مشارکت و خدمت کنند و سر ساعت حضور داشته باشند و ما بایستی به این قضیه اهمیت و کمک کنیم که به بهترین شکل انجام شود ,

یکی از ان چیزهای که ما به ان کمک می کنیم که به بهترین شکل انجام بشود ، همین نکات مهمی است که بیان می کنیم که مشارکت باید به تازه واردین داده شود و کسانی که سفر اول هستند بیایند و مشارکت کنند تا ان شخصیت و خاصیت ذره ای انها شکل بگیرد و بتوانند خود را بیان کنند و رشد پیدا کنند .

اگر ما شرایط جلسه را طوری بوجود اوریم که فقط قدیمیها و سفر دومیها و به اشناهای خودمان مشارکت بدهیم ...

و یا چرا می گوئیم از ضمیر ما استفاده نکنید ، چون استفاده از ضمیر ما دیگر ان خاصیت ذره ای درست نمی شود و میشود خاصیت موجی ، پس وقتی میگوئیم  " ما " خاصیت ذره ای دیگر از بین می رود و من باید از طرف خودم صحبت کنم ، و وقتی دیگران را نصیحت می کنم جلسه انرژی و خاصیت خودش را از دست می دهد . من باید به موقع در جلسه حضور پیدا کنم یا استاد باید 5 دقیقه صحبت کند و فقط باید جلسه را هدایت کند به طرفی که افراد از تجربه و دانش خود صحبت کنند و استاد به مفهوم استاد دانشگاه نیست که همه ی زمان را اموزش بدهد و استاد باید خط و هدایت اول جلسه را بدهد و 5 دقیقه کافی است .

اگر استاد 20 دقیقه صحبت کند و فقط به قدیمها و سفر دومی ها مشارکت بدهد و همه هم از ضمیر ما استفاده کنند ، نتیجه این میشود که انرژی جلسه پائین  می اید و ان موقع افراد دیگر میل و رغبت به حضور در جلسه پیدا نمی کنند ؛ یک سفر اولی وقتی چندین با به جلسه بیاید و مشارکت به او داده نشود ممکن است کم کم دلسرد شود ، پس بنابراین همه ی ما باید به این قضیه توجه کنیم تا بیشترین نتیجه را بگیریم و اگر ما این نکات را توجه بکنیم , جلسه هم مثل لژیون انرژِی زیادی پیدا می کند .

یکسری نکات هم ما باید در لژیون رعایت کنیم تا لژیون ان صلابت و انرژی خود را داشته باشد , در کنار هم این دو مهم را انجام دهیم و خودمان حضور به موقع داشته باشیم , یواش یواش ان رهجوهای که می ایند متقارن رشد پیدا می کنند و هم خاصیت شخصیت خود را دارند و خاصیت ذره ای و هم ان پیوند محبت را دارند ؛

اگر رهجوئی بیاید و در جلسه شرکت نکند و خاصیت ذره ای شکل نگیرد و فقط در لژیون شرکت کند , پیوند محبت را فقط دراعضای لژیون می تواند شکل بدهد ، چون ساختارش به اندازه کافی رشد نکرده و پیوند محبت را با بقیه اعضا نمی تواند برقرار کند , بنابراین کم کم رهجو تبدیل میشود به رهجوی لژیون به جای رهجوی کنگره و این مطلب خوب نیست .

من کمی در مورد این موضوع صحبت کردم و خودتان می توانید از این موضوع استفاده کنید که همان موضوع فیزیک و نظریه ذره ای و موجی در فیزیک هم وجود دارد و ما می توانیم از این قضیه برای خودمان استفاده کنیم و فکر می کنم که جواب بدهد .

    (( از اینکه به صحبتهای من توجه کردید ممنون ))

نگارش و تایپ : مسافر هادی لژِیون یکم




طبقه بندی: CDهای... استاد امین """""""""""""""، 
برچسب ها: سی دی موج وذره.کنگره۶۰.استاد امین،  
دنبالک ها: وب مسافر خلیل،  
[ دوشنبه 7 اسفند 1396 ] [ 09:39 ب.ظ ] [ هادی جلالی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیادبه مواد مخدر درمان و رها بشوند ،

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب