وب مسافر مجید شیروی
تجربیات من از درمان اعتیادبه انواع موادمخدر . تریاک . شیشه .هرویین و...
قالب وبلاگ
((خدایا راضی ام به رضای تو))


بعضی ها عجیب خوبند ، یادشان که می افتی روحت جانی دوباره می گیرد ، یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت می نشیند ، بعضی ها را کم می بینی و حتی اگر نبینی ، باز با تو هستند ، بعضی ها عجیب می آیند و عجیب تر آنکه دیگر نمی روند حتی وقتی که کنارت نیستند از ذهنت بیرون نمی روند.



تصویرشان

صدایشان

حرفهایشان

راهنمایی هایشان ...

همه را پیشت امانت می گذارند

و تو می مانی و مرور حرفها و آموزشهایی که به تو داده ، 

و تو می مانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها.

بعضی ها عجیب خوبند

و عجیب تر اینکه از علایق و حتی از بودن در کانون گرم خانواده خودشان می گذرند تا تو را خوب کنند و به سر منزل مقصود برسانند. بعضی ها بدون اغراق قطره ای از وجود خداوند و بنده ای از بندگان خوب خداوند هستند بر روی زمین.

بعضی ها عجیب خوبند...

امیدوارم که خداوند بوسیله دستهای پنهان هستی بهترینها را برایشان مقدّر فرماید . 

تقدیم به راهنمای عزیزم
پس حالا که تقدیر این شد. بهتر است تسلیم باشیم و به پروردگار حکیم و بخشنده و مهربان اعتماد کنیم. گاهی خداوند همه پنجره ها را می بندد و همه در ها را قفل می کند، چقدر زیباست که فکر کنیم آن بیرون طوفان است و خدا دارد از ما مراقبت می کند. خدایا حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری را بر من آشکار ساز تا درهایی که به سویم باز می کنی را ندانسته نبندم، و درهایی که به رویم می بندی را به اصرار باز نکنم.

گاهی گمان نمیکنی، ولی خوب می شود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر،تهیه، به دستور می شود

گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
 گاهی نگفته، قرعه به نام تو می شود

گاهی گدایی و بخت با تو نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
 گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

گاهی تمام آبی این آسمان ما
 یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
از هر چه زندگی است دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
 گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم کجایی،چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

 


همیشه در حالی که…
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
یه عالمه اشک توی چشماته!
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده…
باید بگی : خب دیگه… واسه همیشه خدافظ …!
اما........

قاصدك باز اگر برگشتی

و اگر پرسیدت ز فلانی چه خبر

تو خودت حال مرا می دانی

بوسه بر دستش زن

و ازش بپرس و بهش بگو

شیشهء پنجره را باران شست .

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور ،

 من تورا خواهم برد به سر رود خروشان حیات

 آب این رود به سر چشمه نمی‌گردد باز

 بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز

 باز کن پنجره را

 صبح دمید !

 و چه رویاهایی !

 که تبه گشت و گذشت .

 و چه پیوند صمیمیتها ،

 

که به آسانی یک رشته گسست .

...

استادعزیز ودوست داشتنی ام آقامجید   با ارزوی صحت و سلامتی برای شما را از درگاه قدرت مطلق خواستارم  و با تشکر و قدر دانی از همه ی برادران هم لژیونی خودم  که دراین وبلاگ مارا یاری نمودند

اما استادم.هیچ وقت فراموشتان نخواهیم کرد وهمیشه درقلب ما هستید وامیدوارم هرچه زودتر  به سلامتی کامل برگردید ودیگران هم بتوانند از علم شما راهنمای توانمند وپرانرژی استفاده بنمایند

از طرف کلیه  رهجویان لژیون یکم

نمایندگی سهروردی اصفهان

  نگارش به قلم: مسافرخلیل

1396/09/20












طبقه بندی: دلنوشته ها"""""""""، 
برچسب ها: کنگره60.درمان اعتیادبه انواع موادمخدر دلنوشته،  
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی،  
[ سه شنبه 21 آذر 1396 ] [ 04:12 ق.ظ ] [ خلیل ملایی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیادبه مواد مخدر درمان و رها بشوند ،

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب