تبلیغات
وب مسافر مجید شیروی

وب مسافر مجید شیروی
تجربیات من از درمان اعتیادبه انواع موادمخدر . تریاک . شیشه .هرویین و...
قالب وبلاگ

 

(( بنام قدرت مطلق الله ))

خلاصه متن سی دی آموزشی معنویت از بنیان کنگره 60

 

"" ما بسیار دلتنگ شما می باشیم و بنیان یک دانش نو را برایتان به دید ژرفی می نگریم ، ما همه فکر می نمائیم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارائی فراوان است. ""

سلام دوستان من حسین هستم یک مسافر

امیدوارم حال همه ی شما خوب باشد ، حال من هم خوب است .

یک پاراگرافی را میخوانم و بعد راجع موضوعی صحبت میکنم و بحث را ادامه میدهم ، مبحثی که بیان میکنم مربوط به تاریخ 1385/01/03 میباشد .

"" ما بسیار دلتنگ شما می باشیم و بنیان یک دانش نو را برایتان به دید ژرفی می نگریم ، ما همه فکر می نمائیم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارائی فراوا نیست ، بلکه به اندیشه و به انجام کارهای بزرگ است و این یک گام بزرگی است که برای زندگی دوباره برمی دارید ، که سبب آمدن آدمهای خواهید شد که قالب و یا چهارچوبهای محکمی را بنا خواهند کرد ، برای پیشرفت دانش نوین ، ستون خواهید گردید و انچه باید انجام بپذیرد ارسال می گردد ""

ما خیلی زمانها از علم و دانش و یا بنیان علم صحبت می کنیم و باید این توجه را بکنیم که وقتی صحبت علم و دانش می کنیم ، فوری ریاضیات ، فیزیک ، شیمی ، تاریخ و ... به ذهن ما میرسد که مفهوم از علم اینهاست ، ولی مهمترین علم ، علم زندگی کردن و طریقه زندگی و روش زندگی را تعیین و مسیر زندگی را روشن کردن و درست حرکت کردن در مسیر زندگی ، این خود علم و دانش بالائی می باشد ، یعنی به اعتقاد شخص من ، علم و دانش اصلی همین است ، ان علوم ریاضیات و فیزیک و شیمی و ... اینها به کمک انسان می اید که انسان بتواند به زیست خود ادامه دهد ؛ پس این از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است که ما چگونه زندگی می کنیم و چگونه عمل می کنیم .

در زمانهای قدیم این قوانین و فرامین توسط پیامبران به انسانها ابلاغ میشود.

دین یعنی روش و آئین زندگی و درست زندگی کردن .

تمام ادیان می خواستند انسان را هدایت کنند به صراط مستقیم ( صراط مستقیم ، کوتاه ترین راهی است که انسان را به هدف میرساند و راه مستقیم یعنی اجرا کردن قوانین )

قوانین چیز عجیب و غریبی نیست ؛ مثلا قوانین بیان می کند ای انسان ، دروغ نگو ، غیبت نکنید ، رشوه نگیرید ، فساد نکنید و ... ولی از انجائی که هر زمان یک گوهری وجود دارد ، بلافاصله یا رسوب روی ان را میگیرد و یا ان را برمی دارند و یا بوسیله خودش میخواهند به ان پاتکی بزنند .

در قرون وسطی در مسیحیت ، سوء استفاده های از دین میشود و باعث شد که مطرح کنند که دین افیون جامعه است ؛ ولی خرافات افیون جامعه است و به اعتقاد من بی دینی افیون جامعه است .

دین اگر درست به اجرا در اید میتواند برای جامعه برکت باشد .

یک چیزهای می اید و روبروی دین قد علم میکند ، از جمله معنویت که مثلا ما به دنبال معنویت هستیم و در بعضی قسمتها امدند معنویت را در مقابل دین قرار دادند و بعد اسامی متعددی برای ان بیان و مشخص کردند .

 دین یا شریعت یک روش ، متد و مجموعه قوانینی میباشد و  ان راهی را که ما طی میکنیم میشود طریقت و ان هدفی را که ما دنبال می کنیم میشود حقیقت .

پس شریعت ، طریقت و رسیدن به حقیقت ، هر سه مکمل همدیگر هستند ، یعنی یک موضوعی را بیان می کند و این سه همه یک مسیری را طی میکنند که این مسیر اسمش راه مستقیم است ، و به اعتقاد من این مسیر هیچ  راه میانبری ندارد .

روی هر نکته که بیان میشود باید دقت کنیم ، میگویند راه مستقیم ، کوتاه ترین و نزدیکترین راه بین دونقطه و هر مسیری ، راه مستقیم است و هیچ راهی را پیدا نمی کنید که از راه مستقیم کوتاه تر باشد . اما خیلی انسانها وعده میدهند که مثلا این راه ، راه میانبر است و ما میخواهیم زودتر به هدف برسیم .

پس قوانین و ائین و حرکت در رسیدن به یک حقیقت ، همه ی اینها میشود یک راه . و در این مسیر مسائل مختلفی بیان میشود و در این میان معنویت هم به میان می اید و بیان میشود .

معنویت یعنی از روی معنا ، یعنی انچه منسوب به معنا است ، به ان معنویت می گویند ( منسوب یعنی نسبت داده شده ).

حالا اگر بخواهیم معنویت را در نظر بگیریم باید یک تئوری داشته باشیم و اجرا شود و یک نتیجه ای بدهد .

گاهی اوقات ما با برداشتی که خود داریم ، میخواهیم معنویت را مقابل مسئله ی دیگری قرار دهیم و یا بگوئیم مثلا این معنویت است یا طریقت است .

طریقت یا راه ، بدون مقصد و بدون در نظر گرفتن قوانین ( که شریعت است ) شما به کجا می خواهید برسید و اگر ما شریعت یعنی قوانین را حذف کنیم به هیچ جائی نمی رسیم .

پس بنابراین اگر بخواهیم معنویت را مورد بررسی قرار دهیم ، خوب هر معنویتی یک تئوری دارد و باید تئوری ان را بنگریم که چی هست ، همان مسئله ای که در بحث قبل گفتیم که هر موضوعی یک صورت مسئله دارد و مسئله و راه ان چیست و چطوری ان را حل کنم ، که میشود پروتکل ان ؛ پس یک مثلث ایجاد میشود که صورت مسئله که حل ان میشود پروتکل و اجرا .

وقتی معنویت بیان میشود باید بنگریم که تئوری چیه ؟ راه چیه ؟ و مسیر چیه ؟

اینجا گاهی اوقات باعث میشود که یکسری مسائل  و مکتبهای متعددی بوجود بیایند و بوجوده امده اند و ممکن است ما در چاله های این مسائل قرار بگیریم .

وقتی یک مکتبی است و بیان میشود ، باید ببینیم تئوری ان چیه ؟

مثلا مکتبها و عرفانهای متعددی وجود دارند که به عرفانهای نوظهور هم نامبرده میشوند و انواع و اقسام مکتبها و عرفانها وجود دارد . ما باید ببینیم تئوری چیه مانند مثلا همان انرژی درمانی ، مثلا انرژی درمانی ، تئوری ان چه چیزی را بیان می کند و به چه چیزی معتقد است (( انرژی درمانی معتقد است که در هستی و کهکشانها ، انرژیهای متعددی وجود دارد و این انرژیها می تواند در درمان بیماریها به ما کمک کند ؛ که اصطلاحا به ان فرادرمانی می گویند ))خوب این قسمت و صورت مسئله درست است و در طبیعت و کائنات انرژیهای بسیاری هستند و این انرژیها می توانند در سلامت ما نقش مهمی داشته باشند ، برای اینکه ما معتقدیم که نفس و جسم انسان دارای هفت چاکرا و نقطه اتصال میباشد که هر کدام وظیفه ی خاص خود را دارد و هر کدام مرتبط با قسمتی از بدن میباشد و اینها توسط یکسری انرژیهایی کنترل میشود ؛ بنابراین ما نمیتوانیم در این قضیه دخالت کنیم و ...

و انسانهای هستند که با سیر و سلوکهای طولانی مدت و خیلی مشقتها  ، ممکن است به یک جائی برسند که بتوانند این چاکراها را ببینند و این هاله ها و حتی سایه انسان را ببینند و این مسائل هست و این تئوری و مسائل هست ولی راه اجرای ان چگونه است و چه کسی می تواند ان را اجرا کند و چه کسی می خواهد تخصص داشته باشد این انرژیها را جابجا کند ؟ 

پس اگر تخصص لازم را نداشته باشد برای جابجا کردن انرژیهای چاکراها ، ممکن است ایجاد اختلال کنند و این اختلال ممکن است در شخص مورد نظر و هم در وجود خودش بوجود اید .

به اعتقاد من این انرژیها در جسم انسان وجود دارد و نقش بسیار سازنده ای دارد و خیلی  اشخاص نادری هستند که این مسائل را رویت می کنند .

ولی یک قسمتی مربوط به انرژیها می باشد و همه چیز را ما با انرژیها نمی توانیم درمان کنیم ؛ نکته مهم تئوری معنویت  : در کائنات انرژی هست ، حالا چه کسی می خواهد انرژی را در فرد جابجا کند .

به اعتقاد من این کار صد برابر خطرناکتراز یک عمل جراحی است و کسی که ان اموزش لازم را ندیده باشد ، صد مرتبه خطرناکتر از مسئله جراحی است .

تداخل و مداخله کردن در انرژیهای متعدد چاکراهای بدن ؛ اگر شخص تخصص لازم را نداشته باشد ، میتواند اسیب فراوانی را هم به خودش و هم به فرد دیگری بزند . در کائنات انرژیها هست ولی به این راحتی نمیتوان در انها مداخله کرد .

بنابراین طریقه اجرا در مسائل خیلی مهم است حتی در انرژیها ، بعد هدف چیه ؟ و نتیجه چی هست ؟

پس در مسائل ، اول تئوری و سپس اجرا و نتیجه  و هدف خیلی مهم است .

گاهی اوقات تئوری یک چیزی را بیان میکند ولی اجرا چیز دیگری میشود و این برای ما خیلی اهمیت دارد ؛ که تئوری چه میگوید و ایا اجرای میتواند ان تئوری را به عمل و نتیجه برساند و ایا امکان پذیر است . و مهمترین مسئله در هر کاری نتیجه ی ان میباشد ، حتی از یک مسافرت ساده و زیارت و یا هر کاری ، نتیجه ان مهم است و به چه منظوری ان کار را انجام می دهیم مهم است .

بنابراین در هر قسمت می خواهید بروید ، ببینید که تئوری با اجرا با همدیگر جور در می اید .

خداوند یک چیزی به انسان داده است بنام تعقل و شما از نظر عقلانی ببینید که ایا ان مسئله جور در می اید یا نه .

انچه که در کتاب ما است و بیان میشود ، همه باید بر مبنای علم و دانش باشد ؛ مکتبی که ما به ان معتقد هستیم در قران 267 بار از کتاب نام برده شده است و این یعنی چقدر کتاب مهم است و ... یعنی برای دانش و علم بسیار ارزش قائل است و نشانه ها برای متفکرین و عالمان است و ...

بنابراین اگر ما در شریعت درست حرکت کنیم ، چیزی غیرعلم ، دانش و اگاهی نیست و در قران از تفکر ، اندیشه و علم سخن میگوید و انسان را تشویق میکند به دانستن . ( رسول خدا بیان میکند یکساعت تفکر ، بهتر از 70 سال عبادت است ).

بنابراین منظور این است که ما در هر قسمتی در دام نیفتیم , ببینید و تفکر و اندیشه و بررسی کنید .

هیچ چیزی را  به شما مجانی نمی دهند و این مطالب را بیان میکنم که در دام اینها نیفتید و مجنون و دیوانه نشوید و دچار انواع و اقسام مریضیها نشوید .

در قران بشارت میدهد به انسانهای که بهترین سخنها و حرفها را انتخاب میکنند .

بطور کلی صور اشکار ان قسمتهای است که قابل لمس و درک است ، ولی انچه قابل درک و حس و لمس نباشد به ان صور پنهان یا متافیزیک یا ممکن است به ان معنویات بگوئیم .

ولی صور پنهان و اشکار یکی هستند ، صور فیزیک و متا فیزیک یکی هستند ، طبیعت و ماوراء طبیعت یکی هستند و دنبال همدیگر هستند ؛ ولی ما این قرارداد را گذاشتیم که چیزی را که نمی بینیم و درک نمی کنیم میشود صور پنهان و ان چیزی که درک نمی کنیم میشود ماوراءالطبیعت و ...

اگر ما علم و دانش و اگاهیمان به یک مرحله ای برسد و بتوانیم صور پنهان را درک و حس کنیم انها هم میشوند صور اشکار ، موقعی پنهان است که ما به ان علم و اگاهی و دانش نرسیدیم .

امواج و انرژی درمانی ، موقعی که ان را درک و لمس نکنیم و اگاه نباشیم ، برای ما پنهان است ولی اگر درک کنیم برای ما اشکار می شود .

بیان میشود : همانا قران کریم کتابی است پنهان و ان را لمس و حس نمی کنند ، مگر انهایی که مطهر درونی و اگاه باشند . و صور پنهان در کتاب زمانی است که ان را درک نکنیم ، ولی موقعی که درک کرده شود میشود صور اشکار و بعضی از قسمتها تمثیل است .

و  اینجا چون یکسری چیزها را لمس می کنیم و یکسری چیزها را لمس نمی کنیم و درک نمی شود ، اینجا یک بازار اشفته بوجود می اید و باعث میشود یکسری عرفانهای نوظهور یا مکاتب جور و اجور شروع بوجود امدن کنند و رشد کنند .

ما باید روی مفهوم کلمات گوناگون و جورواجور روی ان تفکر و اندیشه کنیم ؛ که ما مجموعه ی اینها را جهان بینی نامیدیم و دیگر نگفتیم معنویات و دین و یا ...

این جهان بینی به ما میگوید روی هر قضیه ای باید تفکر و اندیشه کنید ، هیچ چیز را مجانی به ما نمی دهند و هیچ راه میانبری برای ما وجود ندارد و امکان ندارد از یک راه میانبر به نتایجی برسیم . مثلا رسیدن از راه میانبر یعنی رشوه گرفتن ، یعنی حق و حساب گرفتن ، یعنی از خط مستقیم خارج شدن .

شما راهی کوتاه تر از راه مستقیم ندارید و راه مستقیم یعنی پرداختن به ارزشها و دروی از ضدارزشها و این مجموعه کار ماست .

عرفان یعنی شناخت و اگاهی و معنوی یعنی معنا و روی ان بررسی کنید که ما در دام نیفتیم .

"" ما بسیار دلتنگ شما می باشیم و بنیان یک دانش نو را برایتان به دید ژرفی می نگریم ، ما همه فکر می نمائیم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارائی فراوان است ""

ما می دانیم که بزرگ بودن با شکوه انسان به سبب این نیست که مثلا من کشور بزرگی دارم و یا چون من ثروت زیادی دارم انسان بزرگی هستم . بزرگی نه به ثروت است نه به داشتن یک کشور بزرگ یا اموال فراوان .

"" بلکه به اندیشه و به انجام کارهای بزرگ است ""

بزرگی انسانها به اندیشه و انجام کارهای بزرگ  انها می باشد .

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف    مگر اسباب بزرگی همه اماده کنی .

بزرگ بودن یعنی اینکه شما اندیشه ی درستی داشته باشید و کارهای بزرگی را به انجام برسانید و نتیجه ی تو چیست و حاصل عمرت چیه و خودت کلاه ت را قاضی کنی ، ایا حاصل عمر من اندوختن پول و تیر و تخته و ... این چیزهاست و بعد یک مرتبه همه را بگذارم و بروم یا مطالب دیگری است .

"" و این یک گام بزرگی است که برای زندگی دوباره برمی دارید ""

ما که از جهان اعتیاد خارج می شویم و می ائیم به زندگی دوباره ، انگار که خدا دو مرتبه به ما حیات داده است .

"" که سبب امدن ادمهای خواهید شد که قالب و یا چهارچوبهای محکمی را بنا خواهند کرد ، برای پیشرفت دانش نوین ، ستون خواهند گردید و انچه باید انجام بپذیرد ، ارسال می گردد ، ما همه خواستار امدن این دانشگاه ( اکادمی ) هستیم ""

که اماده سازی اکادمی به عهده ی همه ی اعضا کنگره میباشد که این اکادمی را بنا کنیم .

حتی من در سایت کنگره دارم کاری انجام می دهم که سایت کنگره هم بین الملی شود و ورود به سایت کنگره امروز از قسمت سایت انگلیسی اغاز می شوید  و... و اینها همه در جهت اکادمی حرکت می کند .

و ما میتوانیم به عنوان تولید کننده علم  درآئیم و قطعا این حرکت و کار را انجام خواهیم داد و اگر بخواهیم تولید کننده علم باشیم ، این علم باید به زبان بین الملی باشد و به همین دلیل زبان اول سایت کنگره انگلیسی شد  و...

"" با تمام انچه نیاز انسانهای امروزی است ""

و انسانهای امروزی نیاز به چنین دانشگاهی دارند ، چون راه و روش درمان را ما بر ان مسلطیم و بلدیم و این باید بصورت اکادمیک باشد برای سایر انسانها .

"" شاید اینگونه فکر بنمائید که در ان مکان چکار می خواهید بنمائید ، باید بگوئیم در کار درست ابتدا باید ستونهای بسیار بادوام بنا نمود ""

اول هر کاری می خواهیم انجام دهیم باید ستونهای ان را بنا کنیم ، یعنی اول ان ساختمان را ایجاد کنیم ، سپس ساختمان علمی ان را بنا کنیم ، مثلا کنگره 60 اول پایه های ان بنا شد و پایه های ان بیان صورت مسئله اعتیاد و کتاب 60 درجه و تئوریهای دیگر بود تا به این نقطه رسیده است .

"" از مشق و اموزش ابتدائی تا شکافتن سنگ و یافتن ذره ""

از اموزش کم شروع میشود و تا شکافتن سنگ و یافتن ذره ادامه دارد ، همان بشکافید انچه شکافتنی نیست .

"" کار شما گام اول است ، زیرا از ما هم خواسته اند آموزش خود را کامل نمائیم ""

چیزی که مهم است ، ما هیچ موقعه هیچکدام از ما، به هیچ، نقطه ای نمی رسیم، که اموزشمان کامل شده باشد. .

هر علمی که ما داشته باشیم ، یکی بالاتر از ما علم دارد و ما همه نیاز به اموزش داریم ، اگر یک زمانی احساس کنیم که بلدیم و نیازی به اموزش نداریم ، انجا دیگر فاتحه ی ما خوانده است . من خودم دائما در حال اموزش دیدن هستم و اصلا خودم را کامل نمی دانم و حتی اساتید من هم همینطور و این کامل شدن در تمام سطوح برای انسانهاست .

"" ما برای همه ی شما ریشه ، ساقه و برگهای تازه و ریشه ی عمیق می خواهیم ، پل روبرو را از بین ببرید ، اگاه یا نااگاه بایستی به راه بسیار دور بیندیشید . ""

خیال نکنید فوری می رسید و باید به راه بسیار بسیار دور بیندیشید و از زمان الس شروع شده و تا روز قیامت ، از یک نقطه اغاز نمودیم ، که از ان نقطه انشعاب یافته ایم و باید به ان نقطه برسیم .

"" البته همیشه اهریمن از بین برنده خوبیهاست ""

کار شیطان و اهریمن از بین برنده خوبی ها است و کارابلیس و شیطان همین است و در باغ سبز را به شما نشان میدهد و شما را به اعماق جهنم می برد .

"" و خداوند را بیاد بیاورید  ، که برای رانده شدن خودتان دست به ازمایش می زند که کارگردان ان اهریمن است ""

خداوند را ببینید . وقتی اهریمن میخواهد خوبیها را از بین ببرد با زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه انسان میشود تا گوهر جان را برباید . ما انسانها صور پنهان و اشکارمان یک دیوار و یک مرز است و طبق قوانین شیاطین و اجنه اجازه ورود و تسخیر ما را ندارند و حق ورود به مرز و حریم ما را ندارد ، وقتی با زیباترین شکل وارد میشود از طریق عرفانهای نوظهور وارد میشود و در اصل از ان کانال میشود که گوهر جان انسان را برباید .

ممکن است شیطان از هر طریقی حتی از طریق سوء استفاده از طریقت و شریعت و هر چیزی می تواند وارد شود و باید ما به این مسئله اگاه باشیم . من نمی خواهم بگویم همه ی رشته ها و مکاتب بد هستند و اصلا چنین چیزی نمی گویم و میگویم روی هر کدام از اینها تفکر و اندیشه کنید که اجرا و نتیجه کار چه چیزی است و ما اصلا راه میانیر نداریم .

و خداوند برای اینکه شما به جلو رانده شوید ، دست به ازمایش می زند که کارگردان ان اهریمن است و ما را فریب می دهد .

"" او ما را فریب می دهد ، اما خداوند ما را اماده میکند ، دشوار است در ازمایش وارد شدن و سلامت از ان بیرون امدن ""

نیروهای منفی و چیزهای منفی را شیطان در نظر بگیرید و انچه انسان را از راه مستقیم خارج می کند را شیطان در نظر بگیرید

وقتی در مراحلی که مورد ازمایش قرار می گیرید ، بیرون امدن ان بسیار خطرناک است ، همیشه خداوند انسان را با بی پولی و فقر ازمایش نمی کند ، حتی گاهی با پولداری و پول انسان را ازمایش می کند که ازمایش با پول خیلی خطرناک و بدتر است .

چقدر دشوار است وارد جهان اعتیاد شدن ، شیطان ما را بازی داد و وارد مسئله اعتیاد شدیم ، حالا چقدر سخت است خارج شدن از مسئله ی اعتیاد و ازمایش اینگونه است و این خود یک نوع ازمایش الهی است ( حالا این یک نوع ازمایش است و یک ازمایش دیگر یکی وارد جمع اوری مال از طریق متعدد و ... و وارد این مسائل میشود و خارج شدن ان بسیار دشوار است )

"" ما شماها را در رسیدن به خواسته های خدائی به سبب کار درست دوباره چراغ مشعلها را فروزان خواهیم نمود . ""

             (( متشکرم ، مرسی ))

نگارنده : مسافر هادی لژیون یکم سهروردی اصفهان .


طبقه بندی: CD های جناب مهندس """"""""""""""، 
برچسب ها: کنگره60.درمان اعتیادبه انواع موادمخدر.ترک معتاد،  
دنبالک ها: وب مسافر خلیل ملایی، وب همسفر نادیا،  
[ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ هادی جلالی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تجربیات من در مورد درمان اعتیاد و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیادبه مواد مخدر درمان و رها بشوند ،

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب