تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی

وب مسافر مجید شیروی
تجربیات من از درمان اعتیادبه انواع موادمخدر . تریاک . شیشه .هرویین و...
قالب وبلاگ
((وادی دوم))

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم


 یکی از سوالاتی که همیشه برای من قبل از ورود به کنگره مطرح می شد و پاسخی برای آن نداشتم این بود که هدف من از خلقت چه بوده و اگر قرار است یک روزی متولد بشوم و روزی هم از دنیا بروم و در یک جایی دوباره بیدار بشوم و بر اعمال من انسان حسابرسی شود و اعمال نیک و بد من را روی دو کفه ترازو بگذارند و اگر خوبی هایم بیشتر باشد به بهشت می روم و اگر بدی هایم بیشتر باشد به جهنم می روم، تمام اینها را من در ذهن خودم تداعی می کردم ولی پاسخی برای آن نداشتم. همه ما در روز الس با خداوند پیمان بستیم که حرکت خودمان را آغاز بکنیم برای اینکه هرکدام از ما به خط پایان برسیم و این خط پایان به این شکل نبوده و نیست که از یک مبدأ شروع بکنیم به یک مقصد برسیم و همه چیز تمام شود، هر کدام از ما انسانها زندگی های متعددی انجام داده و انجام خواهد داد.
هدفی که در پیام ها مطرح شده این است که خوبی خوب است، ولی وقتی یک انسانی بدی را تجربه نکرده باشد خوبی برای آن انسان مفهوم و ارزشی ندارد، ان انسانی قدر پول خود را می داند که بی پولی کشیده باشد، آن انسانی قدر سلامتی خود را می داند که مریضی کشیده باشد، ما باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنیم که فائق آییم بر آن مشکلات تا یک مسیر رو به جلو و رو به صعود را طی کنیم. تنها به این جهان می آییم و تنها هم می رویم، تنها می آییم آموزش بگیریم تا خدمت کنیم، آموزش گرفتن و خدمت کردن می تواند در جهت ضدارزش ها باشد، ما از ابتدا مصرف مواد را بلد نبودیم ولی یاد گرفتیم، زحمت و زمان و انرژی و پول زیادی را صرف این کردیم کاری بکنیم که سلامتی خودمان را از دست بدهیم و یک مصرف کننده تابلو شویم و مریض شویم چه در صور آشکار و چه در صور پنهان. یک خصلت در جایی خوب و در جایی بد فراموش کار بودن انسان است، همیشه انسان آنجایی که باید فراموش کند، فراموش نمی کند و آنجایی که نباید فراموش کند، فراموش می کند ولی یک انسان آگاه آن چیزی را که باید فراموش کند، فراموش می کند و آن چیزی را که نباید فراموش کند، فراموش نمی کند ؛ اینکه من به عنوان یک مصرف کننده از خودم یک موجود بی حرکت در صور پنهان ساخته ام و در صور آشکار فقط اینکه حیات داشته باشم و یک کاری بکنم، مصرفم را داشته باشم و حالا اگر مسئولیت های ریز و درشتی دارم آنها را هم کم و بیش انجام بدهم فایده ای ندارد.
یک مسئله ای که فوق العاده به ما کمک می کند که از حالت خمودگی و مریضی دربیاییم و مکمل روش DST است ورزش می باشد.
هر کسی در این آموزشی که می گیرد و در کاری که در دوران حیات خودش باید انجام بدهد، هر وقت به انجام آن کار نزدیک تر بشود، حالش بهتر است و آرامش بیشتری دارد. امیدوارم که به نشانه ها توجه بکنید، لطف خداوند شامل حال ما شده است که ما اینجا هستیم، برید نگاه کنید که در مکان های دیگر چه می گویند، چه کار می کنند، چقدر به طرف رشد و تعالی حرکت می کنند، خداوند اجازه دانستن را به هر انسانی نمی دهد، شک نکنید که اگر کنگره 60 دایر نمی شد ما هرگز نمی توانستیم از جهان اعتیاد بیرون بیاییم، باید خیلی قدر این فرصتی که به ما داده شده را بدانیم و صندلی های اینجا را سفت بچسبیم، اگر قرار بود قدر اینجا را ندانیم من الان اینجا نبودم، من آدم فرصت طلبی بودم و می خواستم به همه جا برم، کارم را انجام بدهم، به خواسته ام برسم و بروم و خیلی برام مهم نبود که چه اتفاقی بعداً می افتد، ولی وقتی رها شدم در کمال بهت و حیرت بودم که چطور شد با این روش مواد خودم را قطع کردم و الان دو روز است که گذشته و تا به الان سرحال تر از این نبودم، این چه روشی است و آن روش هایی که قبلاً انجام داده بودم چه بودند و یک نیرویی در درونم می گفت صبر کن هنوز مانده است. من یک سال و نیم بود که از رهایی ام گذشته بود خدا را شکر می کردم از اینکه رها شدم ولی واقعاً نمی دانستم که خداوند چه لطفی نصیبم کرده، سال 82 مسئول شعبه اسلامشهر بودم، چند ماهی من برای مشاوره و جلسه به آنجا می رفتم که یک ساختمانی برای یک NGO به نام جمعیت مبارزه با اعتیاد بود و هفته ای یک روز آنجا را در اختیار ما قرار داده بودند، مسئول آنجا از من خواستند که هفته بعدی که آنجا جلسه داریم زودتر بیایم و در جلسه آنها هم حضور داشته باشم، هفته بعد رفتم ولی اصلاً نمی دانستم دستور جلسه آنها چه هست و از خیلی NGO ها به آنجا آمده بودند راجع به اعتیاد صحبت می کردند، یک عده مصرف کننده بودند و از NGO هایی که موادشان را قطع کرده بودند حضور داشتند، همه صحبت هایشان را انجام دادند و یک وقتی هم برای صحبت به من دادند، من وقتی آنجا صحبت های آنها را شنیدم تازه فهمیدم که هر لحظه من باید خداوند را شاکر باشم و برای تعالی اینجا باید از جان مایه بگذارم و حرکت کنم، با خودم گفتم که چقدر لطف خداوند شامل من شده که الان من با این حال اینجا نشسته ام. شما که سفر دومی هستید یا سفر اولی هستید که دارید درمان می شوید از خودتان می پرسید که در زمانی که تمام دنیا اعتقاد دارند که مواد مخدر را نمی شود کنترل کرد، اگر آقای مهندس این راه را کشف کردند در اختیار ما قرار نمی گذاشتند ما الان کجا بودیم، آقای مهندس اگر مشکلات و مسائل را برای خودشان خیلی واجب تر می دیدند و راه درمان DST را ارائه نمی دادند و کنگره 60 را تأسیس نمی کردند ما الان کجا بودیم. همه از خودمان بپرسیم این غیر از لطف خداوند است از طریق یک انسان نورسیده و ما همه مان داریم نسبت به همدیگر همین کار را انجام می دهیم، راهنما راهی را رفته و به من این راه را آموزش می دهد، من امروز این راه را دارم می روم، فردا راه را به دیگری نشان می دهم، خیلی برای این ارزش قائل باشید. من الان با تمام وجودم این را حس می کنم که هیچ انسانی، هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی گذارد، موضوع خیلی جدی است به همدیگر کمک کنید، بعضی مواقع یک مشکلی را آنقدر بزرگ می کنیم که خودمان از آن مشکل می ترسیم، مثل بچه های سیگاری که می خواهند بروند به لژیون ویلیام وایت همین حس به آنها دست می دهد، آنقدر نکشیدن سیگار را در ذهنشان با توجیهات نادرست بزرگ می کنند و خودشان را اینگونه توجیه تریاک را در خفا می کشند ولی سیگار دست همه هست، آدم می بیند و هوس می کند.











طبقه بندی: ۱۴وادی کتاب عشق """""""""""""""، 
برچسب ها: کنگره60.درمان اعتیادبه انواع موادمخدر،  
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی، وب همسفر نادیا،  
[ شنبه 14 بهمن 1396 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ خلیل ملایی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیادبه مواد مخدر درمان و رها بشوند ،

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب